اصیل ترین و شیطنت آمیزترین فیلم کودکانه ی سال

سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۲۳


اگر شما هم با من هم عقیده هستید، «آجیل دزدی»، این کارتون دلپسندِ احمقانه به همراه یک سیاه دلِ غافلگیرکننده بیشتر از تاریخ انتشارِ اواسط ژانویه اش، سرگرم کننده بود. تبهکاری، یک گروه حیوانات گرسنه که در تلاش برای اندوختن آذوقه زمستانی هستند را وسوسه می کند تا از یک مغازه آجیل فروشی دزدی کنند. این از آن نوع فیلم هایی هست که سبکسری ظاهری اش باعث می شود تا جذابیت هایش پنهان بماند. بعلاوه اینکه یک اجرای عجیب و غریب هم از آهنگ معروف سای (گنگنم استایل) در فیلم وجود دارد. واینهم از این.

قهرمان ها در فیلم های کودکانه در شروع زندگی اغلب کم و کاستی هایی دارند - بهتر این است که درس های الزامی زندگی را یاد بگیرند – اما پیدا کردن یک نابکار تمام عیار مشکل است. حتی گرو در فیلم های «من نفرت انگیز» معمولا شرارتش را به شیرین کاری های شاعرانه شبیه دزدیدن ماه محدود می کند. اما "نابکار" راه خوبی برای توصیفی درخور نامِ سنجاب سِرلی (با صدای هنرپیشه مستعد ویل آرنت) است. او یک گوشه گیر جن زده یا یک رانده شده به خاطر سوء تفاهم نیست، یا حتی کسی که رویای انجام کار خوب را دارد. زمانی که ما او را ملاقات می کنیم در حال نقشه کشیدن برای دزدیدن گاری یک فروشنده دوره گرد آجیل است؛ او نمی خواهد برای جمع آوری آجیل زمستانه کار شرافتمندانه انجام دهد و نه حتی تمایل دارد به سایر دوستانش کمک کند. چرا باید این کار مزخرف را انجام دهد؟ او نسبت به سایر حیوانات پارک باهوش تر است و بصیرت بیشتری دارد.

سِرلی با خودخواهی کمتر از جنگجوی جاده و بیشتر از اِین رانین فکر نمی کند که احتیاج به کمک هیچ شخص دیگری برای زنده ماندن داشته باشد، کمک جمع حیوانات کوچکی که توسط راکون به ظاهر عاقل و موقری (با صدای لیام نیسون) رهبری می شوند که اصلا. سِرلی اهمیتی نمی دهد که همه به خاطر کمبود آجیل موردِ نیاز برای زمستان در شُرُفِ گرسنگی هستند. اگر شما فکر می کنید که ممکن است اینجا کنایه ای ابتدایی از سوسیالیسم وجود داشته باشد، درست فکر می کنید، و همچنان که فیلم جلو می رود بیشتر و بیشتر شبیه این می شود که ریفیفی با قلعه حیوانات برخورد کند.

دگرگونی نهایی سِرلی به یک عضو امین و همیارانه از جامعه نتیجه ای بدیهی است. اما این حقیقت که فیلم انتخاب می کند که سِرلی را مرکز توجه ما قرار دهد در وحله اول به داستان چاشنیِ اضافه می دهد و «آجیل دزدی» را به فیلم های جنایی نزدیک می کند که از سر شوخی از آنها تقلید می کند. بعد از اخراج از پارک و دنبال شدن توسط دسته موشها، سرلی درست جلوی مغازه آجیل فروشی مورلی در می آید. مغازه از قبل توسط یک گروه از سارقین که قصد دارند از آنجا به بانک تونل بزنند مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین هنگامی که گنگسترها نقشه دزدی بانک را می کشند، سرلی و همکار کوچکش در حال کشیدن نقشه خودشان برای دزدی از مغازه هستند. این ایده ای بسیار تمیز است - یک مونتاژ طولانی که بین حیوانات و افرادی که در حال نقشه کشیدن برای سرقت مربوطه هستند، برش های مقطعی می زند، فیلم «ام» اثر فریتز لانگ را به یاد می آورد و روشی که این فیلم بین پلیس ها و دنیای تبهکاران کات های مقطعی می زند. - و محیط بزهکاری فیلم را به چیزی بیشتر از صرفا لمس سبک جنایی تبدیل می کند. ژانر گنگستری یکی از چندین روش پذیرفته شده ای است که از طریق آن هنرمندان آمریکایی می توانند از "آدم های بد" قهرمان بسازند (در نظر بگیرید عصبانیت اخیر مردم را نسبت فیلم «گرگ وال استریت» که مثلا از متقلبین مالی وال استریت تمجید کرده بود، همان مردمی که با دیدن فیلم «رفقای خوب»، که قاتل ها را اشخاص رئوفی جلو داده بود، حتی خم به ابرو نیاوردند). «آجیل دزدی» رندانه این موضع را اتخاذ می کند. این فیلمی است درباره حیوانات (و مردم) در جستجوی خودشان.

و فیلم با شگردی خشن اما فرح بخش، سرگرم کننده است. دلقک بازی ها به طور شگفت آوری خشن هستند، اما تهدید نیستند: این امر به من یادآور می شود که چقدر این انیمشین از سبک آجر خُرد کردن بر سر کاراکتر در «باگز بانی» و «دونده جاده» فاصله گرفته است. اینجا هیچ تاکید خاصی روی هیچ چیز وجود ندارد، و اگر شما به دنبال یک کاراکتر پاک نژاد یا حس تشدید شده ی خطر می گردید، جای اشتباهی را انتخاب کرده اید. «آجیل دزدی» پر است از انفجارها، برق گرفتگی ها و انواع و اقسام آسیب های فیزیکی دیگر. این فیلم احمق و بی رحم است که شامل شخصیت های بانمک، آشفته و بی سر و سامان و حس مسوولیت ناپذیری قهرمانش می شود. شاید مشخصا هوشمندانه یا زیرکانه نباشد، اما حسی شبیه اصیل ترین فیلم کودکانه شیطنت آمیز امسال را دارد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...