زنی دیگر

چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰

  • نویسنده : تاد مک کارتی
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : هالیوود ریپورتر

کیت بلانشت چهار سال پیش در نقش بلانش دوبوا در نمایش «اتوبوسی به نام هوس» خوش درخشید. اما او در این فیلم به جای تکرار همان نقش راه و روش جدیدی در پیش گرفته است، طوری که برخی معتقدند که نقش دوقلوی امروزی و احساساتیِ بلانشِ در حال سقوط را در این بررسیِ شخصیت خوب از وودی آلن ایفا کرده است. در فیلم چیزی فراتر از اضطراب های شهری معمول فیلم های وودی آلن شخصیت جاسمین را تحت تاثیر قرار داده است. او به گونه ای از عرش به فرش افتاده که توان مواجه شدن با آن را ندارد و به سمت یک تراژدی پیش می رود. اگرچه در فیلم بعضا تمهیدات کلیشه ای و نخ نمایی هم دیده می شود، اما در کل با بازی هنرمندانه کیت بلانشت، «جاسمین غمگین» جای خود را در میان بهترین آثار اخیر وودی آلن باز می کند و دیدن آن برای علاقه مندان فیلم و منتقدان واجب و ضروری است.

فارغ از نقش اصلی، با دیدن فیلم این سوال پیش می آید که چه کسی فکر می کرد اندرو دایس کلی در یکی از فیلم های وودی آلن بازی کند؟ در واقع اندرو دایس کلی، بابی کاناوال و لوییس سی. کی نقش مردان نخاله ی حاضر در زندگی خواهر جاسمین که از طبقه اجتماعی پایین تری برخوردار است را ایفا می کنند، و وودی آلن از آنها برای پر رنگ کردن اختلاف طبقاتی موجود بین دو خواهر استفاده می کند، چیزی که معمولا در فیلم های وودی آلن نمی بینیم. از سوی دیگر، اختلاف بین وضعیت قبلی و فعلیِ جاسمین هم نمی توانست بیشتر از این مشهود باشد. زنی چهل ساله، مو طلایی و زیبا که پیش از این به عنوان همسر فردی میلیاردر، هال ( آلک بالدوین) در اوج روابط اجتماعی نیویورک قرار داشته است و اکنون با فروپاشی امپراطوری همسرش و خودکشی او، خوار و ذلیل و بی پول شده است.

تضاد بین این دو زندگی با رفت و آمد فیلم بین زمان گذشته و حال بیشتر نمایان می شود. اولین بار جاسمین را سوار در قسمت درجه یک هواپیما به مقصد سان فرانسیسکو می بینیم، ولی مقصد نهایی او در واقع آپارتمانی کوچک در گوشه ای از شهر است. آخرین سرپناه برای او و جایی که باید با خواهر تهیدست اش، جینجر (سالی هاوکینز) زندگی کند. جینجر و جاسمین خواهر ناتنی هستند، ولی گویا جاسمین از نظر ژنتیکی و ظاهری وضعیت خیلی بهتری نسبت به خواهرش داشته است. جاسمین که دائما لیوان نوشیدنی به دست دارد به فروپاشی روانی اش و اینکه هنوز در شوکِ آن وقایع است اعتراف می کند و از خواهرش می خواهد او را تنها نگذارد. اما او برای این تنها نبودن باید خیلی ها را تحمل کند: جینجر و دو پسر شلوغ و پر سروصدا، همسر سابق جینجر، اگی (اندرو دایس کلی)، کارگری سطح پایین که جاسمین را مسئول وضعیت بد مالی خود می داند و دوست پسر جدیدش، چیلی (بابی کاناوال)، که به نظر جاسمین خیلی از اگی بهتر نیست.

از طرفی، شکنندگی و آسیب پذیریِ کنونی و تنسی ویلیامز گونه ی جاسمین با چیزی که در فلاش بک ها از زندگی اش در منهتن می بینیم در تضاد است و از سوی دیگر از روی همان فلاش بک ها قابل پیش بینی است. او در همان زندگی پیشین هم عصبی و پرخاشگر به نظر می رسد، اما مشخص است به خاطر حمایت های همسرش و کنترلی که روی زندگی هر چند محدود ولی تجملیِ خود دارد این مشکل او فرصتِ بروز پیدا نکرده است. او دلیلی برای مشکوک بودن به فعالیت های اقتصادی همسرش ندارد و از طرفی چشم خود را روی روابط خارج از عرف و چارچوبِ او می بندد. شخصیت جاسمین شبیه به روت مِیداف در دنیای واقعی است (حتی قسمت زندگی با خواهرش) و از اینکه خانه پوشالی اش در حال فروپاشی است هیچ اطلاعی نداشته است.

