بوقلمون ها و آدم ها

سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲

  • نویسنده : الیزابت وایتزمن
  • |
  • ترجمه : سارا جوادی
  • |
  • منبع : نیویورک دیلی

اکثر انیمیشن های بی اهمیت و بی کیفیت آنقدر تکراری هستند که ارزشش را دارد یک چنین پرنده عجیب و غریبی را به عنوان شخصیت فیلمی برای کودکان که به صورتی بشاش و سرزنده عجیب و غریب است، بپذیریم. فیلم شاهکار نیست، اما اگر به دنبال یک فیلم خانوادگی هستید که همه را نسبتا سرگرم نگه دارد، این فیلم مناسب شماست.

به لطف دوبله و صداپیشگی جذاب و هوشمندانه ی اوون ویلسون در نقش رِجی، تنها بوقلمون باهوش در مزرعه، بیشتر موفقیت فیلم را باید از آنِ او دانست. در حالی که بقیه دسته پرندگان همراهِ رجی به کودنی یک تکه چوب خشک هستند، رجی وحشت زده متوجه می شود که دارند همه آنها را برای یک ضیافت و جشن بزرگ پروار و آماده می کنند. اما او قبل از اینکه نصیب میز مراسم روز شکرگزاری کسی شود، خود را بال بال زنان به یک مراسم عکاسی رسمی می رساند تا رسما توسط شخص رئیس جمهور آزاد شود.

در نهایت لذت بردن و عیش و نوشِ رجی، اتاقی مخصوص خودش در کمپ دیوید گیرش می آید که تلویزیون کابلی دارد و علاوه بر این می تواند هر چقدر بخواهد پیتزا نوش جان کند. افسوس که زمانی که پرنده دیگری به نام جیک  او را می دزدد، دنیای بهشتی اش ویران می شود. جیک ماموریت دارد تا نژاد بوقلمون ها را نجات دهد و بایستی این کار را با بازگشت به قرن هفدهم، به وسیله یک ماشین زمانِ سخنگو (با صدای خشک و خشنِ جورج تاکی) انجام دهد تا تعریف جدیدی برای مراسم شکرگزاری ارائه کند.

برنامه جیک این است که مهاجران و بومی های آمریکایی را قانع کند که یک جشن گیاهخوارانه برای آنها خیلی مطلوب خواهد بود. متاسفانه مایلز استندیشِ بدجنس با سرسختی تمام عکسِ این عقیده را دارد. بنابراین جیک و رجی باید دوستان پرنده خود را، که شامل یک بوقلمون جذاب به نام جنی هم می شود، پیش از فرا رسیدن روز واقعه نجات دهند.

رجی و جیک در انیمیشن «پرندگان آزاد» به گذشته سفر می کنند. با وجود ترکیب انیمیشن سطح پایین (از خریدن بلیت نمایش 3 بُعدی اکیدا خودداری کنید) و یک داستان ساده انگارانه، امکان ندارد کسی این اثر متوسط را با یکی از پروژه های پیکسار اشتباه بگیرد. اما فهمیدن اینکه فیلمنامه واقعا اهداف والاتری دارد، نکته غافلگیر کننده ای است.

طنزها و جملات نغزِ یکی در میان هوشمندانه و به شکلی غیرمنتظره عجیب و غیر قراردادی هستند. و گروه دوبلورها و صداپیشگان با توانایی و مهارت بالایی با حساسیت کمی عجیب جیمی هیوارد (کارگردان فیلم) ارتباط برقرار می کنند، حساسیتی که وقتی کار با مشکلی مواجه می شود می تواند آن را به سوی موفقیت رهنمون سازد.

بعد از یک نیمه اولِ به طرزی عجیب سرگرم کننده و جذاب، وقایع تا انتهای داستان حالتی جدی پیدا می کنند و یک نبرد خشنِ غیر ضروری به سبک فیلم «شجاع دل» هم در این بخش گنجانده شده است. نحوه و طرز برخورد هیوارد با وضعیت نامساعد بومی های آمریکایی نیز - که به نظر می رسد به وسیله بوقلمون ها نشان داده شده باشد - اشتباه و نابخردانه به نظر می رسد.

البته بچه ها متوجه معنای تلویحی و اشاراتِ سیاسی داستان نمی شوند. اما حتما آماده باشید که وقتی از سالن سینما خارج می شوند از شما درخواست کنند از این به بعد برای جشن شکرگزاری فقط "توفورکی" ( یک نوع غذای عاری از هر نوع محصول حیوانی، متشکل از سبزیجات و سویا که به شکل بوقلمون تزئین می شود) درست کنید.

منبع : فیلم نگاه
  • سارا جوادی
  • |
  • سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲:۳۷
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۵۴۷
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...