زنی تحت تاثیر از وودی آلن

چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰

  • نویسنده : ریچارد کورلیس
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : تایم

او در طرز راه رفتن، صحبت کردن و نگاه کردن شبیه پول به نظر می رسد، و چنان رفتار می کند که گویی هنوز آن را دارد. آیا او با پرواز درجه یک از نیویورک به سانفرانسیسکو نیامده است؟ با این حال جاسمین (کیت بلانشت) یک ورشکسته است. شوهرش هال (آلک بالدوین)، یک افسونگر مالی که در رسوایی برنی مِیداف سقوط کرد، سرِ سرمایه گذاران خودش را با برخی تدابیر هرمی و همسرش را با هر زن دیگری که می دید کلاه گذاشت. حالا او ناچار است به خواهر بای اِریا (منطقه خلیج سانفرانسیسکو) نشینش، جینجر (سالی هاوکینز) پناه ببرد، زیرا او شوهرش، خانه اش و جایگاهش را از دست داده است. همه ی دارایی اش وَهم کلاس بالایی است (جاسمین) که یک دختر به نام ژانت در دوران کالجش دهه ها پیش برای تحت تاثیر قرار دادن هال، آن را آفرید. او آن شخص را رها نمی کند بنا بر عادت و به این علت که این، همه ی آن چیزی است که او بلد است.

وودی آلن در یک دوران حرفه ای پربار به عنوان نویسنده-کارگردان که اکنون به 44 فیلم در 44 سال رسیده است، کمدی ها (آن بانمک های قدیمی) و تعدادی فیلم های دیگری ساخته است، که هرچند آنها در شوخ طبعی قدیمی وودی مضایقه کرده اند، اما جلوه ای یا نگاهی هجوآمیز از زندگی مدرن و رمانس بوده اند. «جاسمین غمگین» اولین کار مطلق غیرکمدی نویسنده 77 ساله در یک ربع قرن است – از زمان «زنی دیگر» (1988) و «سپتامبر» (1987) در اواخر دهه 80 و «صحنه های داخلی» در 1978، شبیه آن کارهای وودی آلن که محزون تر هستند، این فیلم نیز پرتره ای از یک زن در افراط گرایی است. اما یک نگاه از دور: آلن وسوسه و بیماری جاسمین را بدون نفوذ در روحش نظاره می کند. که با این روش فیلمی را می سازد که هم صمیمی است و هم کسل کننده، گویی که جاسمین حشره ای پرواز کنان در یک گلخانه ی برهوت است.

ما به راحتی می توانیم اقوام دراماتیک جاسمین را در خارج از قوانین آلن ردیابی کنیم. ظاهر افراطی اش و پرواز از رسوایی به سمت خانه طبقه کارگری خواهرش، او را به بلانش دوبوا در «اتوبوسی بنام هوس» اثر تنسی ویلیامز پیوند می زند (که کیت بلانشت پیروزمندانه آن را روی صحنه بازی کرد). تعادل نوسانی جاسمین او را تبدیل به دختر عموی میبل با بازی جینا رولندز در فیلم 1974 جان کازاواتیس «زنی تحت تاثیر»، می سازد. جنونِ جاسمین در حد جنونِ میبل نیست، فقط تحت تاثیر فلج کننده ای از روایت خویش قرار دارد. او نه می تواند با آپارتمان کوچک جینجر سازگار شود و نه با شوهر لمپنِ سابقِ جبنجر، آجی (اندرو دایس کِلِی) و رفقایش. او که به نظر می رسید کسی است که اصلش به همپتون می رسد به جای آن کارش به مجتمع مسکونی دولتی کشید.

آلن گهگاهی سرگشتگی زمانی و مکانی جاسمین را به اشتراک می گذارد. او فیلمش را در منتهتن افسانه ای می سازد جایی که بروکلین همیشه محله ای است که می توان به آن پوزخند زد (جاسمین بعد از رسواییِ هال به ناچار به آنجا نقل مکان می کند)، و یک سانفرانسیسکوی نابهنجار که عملا همه مردها در مراسم بعدازظهر یکشنبه مجهز به کت و شلوار و کراوات از کلیسا خارج می شوند. واضح است که ما توجه بیش از حد آجِی و رفیق کمتر مهربانش اِدی (مکس کاسلا)، که جاسمین را به عنوان عشق شهوانی بعدی خود می بینند را درک می کنیم. با این وجود تعامل خشن آنها چیزی بیش از یک سری برخورد کلیشه ای طبقه ی کلاس بالا جامعه در برابر طبقات پایین نیست.

