یک بازسازی موفق و هوشمندانه

شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۰


بازسازی «پلیس آهنی» که در سال 2014 روی پرده می رود، نسخه ای ملایم تر و کم خشونت تر از فیلم علمی- تخیلی و سراسر خشونتی است که پل ورهوفن در سال 1987 تولید کرد. داستان فیلم کمی دستکاری و قیچی شده است تا مجوز قرار گرفتن در رده بندی PG-13 برای آن صادر شود. این نکته به این معناست که دیگر سکانس خشونت آمیزی از شکنجه و کشتار وجود ندارد و یک صحنه نبرد مهم و کلیدی به مجموعه ای از تصاویر دوربین روی دست، تدوین پر سرعت و در نتیجه ریتم و ضرباهنگ سریع تر تقلیل یافته که این مبارزه را به تعدادی برخورد میان نور شدید و صداهای کوبیده شدن تبدیل کرده است. اما با وجود همه این موارد، «پلیس آهنی» بازسازی شده توسط ژوزه پادیلا از برخی ویژگی هایی که یک بازسازی خوب و به جا بایستی در خود داشته باشد، برخوردار است: فیلم مفاهیم و زمینه های اثر اولیه را حفظ می کند، در عین حال داستان را به روز کرده و ترتیب چیزها را تغییر می دهد تا بیننده احساس نکند با اثری تکراری مواجه است که کاملا و مو به مو همه صحنه های خود را از فیلمی دیگر وام گرفته است.
داستان «پلیس آهنی» در آینده ای نزدیک رُخ می دهد. روبات هایی که توسط کارخانه "آمنیکورپ" تولید می شوند - یک شرکت چندملیتی با مالکیت  ریموند سلارز - تبدیل به یکی از مقتدرترین اشکال نیروی پلیس در سراسر دنیا شده اند اما قانون استفاده از آنها در خاک ایالات متحده را منع کرده است. سلارز که متوجه سود زیادی که به این واسطه از دست می دهد شده است، پروژه ای بزرگ و جاه طلبانه آغاز می کند: تولید یک نوع پلیس سایبرنتیک که مغز و قلب یک انسان را با جسمی روباتی ترکیب می کند. گزینه انتخابی او برای اجرای پروژه "پلیس آهنی" شخصی است به نام آلکس مورفی، یک افسر پلیس اخلاق مدار اهل دیترویت، که بر اثر انفجار ماشین اش، به شدت مجروح شده، است. با رضایت دادن همسر پریشان احوال مورفی، کلارا، دنت نورتون -رئیس هیئت پزشکی که در خدمت سلارز است- جسم جدیدی درست می کند که به چیزی میان مرد آهنی و یک سایلون شبیه است. پلیس آهنی، که احساسات او به شدت کنترل می شود و یک "دکمه کنترل برای کشتن خودش" روی آن نصب شده (که اگر زمانی بر علیه "صاحبانش" طغیان کرد از آن استفاده شود)، برای مردم رونمایی می شود و خیلی زود مورد توجه قرار می گیرد.
«پلیس آهنی» به عنوان یک فیلم اکشنِ علمی - تخیلی از بیشتر جهات موفق عمل کرده است، هرچند برخی از داستان های فرعی - مانند تحقیقات پلیس آهنی در مورد "قتل" مورفی- به اندازه کافی پرداخته نشده اند. به جز یک نبرد که در آن برخوردها به شکلی تیره و نامفهوم به تصویر در آمده تا خشونت حاضر در آن را خنثی و کمرنگ کند، سکانس های مربوط به مبارزه ها به شکلی تاثیرگذار با دقت و جزئیات طراحی شده اند و صحنه ای که به طور کامل از جلوه های ویژه بهره می برد و در آن پلیس آهنی با گروهی روبات که می خواهند به زور وارد شوند مبارزه می کند، یکی از آنهاست. نقطه اوج فیلم به شکلی شگفت انگیز فارغ از تنش و هیجان است اما با این حال تاثیرگذار است و به این دیدگاه که فیلم های اکشن لازم نیست همیشه با سر و صدا و هیاهو به اتمام برسند، عینیت می بخشد.
«پلیس آهنی» سال 2014، در مقایسه با نسخه اولیه بیشتر به شخصیت ها می پردازد. بر خلاف نسخه ورهوفن، به خانواده مورفی اطلاع داده نمی شود که او "مرده است"؛ بنابراین او این فرصت را دارد که حتی بعد از تبدیل شدنش به پلیس آهنی دوباره با همسر و پسرش ارتباط برقرار کند. رابطه مستمر آنها یک عنصر اصلی و مهم در طول داستان فیلم است و این محرکه نشان دهنده تغییری نسبت به آنچه در فیلم سال 1987 می گذشت است؛ فیلمی که در آن مورفی، با کمک همکار جدیدش، مقدار زیادی از زمان فیلم را به تلاش برای یادآوری گذشته اش می پرداخت. در این فیلم، برقراری ارتباط دوباره با انسانیت از دست رفته و یافتن راهی پیش رو، دغدغه اصلی اوست.
