- نویسنده : مرتضی اسماعیل دوست
فیلم «چ» عارفانه ترين نگاه حاتمی کیا به مقوله جنگ است. تصویری که بیش از آن که برگرفته از نگاهی دو سویه به این شخصیت تاریخی باشد، دغدغه فیلمساز برای تاباندن چهره ی انسانی به چگونه زیستن و جرعه ناب اش شهادت است. چمران با رها کردن همه امیال دنیوی به میعادگاه جنگ های تن به تنی پا می نهد که آزمایش الهی بنده بودن است، بدون در بند بودن و در این مسیر ناهموار که با صدای دهشتناک فشنگ های رها در موج های فتنه و آشوب در هم آمیخته، کارگردان کهنه کار سینمای دفاع مقدس هم با امتحانی سخت از عیان سازی دغدغه اش در باب سینمای متعالی روبرو است. حاتمی کیا این بار هم در اثری که می توانست به راحتی رنگ شعارگونه بیابد و با لعاب قهرمان پروری تزئین گردد، بدون باج دادن به ناپختگیِ احساس، نمایشگر جنبه ای درونی از روح مرد بزرگی است که به جای دلسپاری به سودای چریک بودن، گوش به صدای اذاني می نهد که منادی وحدت و مهربانی است و پرداخت فیلمساز از بانگ های مذهبی و دعوت به یکی شدن قلب ها، این بار بر خلاف بسیاری از آثار نه در جهت بافتی تصنعی از لباس دین به قامت سینما بلکه اجرایی هنرمندانه به پیکر گریخته از اصالت وجود است و اینها سرچشمه از ذات آفریننده ای است که نگاهش به مقوله جنگ از دریچه واکاوی آتش خفته در درون انسان ها است.
حاتمی کیا پس از ساخت آثاری ضعیف در عرصه اجتماعی، این بار به سینمایی پا می نهد که هم تبحر و هم حرف های ناگفته ای بر آن متصور است تا با اثری روبرو گردیم که با وجود ضعف هایی در زمینه فیلمنامه نویسی، نکته هایی ناب از رازهای مگوی اسطوره ای همچون چمران را عیان می سازد . اجرای اثر در کارگردانی برخی صحنه ها همچون سقوط هلیکوپتر، فراتر از سینمای ایران بوده و آتش 2 روزه نهفته در پاوه را به خوبی منعکس می نماید. جلوه های ویژه و فیلمبرداری درخشان در نماهایی هلی شات به گستره آسمان، حسی از خشم زهرآلود جنگ به پیکره مظلوم مردمان را به تصویر می کشد و صدا عنصری درخشان در صورت بخشیدن به هیولای ترس بر قامت مخاطب است.
اما «چ» در پرده اول خنثی عمل می نماید و پرداختی ضعیف از حضور گروه اعزامی به منطقه دارد. همچنین نقش آفرینی بازیگران به مانند بسیاری از آثار ایرانی، وجهی اغراق آمیز و همراه با حرکات اضافی است که از علت تیپ بودن همیشگی بازیگران سرچشمه می گیرد، به طوری که عرب نیای چمران همچنان همان همیشگی است با گریمی متفاوت. با این همه «چ» حاتمی
کیا، نه آلوده ی شعارهای خارج از قاب می شود و نه قهرمانی توخالی و بی هویت می سازد و نه برای جذب گیشه ها، اخراجی هایی لوده از جنگ می آفریند. چمرانِ فیلم، اسلحه را آخرین انتخاب خود می سازد و همچون دفاعی مقدس که خون ریزی را نه از سر اراده بلکه به تقدیر برگزیده، عارفانه به پدیده ای چنین سیاه می نگرد و کارگردان هم بدون پوششی چریک گونه از چمران، زمینی وار او را به قلب مردمان خود می رساند.
«چ» سوالاتی متعدد از شخصیت چمران را که هر کدام می تواند موضوع اثری مستقل گردد به میز توجه می کشاند. پرسش هایی که عدم پاسخ اش، ما را به رازآلودی چهره ای ناشناس از بزرگمردی می کشاند. انسانی که می تواند جنبه های متفاوتی از انتخاب دشوار رسیدنش را به تفکر نشست.
دیدگاه ها
یک فیلم که همش جلوه های ویژه نیست که بخوایم این همه از دیدن صحنه سقوط یک هلیکوپتر ذوق زده بشیم. وای ایگر امکانات هالیوود رو در اختیار داشتیم و یا مرد عنکبوتی رو می ساختیم چکار میکردیم. من حاتمی کیا رو همیشه بخاطر نوع نگاهش و تسلطش بر ابزار سینما و کاراکترهای خاص فیلمهاش دوست داشتم. اما "چ" رو اصلا نمی تونم دوست داشته باشم.
"چ" رو بخاطر بازی سرد و نچسب عرب نیا دوست نداشتم. البته به نظرم با کارهای درجه یک حاتمی کیا خیلی فاصله داره و میشه گفت سعی کرده فیلمش خوش ساخت باشه.