پرندگان مرغوب

سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰


وقتی کسی «ریو» را به ملزماتش تجزیه می کند، همه اش درباره پرنده ای است که چندین هزار مایل را برای هدف مشخص تخم گذاشتن طی می کند. با این حال، اگرچه که تقلیل طرح داستانیِ تا این اندازه خوشایند والدینی که برنامه دارند کودکانشان را به دیدن این فیلم بفرستند (یا همراهی کنند) نیست، راهی که از طریق آن داستان ارائه می شود کمتر مبتذل است. در واقع، این فیلم کاملا بنیادگرایانه است (اگرچه که ما متوجه می شویم که پرندگان می توانند همدیگر را ببوسند). «ریو» یک جانشین موقت، یک انیمیشن درجه دو زمانبندی کرد تا بتوانند گزینه دیدار خانوادگی را بین فیلم های عرضه شده اول بهار و فیلم های گردن کلفت ماه مه و ژوئن را تامین کند. تنها مساله شگفت انگیز درباره این تولید انیمیشنیِ کم فروغ این است که لیستی برتر از صداپیشگان را جذب کرده است. اما این روزها اوضاع جوری است که حتی انیمیشن متوسط هم می تواند پول زیادی را به دست آورد.

در اینجا داستان زیادی وجود ندارد، روایت 91 دقیقه ای لزوما یک سفر جاده است که به عنوان یک کارت پستال متحرک به ریو دوژانیرو، تکثیر می شود. سکانس های اکشنِ تکرار شونده ای که در اینجا و جود دارد، ممکن است برای کودکان سرگرم کننده باشد اما همانها ممکن است بزرگسالان را وادار به چُرت زدن کنند. آنهایی که شوخی های «رنگو» را بسیار بزرگسالانه یافتند، خشنود خواهند شد که بدانند اِلمانهای کمدی «ریو» سنین 8-5 ساله را نشانه می گیرند. خیلی بعید است که بزرگسالان چیزهای زیادی برای خندیدن به آن پیدا کنند. این فیلم یک حس شتابزدگی دارد گویی به هم وصله شده است تا از پیشرفت سریع و هزینه برِ سه بُعدی بهره گیری کند. زمانی که صحبت از انیمیشن های سطح بالاست، فاکس همیشه با فاصله در جایگاه سوم نسبت به پیکسار و دریم ورکس قرار دارد، و این تلاش تاثیر زیادی در کم کردن این شکاف ندارد (بزرگ ترین سرآمد انیمیشن های فاکس «عصر یخبندان» است; کارگردان ریو، کارلوس سالدانا است، که کارگردانی یا دستیار کارگردانی کردن در هر سه قسمت آن سری، او را ارتقا داده است).

بلو (با صدا پیشگی جسی آیزنبرگ) یک طوطی دُم بلندِ اهلی شده است، که یک گونه ی نادر از پرندگام ساکن جنگل های آمریکای جنوبی است. درست زمانی که سر از تخم در می آورد، دستگیر شده و به ایالات متحده فرستاده می شود. او با صاحبش لیندا (لسلی من) زندگی خوشی را می گذراند، روزی یک دوستدار محیط زیست به نام تولیو (رودریگو سانتارو) پیشنهادی به لیندا می دهد. او آخرین طوطی دُم درازِ آبیِ ماده را پیدا کرده است; اگر لیندا بلو را به ریو بیاورد، پرنده ها می توانند جفت گیری کنند و این گونه را دوباره تداوم بخشند. اولین برخورد آبی با عروس آینده اش ،جیوئل (آن هاتاوی)، خوب پیش نمی رود، اما این دو قبل از اینکه یک گروه پرنده دزد آنها را قاچاق کنند، وقت زیادی ندارند تا صرف شناخت یکدیگر کنند. حالا تصمصم بر عهده بلو و جیوئل است تا از چنگ تبهکارانِ نامرد فرار کنند و با کمک تعدادی از دوستان پردار و خز دارشان به سمت لیندا و تولیو برگردند، قبل از اینکه به عنوان نمونه های کمیاب به فروش رسند.

عملا فیلم رضایت بخش است اما تماشایی نیست، و تاریکی غیرقابل اجتناب ناشی از عینک های 3 بُعدی، تاثیر رنگ های زنده ی پالت فیلم را کم می کند. بدون عینک، این فیلم یک منظره روشن از رنگ های درخشنده است. عینک رنگ های مات زیادی در فیلم به وجود می آورد. کاراکترهای ارائه شده تماشایی نیستند و پس زمینه آنها علیرغم فتورئالیست بودنش، اغلب فاقد عمق است (مسلما، درباره یک فیلم 3 بُعدی چیز عجیبی است). بعضی اوقات فیلم حس می کند که شرح سفر کارتونی به یک شهر کوچک است - چیزی که ممکن است در تاریخ انیمیشن های هالیوود منحصر بفرد باشد-.

کارگردان سالدانا در ریو متولد شده است، بنابراین این کارنامه عاشقانه اش برای شهر زادگاهش است. سرآغاز «ریو»، یک ادای احترام آشکار به پیش درآمد «شیر شاه» است، آیا نکته نهفته پشت این مدرک کوچک این نیست که، یک انیمیشن دستیِ 2 بُعدیِ قدیمی می تواند گهگاه تجربه کامل تر و گیراتری از انیمیشن 3 بُعدیِ کامپیوتریِ نوظهور باشد.

از بازیگرها تنها کسی که در عملکرد آوایی سریع شناسایی می شود، جورج لوپز است. بقیه شامل آن هاتاوی، هم یک کیفیت ناشناس در کارشان دارند و هم قادرند کمی استتار را انجام دهند. لحن و آوای جسی آیزنبرگ منحصر بفرد است اما خودش به اندازه کافی شناخته شده نیست که موجب حواس پرتی شود. سایر شرکت کننده ها موزیسین ویل. آی. اَم (که تصمیم می گیرد تا نام صحنه اش را به جای نام تعیین شده اش استفاده کند)، جیمی فاکس و جرمین کلمنت در نقش نایجل بدذات هستند. اگرچه «ریو» کاراکترهای انسانی را با حیوانات سخن گو مخلوط و متناظر می کند (اگرچه انسان ها نمی توانند زبان جانوران را بفهمند)، اکثر قسمت هاس تکلمی توسط کاراکترهای پردار یا چهارپا اجرا می شود.

«ریو» یک فیلم خانوادگی نیست; آن یک فیلم بچه گانه است. باوجود اینکه والدینی که تصمیم می گیرند این فیلم را با بچه هایشان ببینند (به جای خواباندن آنها) این تجربه را کمتر سرزنده خواهند یافت، فیلم به خودیِ خود اهدافش را برآورده می کند. همه چیز، داستان، طنز، کردار و پیام ناشیانه حفاظت محیط زیست در سطح مدرسه ابتدایی بر پا شده است، و تلاش کمی برای اضافه کردن چاشنی ثانویه پخته تر به حوادث صورت گرفته است (چیزی که مدام در سر بچه ها تکرار می شود به راحتی توسط ببیندگان بزرگسال هضم می شود). این تفاوت بین انیمیشن خوب و پرزهای یکبار مصرف لاقید است، و «ریو» در رسته اخیر کاملا زمین گیر می شود.

بیشتر بخوانید: یک دنباله ی شادِ پر رقص و آواز اما نامنظم

منبع : فیلم نگاه
  • سمیرا توکلی
  • |
  • سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۸
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۸۴۷
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...