آب های خطرناک

چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲

  • نویسنده : آنتونی لین
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : نیویورکر

«کاپیتان فیلیپس» درباره رویدادی واقعی است كه چهار سال پيش توسط كشتی رباهای سومالیایی در نزدیک سواحل اين كشور بحران زده ی آفريقايی رُخ داده و ناخدای يک كشتی آمريكايی را برای مدت چهار روز به اسارت آنها درآورد و اين ناخدا، فيليپس نام داشت. اگر بخواهيم نامش را كامل تر ذکر کنیم بايد از نام ريچارد فيليپس ياد كنيم و همچنين باید از كشتی او هم كه مارسک آلاباما نام داشت، غافل نشویم. فيليپس در آن مقطع زمانی كوشيد مقابل راهزنان سوماليايی كه چند سالی آبراه های بين المللی را با اقدامات خود دچار مشكلات اساسی كرده بودند و كشتی های بسياری را ربوده بودند، بايستد اما موفق نشد و در نتيجه توسط آنها اسير شد. اينک در همان كشتی اتفاق های حقيقی توسط پل گرين گراس در قالب يک فيلم سينمايیِ قابل توجه به تصوير كشيده شده است. گرین گراس برای كامل و بهتر شدن تصويرسازی خود از اين رويداد از همان كشتی هايی سود جسته كه در محل حاضر و دليلِ منازعات بين مردان مسلح سومالیایی و كاپيتان فيليپس بودند. كشتی های نيروی دريايی آمريكا و سومالی كه در عمليات نجات مشاركت داده شده اند، همان كشتی های حقيقی هستند ولی مردی كه نقش كاپيتان فيليپس را بازی می كند، تام هنكسِ معروف است و بازی او به قدری خوب و تاثیرگذار است كه در سال های اخير فقط در «دورافتاده» (2000) يک ماجرای دريايی ديگر و يا پيروزی های اسكاریِ وی يعنی «فيلادلفيا» (1993) و «فارست گامپ» (1994) مشاهده شده بود، به همين خاطر احتمال كانديد شدن مجدد هنكس برای جايزه اسكار دور از ذهن نیست.
كشتی رُباها چهار ماهيگير و ماجراجوی عادیِ سوماليايی هستند كه تا قبل از شروع عمليات مشترک شان در ارتباط با كشتی، يكديگر را هم نمی شناختند و هر موقع كه شرايط دشوار مي شود، مشكلات آنها هم فزونی می یابد. يكی از آنها میوز _ برخد عبدی _ نام دارد كه رهبر و سرکرده گروه دزدان دریایی است و برای ايجاد هماهنگی در گروهی كه اعضای آن بيش از حد جوان و كم تجربه و آتشين مزاج اند، مشكل دارد. نام يكی ديگر از آن ها ناجی _ فيصل احمد _ است و ديگری را اِلمی _ مهات علی _ می نامند و بلال _ برخد عبدالرحمان_ هم جوانی با پاهای برهنه است كه نمی داند خودش را به چه دردسری انداخته است.
فيليپس كه بر خلاف آنها فردی باتجربه و فرمانده ای قابل است که يک كشتی بزرگ ساخت ايالت وايومينگ آمريكا را تحت کنترل و هدایت خود دارد. او تا به حال صدها كشتی كوچک حملِ محموله های مختلف را از مبدا عمان به مقصد كنيا در سفرهای دریایی اش مديريت کرده است. تا اين كه نزديک كرانه های سومالی به وجود افراد و قایق های تندروی كوچكی در مسير حركتش شک می كند. او به آرامی در می يابد كه محاصره كنندگان همان دزدان دریایی معروفِ سال های اخير سومالی هستند كه هر چيزي شامل كشتي های مسافربری را می ربايند، باج می گيرند و از قتل و جنایت هم هیچ ترس و ابايی ندارند. در نتيجه هر نوع اقدام باز دارنده ای را برای جلوگيری از دستيابی دزدان دریایی به كشتی و قايق های همراه به كار می بندد و چون سلاح گرم ندارد، از آب پاش های كشتی برای دور كردن دزدان دریاییِ سوار بر قایق های تندرو بهره می گيرد. بديهی ست اين اقدامات برای شكست دادن دزدان دریاییِ مهاجم كافی نبوده و كشتی غول پیکر كاپيتان فيليپس به تسخير چهار مرد مسلحِ آفريقايی در می آيد كه بعد از مدتی تلاش موفق به ورود به كشتی و استقرار بر روی عرشه آن می شوند.