جاسمین در اوج ناامیدی تصمیم می گیرد کاری پیدا کند و به عنوان منشی یک دندانپزشک (مایکل استالبرگ) مشغول به کار می شود و همزمان با یادگیری کار با کامپیوتر نیم نگاهی هم به شغل طراحی داخلی دارد که فکر می کند برایش شغل مناسبی است. اما زمانی که جینجر با مرد جدیدی (لوییس سی. کی) که به نظر جاسمین از دو تای دیگر بهتر است، آشنا می شود چیلی عصبانی شده و زندگی را برای آنها غیرقابل تحمل می کند.

فلاش بک های نیویورک باشکوه و خیره کننده هستند و علاوه بر سرگرم کننده بودن، ترسیم کننده ی کارِ پر مشغله ی هال و روابط پنهانی او از یک طرف، و غفلت خودخواهانه ی جاسمین از سوی دیگر است. صحنه های سان فرانسیسکو نیز روی این نکته تاکید دارند که چگونه وضعیت جاسمین با آشوب و کشمکشی که مردان طبقه ی کارگر در اطراف جینجر به راه می اندازند بدتر می شود. اما از سوی دیگر تنهایی هم به زنی مثل او که تمام زندگی اش را یک شبه از دست داده و در لبه پرتگاه قرار دارد، هیچ کمکی نخواهد کرد.

سرانجام یک راه نجاتِ احتمالی برای جاسمین پیدا می شود، دوایت (پیتر سارزگارد) دیپلمات بیوه ی خوش برخورد و جذاب با آن توجهات عاشقانه و در عین حال صادقانه اش درست همان چیزی است که جاسمین ناامیدانه به آن احتیاج دارد. اما این فرصت طلایی فقط به روشن شدن این موضوع می انجامد که مشکلات جاسمین بیشتر از آنکه ناشی از ناکامی های اخیر او باشند ریشه در تمایل درونی او برای گول زدن خویش دارند. پایان فیلم غافلگیرکننده و در عین حال درست و منطقی از کار درآمده است.

ای کاش می شد همین گفته را برای بعضی دیگر از قسمت های فیلمنامه وودی آلن هم به کار برد. این که روند تولید یک فیلم در سال آن هم با فیلمنامه غیراقتباسی از سوی این فیلمنامه نویس و کارگردانِ بی رقیب و شگفت انگیز بوده است، اما شاید تنها با گذاشتن چند روز زمان اضافی و کار روی فیلمنامه می شد اشکالات آن را رفع کرد. با بعضی صحنه های اوجِ فیلم که می توانستند غافلگیری های سینمایی خوبی باشند بسیار ساده انگارانه برخورد شده و معمولی و تقریبا پیش پا افتاده از کار درآمده اند. چنین تمهیداتی در فیلم های کمدی مشکلی ایجاد نمی کنند و به بارِ آنها نیز می افزایند، اما در فیلم هایی که لحن ترکیبی دارند و باید متقاعدکننده از کار درآمده باشند این تمهیدات جایی ندارند.

با این حال، این چیزی از ارزش بازی احساسی و چند لایه کیت بلانشت که بزرگ ترین دستاورد فیلم است کم نمی کند. جاسمین شکننده، پیچیده و کوته فکر است و در عین حال قدرت روانی لازم برای مقابله با سقوطش را ندارد. جاسمین را می توان در کنار بهترین شخصیت های زنی که وودی آلن در طی چند دهه اخیر و در فیلم هایی مثل «آلیس» (1990)، «زنی دیگر» (1988) و «شوهران و همسران» (1992) نوشته قرار داد، و در شخصیت او می شود انعکاس بعضی جنبه های آنها را دید.

جینجرِ تهیدستِ سالی هاوکینز هم مانند جاسمین درک و تصور درستی از شرایط پیرامونش ندارد. این بازیگر انگلیسی در دومین همکاری اش با وودی آلن نقش اش را تعمدا فروتنانه و اغراق نشده بازی کرده است. اندرو دایس کلی و بابی کاناوال نقش خود را به عنوان مردانی لاابالی، خونگرم و زود جوش که از جاسمین کینه به دل دارند به خوبی ایفا کرده اند و لوییس سی. کی هم مُهرِ خود را روی دیالوگ های وودی آلن گونه اش زده است. آلک بالدوین هم به راحتی در قالب میلیاردرِ خوش تیپِ وال استریتی فرو رفته و پیتر سارزگارد نیز به درستی تصویری تا اندازه ای خوب از خود به جاسمین ارائه داده که باور کردنش سخت است.

منبع : فیلم نگاه
  • پیمان جوادی
  • |
  • چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۷
  • |
  • ۲
  • |
  • ۱۵۷۸
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

شیدا قهرمانی
  •  12
  • |
  •  26
  • |

    فیلم خوبیه، اما با بازی کیت بانشت کیفت خیلی خیلی بهتری پیدا کرده! من عاشق بازی بلانشت هستم.

    شیدا قهرمانی
    •  8
    • |
    •  25
    • |

      بازی کیت بلانشت عالیه. فوق العاده ظاهر شده.