جاسمین ناچار است بازنده ی دیگری را دفع کند (دندانپزشکی که مدت کوتاهی او را استخدام و یک نمایش ناشیانه غارتگرانه برای او اجرا می کند)، قبل از اینکه بتواند آخرین شانسش را با دوایتِ (پیتر سارزگارد) خوش مشرب و ثروتمند به دست آورد، یک شخص رویایی که با تصویری که جاسمین از خودش خلق کرده و دوباره برای او گرد هم آورده است، عاشق او شده است. چالش بزرگ این مرد پذیرفتن ژانتِ واقعی با همان شور و حرارات خواهد بود.

فیلم یک کاراکتر پیچیده و حیاتی دارد که جینجر است. همانطوری که این نقش توسط سالی هاوکینز اجرا شده است، کسی که همان سرزندگی و چابکی اش را در فیلم «الکی خوش» مایک لی تکرار می کند، جینجر، ضربه های سخت رمانتیکی و اقتصادی اش را با لبخند می پذیرد. این خوش بینی مادر زادی اش به خوبی از پس گرفتاری هایی که زندگی به او پیشکش می کند، بر می آید: خواهری که او کوچک ترین شباهتی با او ندارد، امیدواری برای یافتن یک دوست پسر جدید مهربان، ال (لوییس سی. کی). رابطه عاشقانه او با ال «جاسمین غمگین» را با صحنه های متاثرکننده، هرچه بیشتر باور پذیر می کند.

هاوکینز می تواند نسخه معاصرِ کاراکترهای زنِ فیلم های کلاسیکِ آلن باشد. دایان کیتون هنرپیشه زن وودی در دهه هفتاد و میا فارو در دهه هشتاد. کیتون شاد و دمدمی بود، فارو بیشتر شکننده و جستجو گر بود. هر دو هنرپیشه زن در هرحال قصد داشتند که  همدردی مخاطب را به دست آورند. بدون ساختن یک تئوری بزرگ پیرامون پیرامون روابط عاطفی آلن با کیتون و فارو، هنوز نیز می توانیم نوعی شیفتگی و حراست را در خلق کاراکترهایش برای این دو بیابیم.

او انتخابی سختگیرانه در مورد جاسمین دارد، تصویری ایده آل از زنی سابقا قدرتمند که به سرعت به سمت تباهی می رود، همانطور که بلانشت کارش را انجام می دهد. بلانشت در مصاحبه ای برای تایم به لیلی راتمن می گوید "همدردی به راستی راهی به آن پیدا نمی کند". من فکر می کنم رعایت کردن یک فاصله از بخشی که در حال بازی کردن آن هستید مهم است و صراحتا بگویم جالب تر است. به این علت که شما می توانید، به طور خاص در مورد موقعیت جاسمین، آن توهم و گریز از مسئوولیت را بدون هیچگونه قضاوتی ارائه کنید. مثل اینکه شما با کسی همدردی کنید که هیچ رابطه ای با او ندارید اما هنوز نسبت به او دلسوز هستید.

بنابراین نه همدلی، نه همدردی، دلسوزی بدون برقراری ارتباط، من حدس می زنم که احساس آلن برای جاسمین همدردی است، برای سقوطش از اوج و ناتوانی اش در کسب مجدد جایگاهش در آن سطح. من همچنین گمان می کنم که او سعی می کند جاسمین را حداقل تا اندازه ای برای تبهکاری و گناهِ طبقه ی دارا در زادگاهش مسئول نشان دهد. اگرچه جاسمین هیچ نقشی در آفرینش قضیه فاینشنال بابِل نداشته از آن بالا رفته، از آن بهره برده است و فانتزی اش را از ثروت و شهرت خیره کننده را با خود ادغام کرده است.

حالا برای بلانچ دوبوی بدون هیچ شکوه جانسوز، زمان بازپرداخت است، یک میبل بدون شوهر شیدایی که برای تباهی اش سوگواری کند. این پرتره به همان اندازه ی نظیرش در کار فرانسیس بِیکن نابخشودنی است. در رجعت وودی آلن به دوران غم افزایش، او در تاریکی در حال ترسیم سایه های آزار دهنده ای است.

منبع : فیلم نگاه
  • سمیرا توکلی
  • |
  • چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۸
  • |
  • ۰
  • |
  • ۲۱۵۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...