وحشت ناتمام

شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۰


سینمای ایران بضاعت قابل توجهی در گونه ی وحشت ندارد. علت عمده اش هم برمی گردد به دو عامل: نخست فقدان ادبیات غنی وحشت در تاریخ داستان نویسی (بر خلاف جهان غرب که سینمای وحشتش تا حد زیادی وام دار ادبیات گوتیک دامنه دارش است) و دوم آموزه های آیینی که توصیف مواردی از قبیل روح و جن را در چارچوب معرفتیِ مشخصی رقم زده و به آسانی نمی توان درباره شان به خلق موقعیت های فانتزی یا تخیلی دست زد، و گرنه کار دچار ممیزی و سوءبرداشت های حاشیه ساز خواهد شد. این در حالی است که در فرهنگ فولکلور ما، با توجه به باورهای دیرینه درباره ی وجود جن ها در حمام و خطر آل برای بانوانی که تازه فرزندشان به دنیا آمده و سنگینی بختک بر سینه ی آدمیان و سرگردانی ارواح خبیثه یا معلق در قبرستان و... پتانسیل های فراوان و متنوعی برای وحشت آفرینی وجود دارد. اما این روایت های پراکنده، مجالی برای تبدیل شدن به داستان و فیلم پیدا نمی کنند و در نتیجه در محدوده ی همان خرافه ها و حرف های پیرزنی و نقل های عامیانه باقی می مانند.



تلاش محمدرضا لطفی برای خروج از این بن بست، فی نفسه قابل تحسین است. تا قبل از «روایت ناپدید شدن مریم»، فیلم هایی نظیر «پارک وی» (فریدون جیرانی- )، «خوابگاه دختران» (محمدرضا لطیفی-)، «حریم» (رضا خطیب سرایی-1387) و «شب بیست و نهم» (حمید رخشانی- 1368) و چند عنوان معدود دیگر مصداق های ژانر وحشت سینمای ایران را تشکیل می دادند، اما روندی که لطفی در فیلمش طی کرده، انگار با معرفتی نسبت به محدودیت ها و محظورات سینمای ایران در این باره همراه بوده است. او در فیلمش فراوان از اجنه صحبت می کند، اما این ایده را در همنشینی با کاراکتر روحانی و روان پزشک قصه پردازی کرده تا موانع ایدئولوژیک را پیشاپیش مهار کرده باشد. از این رو، ساختار روایی فیلمش ترکیبی از بافت داستانی و نمودهای مستندگونه است تا همه چیز در شمایلی داستانی خلاصه نشود. این شیوه از سوی دیگر چند سالی است در سینمای وحشت دنیا هم دنبال می شود؛ ساختاری با استفاده از موقعیت سوبژکتیو راوی داستان (این که کل ماجرا در پی نمای نقطه نظر شخصیت اصلی داستان یا دوربین تصویربرداری اش نمایانده می شود) یا قالب به ظاهر مستند فضا (مثل آنچه در سری فیلم های «فعالیت فراطبیعی» از طریق دوربین مداربسته ی تعبیه شده در خانه نمایش داده می شود)، زمینه های وحشت را به تدریج نقطه گذاری می کند و فضایی واقعیت نمایانه می آفریند.



«روایت ناپدید شدن مریم» از همان دقیقه های نخست، رویکرد و ساختار خاص خود را معرفی می کند: مرور چگونگی غیرطبیعی شدن و در نهایت ناپدید شدن زنی که شوهرش در حال تحقیق روی موجودات ماورایی بوده است. این مرور سه بخش دارد: اول بازبینی گزارش ها و مصاحبه ها و فیلم های مستندی که این زن و شوهر و همکارانشان در طول کارشان باقی گذاشته اند، دوم بازسازی موقعیت هایی که به فیلم درنیامده اند و سوم مصاحبه با افرادی که که در این مدت به نوعی با این زوج در ارتباط کاری بوده اند. شیوه ی لطفی در تمایز بین رنگی و سیاه و سفید بودن موقعیت های بازسازی شده و گزارش های مستند، مرزبندی مناسبی را در فضاسازی روایت ایجاد می کند و تعادلی که توالی و چیدمان مصاحبه با افراد، بازسازی ها و نمای گزارش های مستند برقرار می سازد، به خوش ریتم شدن فیلم کمک زیادی کرده است. این که قرار باشد روایت صرفا با اتکا به تصویرها و گفت و گوهای پراکنده پیش برود، حفظ ریتم مناسب بسیار دشوار خواهد بود، اما لطفی با ایجاد زمینه های فرعی ارتباطی بین این قطعه ها، موقعیت ارگانیک روایت را نگه می دارد. در عین حال به برخی عناصر (مثل ماجرای کتاب طلسم یا نام مشکوکی که مریم به زبان می آورد) چند بار در طول روایت ها اشاره می شود تا نهایتا در جای خود، تاثیر نهایی را بر کنش ها و موقعیت ها نشان دهند.



فیلم از همان اسلوب اساسی ژانر وحشت، یعنی خویشتن داری در نمایش عامل واضح وحشت پیروی می کند، اما این الگوبرداری شکلی ناقص دارد و همین تبدیل به نقظه ضعف اصلی اثر شده است. نقص ماجرا این است که فیلم در نهایت هیچ ورودی به بطن گره درام نمی کند و در نقطه ای به پایان می رسد که که در همان آغاز به اطلاع تماشاگر رسیده بود. تماشاگر منتظر است برآیند جنون مریم و اختلال کاری مرتضی و نقش مرموز یاسر و تنش های مجید در ارتباط با موضوع اجنه سرانجام به مقطعی مشخص برسد که نمی رسد. فرجام مبهم ماجرا که در کاروانسرا رُخ می دهد، همان آغازی است که تصویرهای نخست فیلم را تشکیل می دهد. در واقع، فیلمساز این نکته را که در نمایش عامل وحشت باید خست ورزید به فراست دریافته، اما در آن چنان افراط کرده که هیچ عامل وحشتی را هم نشان نمی دهد. این پایان بندی، نه معلق است و نه باز؛ چون نه فرجام متن طوری است که هر نهایتی را که برایش متصور شویم وزنی یکسان داشته باشد و نه قابلیت تفسیرپذیری اش چنان است که بتوان ادامه ی داستان را به تخیل تماشاگر واگذاشت. این که چرا و چگونه مریم ناپدید می شود و موضوع تصادف مرموز مرتضی از چه قرار بوده، لازمه ی دراماتیک این داستان است. فیلم حتی فرجام کار جوانی را که دارد درباره ی مرتضی و مریم تحقیق می کند هم بلاتکلیف رها می کند. معمولا شیوه ی کار در چنین قالب هایی آن است که تحقیق ناتمام شخصیت های قبلی را محقق جدید در مراتبی به پایان می رساند، اما در این فیلم، هیچ ایده ای از بازخوانی متن قبلی به دست نمی آید.



با این حال، «روایت ناپدید شدن مریم» هم با توجه به این که فیلم نخست سازنده اش هست و هم در قیاس با تولیدات پیشین ژانر وحشت، سروشکل موقرتر، حرفه ای تر و هوشمندانه تری دارد، ظرفیت زیادی را برای یادسپاری نام کارگردان و انتظار فیلم بعدی اش ایجاد می کند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...