تصویری تاریک از یک جدال خانوادگی

پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰


آن چیزی که فیلم «ماه اوت: اوسیج کانتی» را به اینجا رسانده، تنها هنر بازیگریِ نقش آفرینان آن است. این مسئله منطقی به نظر می رسد چون داستان فیلم چیز زیادی برای ارائه ندارد که بتوان آن را تازه، قابل توجه یا به یادماندنی در نظر گرفت. فیلم مانند قرص هایی که مادر قدرتمند داستان ویولت وستون (مریل استریپ) بالا می اندازد غمگین کننده است اما نقش آفرینی ها  شدت ضربه را به حدااقل می رسانند. این فیلم نمونه ای از کار گروهی موفق است. تک تک اشخاص در طول فیلم لحظه یا صحنه خاص و مهم خود را دارند اما هیچکس به مدتی طولانی در مرکز صحنه باقی نمی ماند. داستان و درام فیلم آنقدر قوی، مستحکم و کوبنده است که زمینه فعالیت پر حاصلی در اختیار بازیگران قرار دهد اما تاثیر حسی آن به طرزی عجیب خنثی و نامحسوس است. «ماه اوت: اوسیج کانتی» را می توان به راحتی فرصتی دانست برای گروهی شخصیتِ مشکل دار که دو ساعت را به فاش کردن اسرار و حمله و پرخاش به یکدیگر بپردازند.

تریسی لتس در تبدیل نمایشنامه خود به فیلمنامه کار قابل ستایش و تحسین آمیزی انجام داده است. بعضی چیزها در این میان از دست رفته اند اما همچنان خطوط اصلی داستان پابرجا هستند. در نتیجه ی نظرات منفی بعد از اکران آزمایشی، پایان بندی فیلم دستخوش تغییراتی شده است اما صحنه پایانی جدید غیرضروری به نظر می رسد. در واقع، وقتی داشتم این صحنه را تماشا می کردم فکر می کردم اصلا چه دلیلی دارد که چنین صحنه ای در فیلم وجود داشته باشد. این فیلم دومین تجربه ی کارگردانی نویسنده و تهیه کننده پرکار، جان ولز است و او به خوبی می داند که بهترین روش برای ساخت چنین فیلمی این است که کنار بایستد و بگذارد بازیگران کار خودشان را بکنند. لحنی که او در فیلم به آن رسیده میان کمدی نیشدار فرانسوی و تراژدی یونانی معلق است. لحن فرانسوی به خصوص در داستان های عشقی که در آنها خانواده ها دور هم جمع می شوند و آخر هفته های طولانی را به حمله به شخصیت همدیگر می گذرانند، به خوبی دیده می شود. هنگام تماشای «ماه اوت: اوسیج کانتی»، به یاد فیلم «شباهت های خانوادگی» (1996) ساخته سدریک کاپیش افتادم.


مناسبت جمع شدن اعضای خانواده به دور هم، خودکشی پدر قدرتمند خانواده بورلی وستون است. او یک شاعر الکلی است که از دست این زندگی که رسیدگی به همسر دچار سرطان شده اش ویولت، مانع مشروب نوشیدن های گاه و بیگاه اش می شود، خسته شده است. سه دختر او برای مراسم خاکسپاری پدر به خانه می آیند. بزرگترین آنها باربارا (جولیا رابرتز) به همراه همسر دور و غریبه اش بیل و همراهی دختر 14 ساله اش جین از راه می رسد. دختر دوم ایوی متوجه می شود رابطه عاشقانه ی مخفیانه اش با پسرعموی بزرگش لیتل چارلی در شُرُفِ فاش شدن است. دختر سوم، کارن (جولیت لوئیس) نامزد زن باره اش را به همراه می آورد. علاوه بر اینها، خواهر ویولت، متی فای و همسرش چارلی نیز حاضرند. از هنگام میهمانی شام روز خاکسپاری، این آدم ها چندین روز را به دریدن و رویاروی با یکدیگر می گذرانند و ویولت هم در این "جنگ" سیاست زمین سوخته و تخریب تمام سنگرهای بر جای مانده را در پیش می گیرد.


اگر آکادمی اسکار جایزه ای برای بهترین نقش آفرینی گروهی در نظر می گرفت، شکی نیست که «ماه اوت: اوسیج کانتی» شایستگی آن را داشت. به هر حال، با در نظر گرفتن اینکه چنین بخشی وجود ندارد، نمی توان نامزدی هیچ یک از این بازیگران را مشخص و قطعی دانست (البته با وجود رقبای بسیار ضعیف احتمال نامزدی جولیا رابرتز برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن وجود دارد). این از آن دسته فیلم ها نیست که به تصویر کشیدن های فردی قدرتمند تکیه گاه آن باشد. این فیلم روی ترکیب شدن بازیگرها با یکدیگر تا زمانی که که بتوانند همه توجه ها را به خود جلب کنند حساب باز می کند. استریپ و رابرترز سهم بیشتری از زمان روی پرده در اختیار خود دارند (که تصمیم برای قرار دادن رابرترز در رده بازیگران مکمل را در سایه ای از تردید قرار می دهد) اما از بسیاری جهات برخی از نقش آفرینی های ملایم و بی سر و صدا تر - سام شپارد در تنها صحنه خود، کریس کوپر، مارگو مارتین دیل - هستند که قوی تر از همه در ذهن می مانند.


«ماه اوت: اوسیج کانتی» یک لایه طنز تلخ و نیشدار دارد که اجازه نمی دهد بار ملودرام فیلم حدی افراطی پیدا کند. این جنبه باعث می شود فیلم فراتر از حد قابل تحمل تجربه های خودآزارانه پیش نرود، گرچه به هیچ عنوان نمی توان آن را تجربه فیلم دیدنی برای به دست آوردن احساسی خوب به حساب آورد. اتفاقات بد هم برای آدم های خوب پیش می آیند و هم برای آدم های بد و درست زمانی که فکر می کنید وضع دیگر بدتر از این نمی شود، این اتفاق می افتد. با این حال، فیلمنامه تریسی لتس، گزنده و عمیق است و «ماه اوت: اوسیج کانتی» در بیشتر مواقع جالب توجه به نظر می آید، گرچه می توان آن را به شکل یک جلسه روانکاوی سینمایی در نظر گرفت.


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بردیا زمانی
  •  9
  • |
  •  13
  • |

    همه جذابیت فیلم به بازی های فوق العاده بازیگرهاش هست. اگر فیلم رو ندیدین توصیه میکنم که حتما ببینید. داستان رو بی خیال شید و تنها بازی های زیبا رو ببینید.