فیلم «پلیس آهنی» قصد دارد چیزی بیش از یک اثر متمرکز بر اکشن و پرهیاهوی روباتی باشد. فیلم می خواهد تفسیرها و نظرات اجتماعی خاصی را ارائه کند. به این منظور، پادیلا کلیپ هایی از یک برنامه گفتگوی تلویزیونی در فیلم خود می گنجاند که مجری آن شخص به شدت محافظه کاری به نام پت نوواک است که از پروژه روبات های سلارز دفاع می کند و سیاستمداران بی دل و جراتی که از قانون منع استفاده از آنها پشتیبانی می کنند را مورد حمله قرار می دهد. این بخش به قصد مطرح کردن مجدد مباحثه همیشگی بر سر اینکه مردم حاضرند چقدر از آزادی خود را فدای برخورداری از امنیت بیشتر کنند، وارد فیلم شده است، اما «پلیس آهنی» در این باب هیچ چیز تازه ای یا حرف تازه یا به بخصوص تفکربرانگیز ارائه نمی دهد. اشارات آن متاسفانه به شکل ناامید کننده ای سطحی هستند و تلاش های آن برای طعنه زنی و هجو مسائل در مقایسه با کنایه های تند و تیز ورهوفن رنگ می بازند.
گروه بازیگران فیلم شامل ترکیب جالبی از چهره های آشنا و برخی چهره های نسبتا ناشناخته است. کسی که جای پیتر ولر را گرفته، جوئل کینه مان، بازیگر سوئدی الاصل است که با سریال «کشتن» به شهرت رسید. جنیفر اهل، که دو دهه قبل در مقابل کالین فرث در نقش آقای دارسی، نقش الیزابت بنت را بازی کرد، به عنوان دستیار لجوج و سختگیر سلارز ایفای نقش می کند. ابی کورنیش، بازیگر استرالیایی که کارنامه هنری او ترکیب ناهمگونی از فیلم های سطح پایین و فیلم های موفق را شامل می شود، در نقش همسر مورفی ظاهر شده است. مایکل کیتون از شخصیت خود در فیلم های بتمن فاصله زیادی گرفته تا سلارز را با بی اخلاقی و دغل کاری هایش به تصویر بکشد. سه بُعدی ترین نقش به گری اولدمن تعلق دارد، گرچه شاید مقدار مناسبی مبهم بودن می توانست شخصیت دکتر نورتون را جالب توجه تر سازد. ساموئل ال. جکسون از شهرت خود به داشتن صدایی گوش خراش استفاده می کند تا نوواک را به شیوه ای تأثیرگذار به تصویر کشد و حتی فرصت این را پیدا می کند که "لحظه ای خاص ساموئل ال.جکسون" خلق کند.
«پلیس آهنی» تا رسیدن به پرده سینما، مسیری طولانی و پر دردسر را پشت سر گذاشته است. در ابتدا، قرار بود کارگردانی این بازسازی بر عهده دارن آرونوفسکی باشد. هنگامی که او پروژه را رها کرد، پادیلا فیلمنامه را که با استقبال خوبی روبرو شده بود با اشتیاق فراوان پذیرفت، هرچند که بعدها از دخالت های زیاد استودیو گلایه مند بود. تمامی اختلافات پشت دوربین در نهایت تنها کنجکاوی برانگیزند زیرا نسخه نهایی، در حالی که با فیلم اول در یک رده قرار نمی گیرد، یک اثر سرگرم کننده ی آبرومند برای تماشا در میانه فصل زمستان به شمار می رود. گرچه شاید «پلیس آهنی» کاملا به اهداف از پیش تعیین شده ی خود نرسیده باشد، اما حداقل آنقدر بلند پروازی در ساخت آن وجود داشته که به چیزی بیش از یک بلاک باستر بی مفهوم و متکی به جلوه های ویژه تبدیل شود. این فیلم نه تنها به این دلیل، بلکه برای اینکه موفق می شود توجه مخاطب را به مدت دو ساعت کاملا جلب خود کند، شایسته تحسین است.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بردیا زمانی
  •  15
  • |
  •  23
  • |

    این فیلم رو نمی دونم ولی "پلیس آهنی" ورهوفن همیشه برای من نوستالژی هست، خاطرات دوران بچگی که تلویزیون این فیلم رو پخش میکرد و مردم چقدر کیف میکردن. هنوز هم عصر جمعه هایی که دو قسمت اول "پلیس آهنی" رو شبکه 1 و 3 پخش کردن و صدای بهرام زند در خاطرم هست.