فيليپس در عين نااميدی به آنها پيشنهاد 30 هزار دلار رشوه می دهد تا از تصاحب كشتی منصرف شوند. ولی آنها با وقوف نسبی به ارزش بسيار زیاد محموله كشتی از پذيرش آن سر باز می زنند. میوز به قدری جدی و مصمم است كه دستور جستجو برای يافتن اعضای ناپديد شده كشتی می دهد. خدمه و ملوان ها به دستور فيليپس می كوشند تا موتورها و برق كشتی را از كار بياندازند تا قابل انتقال به نقطه ای در دوردست نباشد. از آنجا كه كشتی های آمريكايی و سوماليايی در محل نزديک شدن به كشتی ربوده شده هستند و ماموريت نجات توسط آنها آغاز شده، دزدان دریایی كه دو نفرشان جراحت هايی هم برداشته اند فيليپس را پس از یک درگیری خشونت آمیز با تعدادی از خدمه کشتی به گروگان می گيرند و با قطع اميد از حفظ كشتی، فيليپس را با خود به يک قايق نجات می برند. آنها گمان می كنند می توانند بابت آزادی فيليپس پول كلانی به جیب بزنند. اقدام فيليپس برای فرار از دست ربايندگاناش طبعا بی حاصل به نظر می رسد در حالی که كشتی های ارتش آمريكا و سومالی به كشتی ربوده شده نزديک می شوند.
سرانجامِ اين اقدامات مشخص است زيرا در متن تاريخ مدرن همه می دانند كه بر سر فيليپس چه رفت. اما تهيه كنندگان فيلم توانسته اند ترفند جالبی در طول داستان فیلم به کار ببرند در حالی كه فیلمنامه کار توسط بيلی ری بر اساس كتاب خاطرات فيليپس به قلم خود اين ناخدای باتجربه تدوين شده است. يک وجه مهم موفقيت گرين گراس اين است كه صرف نظر از تام هنكس و كاترين كينر (در نقش همسر هنكس) و تعدادی ديگر، اكثر بازیگران اين فيلم نابازيگران جوانی هستند كه برای اولين بار در يک فيلم به بازی گرفته شده اند که هیچگاه كم نمی آورند و عملکردی موفقیت آمیز دارند.
گرين گراس حتی از برخی ملوان ها و خدمه قديمی و حقيقی نيز برای بازی در فيلمش سود جسته و همچنين از بعضی بازيگران درجه چندم. او هر آنچه را که می خواسته با حضور و مشاركت آنها به تصوير كشيده است. او كوشيده به رغم صد در صد سياسی بودن سوژه فيلمش لزوما يک فيلم سياسی نسازد و حتی قدری ترحم را نسبت به مهاجمین مسلح در بيننده ها بر می انگيزد. و بازی كه او از چهار ايفاكننده نقش دزدان دریایی گرفته بسيار خوب و نشانگر استادی در مقام کارگردان و جواب دادن تلاش های او در اين فيلم خاص است. با اين حال ستاره فيلم تام هنكس است كه اين بار در صحنه هايی متعدد به جای حرف زدن، با حركاتش سخن می گويد و بارها در ذهنش راه رهايی از چنگ مهاجمین را بررسی می كند و هر بار هم كه استراتژی های خود را در اين زمينه ناكافی می بيند، باز از چنگ زدن به طناب های پوسيده ای كه وی را سر پا نگه داشته اند ترس و واهمه ای ندارد و با همين تدابير ظاهرا ناكافی است كه در نمای پاپانی فيلم ماندنی می شود.
تام هنكس با استادی و مهارتِ بازيگری كه با رسيدن به مرز 60 سالگی مهارت هايی خيره كننده دارد، با زبان بی زبانی به بينندگان می گويد كه ديگر قادر به تحمل اين وضعيت دشوار و پر درد و رنج نيست. هرچند تاريخ به ما می گويد او يک سال بعد از آن واقعه به محل كارش بازگشت و دوباره كاپيتان فيليپس شد.
منبع : فیلم نگاه
  • راضیه خضری
  • |
  • چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۲۰
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۴۸۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...