یانی دپ

یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۰


برق قِمه ها، موسیقی موج می زند، دکل از این سو به آن سو می جنبد، منتقدین خمیازه می کشند. مطمئناً، «دزدان دریایی کارائیب: سوار بر امواج بیگانه»، یک سیب زمینی خوشمزه از امواج است. و این به متوسطی دریایی عمیق است.

«دزدان دریایی: سوار بر امواج بیگانه» به بدی «دزدان دریایی سه» نیست (این فیلم مبتلا به ریکتز، قانقاریا، جذام دوران میانی بود). فیلم قبلی ظاهری از سنگفرش و انحراف نوسانی روی امواج تفسیر داشت (گفتگوی دو نفره! معمولاً زمان به خروج برای نوشیدن اشاره می­ کرد، و شاید برگشتی هم در کار نبود، وقتی دقایقی از فیلم بر سر چند پاورقی در کتاب قانون دزدان دریایی زبان بازی در می آورد). مشکل تفسیر در این زمان تهیج کمتر ولی هنوز آماده می باشد.

وقتی دیالوگی در کار نیست، سکانس های اکشن و شوخی ها با حداقل استانداردهای بلاک باستری قابل قبول رو می­ گردند، ولی همه آنها چیزی هستند که شما می توانید درباره اش سخن بگویید. کاپیتان جک اسپارو (جانی دپ) ورود مهیجی در لباس مبدل به نقش یک قاضی دارد، کسی که در مورد پرونده گیبز (کوین مک نالی) حکم صادر می کند. در یک مثال نوعی از اندیشه ناقص فیلم (که با عنوان بندی آغاز می شود – بی معنی اما آرام مثل نام یک ادکلن)، جک گیبز را به مرگ محکوم می کند، سپس همراه وی به درون زندانش می رود، قول می دهد که هر دو فرار خواهند کرد چون به نگهبانی رشوه داده است.

آیا راحت تر نبود گیبز را بی گناه بداند و با وی برود؟ خیر، چون ما به جک نیاز داریم تا فراری حیله گرانه طرح ریزی کند. این موضوع با تاب خوردن روی چلچراغ و دویدن از روی میز کافه مخصوص پادشاه انگلستان که می خواهد جک را تحت رهبری الهه انتقام قدیمی اش بارباروسا (جفری راش) در ماموریتی برای یافتن چشمه جوانی ببرد پیش از آن که اسپانیایی ها بیابند، درگیر می شود.

حسی مانند ارول فلین سریال «لونی تونز»، کاپیتان جک نزد پدرش (کیت ریچارد) می رود، کسی که تفسیر بیشتری ارائه می دهد: تو به دو پیاله نقره ای نیاز داری تا از چشمه جوانی بنوشی. ریچارد به همان اندازه بی ارزش است که در سال 1975 بود: شما دو نفر از کاریزماتیک ترین سرگرم کنندگان 50 سال اخیر را دارید و همه آنچه رُخ می دهد تحویل یک داستان پشتیبان کوچک است؟ تماشای این دو مجری که با هم ساندویچ می خورند بسیار سرگرم کننده تر از فیلم بود.

ضمناً، یک رقیب، جک اسپارو خدمه ای را استخدام می کند تا به دنبال چشمه رود، و پس از نبرد مضحک با شمشیر، جکِ قلابی دوست دختر قدیمیِ جک، آنجلیکا (پنه لوپه کروز) از آب در می آید. سخت نیست تا آنچه جذاب است را ببینیم: فکر تمام رازهای ریمل که می بایست بهره می بردند. ضرر همانی است که پدرش ریش سیاه (ایان مک شین) کسی که برای دیگر دزدان حکم کشیش را دارد. اسپارو شورش مضحکی در مقابل ریش سیاه رهبری می کند، کاپیتان پیر وی را حفظ می کند تا در یافتن چشمه کمکش کند.

جُک ها در امتداد یک سطح چهار درجه ای شلیک می شوند: جک رییس اش را "کفل تو" صدا می زند و در طول یک مشاجره که با یک مسیونر مسیحی درگیر می شود، می گوید: "من از موقعیت مسیونری حمایت می کنم." محدوده توجه داستان نیز نسبت به خدمه کشتی بیشتر از دوره راهنمایی است: به افسرها روی کشتی ریش سیاه گفته می شود تا به سمت زامبیفیلد روند، ولو هیچ چیزی هم از این موجب نمی شود، و ریش سیاه می تواند سحر و جادو کند لیکن ظاهراً رغبتی به این کار نشان نمی دهد. وقتی برای اولین بار او را ملاقات می کنیم یک جفت از حقه های خیلی خوب را انجام می دهد و سپس ارجاع بیشتری برای هنرهای شیطانی وی صورت نمی گیرد.

فرض می کنم شما مجبورید برای اندیشیدن به برخی افسونگران قاتل مهاجم اعتبار دهید. وقتی از نمای پائین فیلمبرداری می شود، دم های فش فش کُنِ آنها به شکل تماشایی بدشگون می باشند – آرواره ها آریل را ملاقات می کنند. ولی اکثر مبارزه با شمشیرها و دیگر بخش ها فاقد هیجان هستند. راب مارشال، کارگردان فیلم، کسی که موزیکال «نُه» و «شیکاگو» را کار کرده است، به نظر می رسد می اندیشد که وانمود برادوی وار به اندازه کافی خوب است. تصور می کنم به بازیگران می گفته: "ببینید، فقط حول ضربات شمیشر برای چند دقیقه پراکنده شوید. هانس زیمر را دارم تا روی صحنه موسیقی محشری بسازد، آنگاه صحنه هایی باشکوه خواهیم داشت." سیاهی لشکرهای پرتعداد ولی بی نام - حتی صورت آنها را نمی بینیم – معلق همچون برگ های پاییزی مانند فشار و دفاع مستقیم اصلی. موسیقی دامب دامب دامب روی تصاویر می آید.

و داستان عشقی چکاچاک چکاچاک مسیونری می رود، با بازی یک پسر روی جلد شبیه به اورلاندو بلوم به نام سام کلافین، عاشق یکی از پریان دریایی می شود و در حالی که چشمانش شیفته می شود آنها هدایایی چشمه کلیشه را بیرون می گشند.

در ابتدا «دزدان دریایی» یکی از مفرح ترین پرفروش ترین های دهه بود، و نسخه دوم بد نبود. ولی این جدیدترین قسمت از این مجموعه است که مرا دوباره مثل یک بچه بی صبر و حوصله کرد – خسته کننده، مبهم و منتظر برای چیزی مهیج تر تا شتاب کند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...