رونمایی از هیولای 300 فوتی!

چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۶:۹


«کونگ: جزیره جمجمه» به عنوان یک فیلم هیولایی درجه دو و پرهزینه می‌توانست محصول بهتری باشد. این فیلم تمام ویژگی‌ها و کلیشه‌های آثار این‌ چنینی را داراست، اگرچه سازندگان از صرف هزینه برای جلوه‌های ویژه دریغ نکرده‌اند. با این حال «جزیره جمجمه» به عنوان یک فیلم کینگ‌کونگی، چندان موفق از آب درنیامده. این گوریل عظیم‌الجثه و شگفت‌انگیز که در این جزیره مرجانی استوایی در حال خودنمایی است، کوچک ترین شباهتی به کونگ‌هایی که پیش از این دیده ‌بودیم ندارد، فقط اسم آن را دارد. غیر از شباهت فیزیکیِ سطحی، از خصوصیات شخصیتی این هیولای غول‌پیکر چیز زیادی نمی‌بینیم. چرا که این هیولای جزیره جمجمه تنها نمادی از نیروی طبیعت است که کاری جز ترکاندن هلیکوپتر و مبارزه با دیگر مخلوقات ندارد. هیولای «دیو و دلبر» را فراموش کنید. با بلندی بیش از 300 فوت، حدود 10 برابر بزرگتر از برادر کوچک ترش در فیلم‌های سال 1933/1976/2005 است. تغییری که ایجاد شده تا کونگ را به قد و قواره‌های گودزیلا برساند. تهیه‌کنندگان روی مبارزه‌ی نهایی این دو هیولا در فیلم کینگ‌کونگ علیه گودزیلا در سال 2020 حساب باز کرده‌اند، همانطور که در صحنه‌ی پس از تیتراژ فیلم به آن اشاره کرده‌اند.


«کونگ: جزیره جمجمه» یک دنباله‌، پیش‌درآمد یا بازسازی نیست. بلکه یک داستان کاملاً جدید است که در دنیایی موازی با داستان کونگ پیش می‌رود و هیچ ارتباطی با فیلم‌های قبلی «کینگ‌کونگ» ندارد. حال این سوال پیش می‌آید که چرا از شخصیت کونگ برای این داستان کاملاً متفاوت بهره برده شده؟ کاملاً مشخص است، جذب مخاطب. چرا که نام «کینگ‌کونگ» یک برچسب موفق تجاری‌ست. میلیون‌ها نفر این فیلم را خواهند دید چون نام این افسانه‌ی قدیمی و محبوب را یدک می‎کشد؛ آیا اگر اسم فیلم «هیولای ایکس» بود کسی برای تماشای آن به سینما می‌رفت؟!

بر خلاف فیلم «گودزیلا» (2014) که کارگردان آن گرت ادواردز، هیولای فیلمش را در نیم از مدت زمان فیلم از انظار دور نگه داشت، «کونگ: جزیره جمجمه» پس از مدت کوتاهی شخصیت مرکزی را وارد ماجرا می‌کند. حین نمایش مقدمه‌ی فیلم درباره‌ی سقوط تعدادی هلیکوپتر جنگ جهانی دوم در جزیره جمجمه در سال 1944، نمای کوتاهی از کونگ نمایش داده می‌شود و پس از گذشت بیست دقیقه وارد قصه‌ی اصلی می‌شود. ماجرا در سال 1973 رُخ می‌دهد و این به فیلم اجازه می‌دهد تا ارجاعات زیادی به آثاری چون «اینک آخرالزمان» (1979) و کینگ‌کونگ (1976) داشته باشد. البته صرف نظر از دوره‌ی زمانی، می‌توان فضای حاکم بر فیلم را با «پارک ژوراسیک 3» (2001) مقایسه کرد.



داستان فیلم درباره‌ گروهی از سرباز و تعدادی دانشمند و محقق است که در جزیره‌ی جمجمه گیر افتاده‌اند چرا که کونگ هلیکوپترهای آنها را نابود کرده. اعضای این گروه را این افراد تشکیل می‌دهند: فرمانده‌ ماموریت بیل راندا (جان گودمن) و مشاورانش هیوستون (کوری هاوکینز) و سان (تیانگ جینگ)، کهنه سرباز ویتنام پرستون پاکارد (ساموئل ال. جکسون)، مسیریاب و مامور سابق بریتانیایی جیمز کنراد (تام هیدلستون)، عکاس ضدجنگ و فمینیست میسون ویوِر (بری لارسون)، و هنک مارلو (جان سی. رایلی) که سی سال است در جزیره گیر افتاده.

برخی از جنبه‌های افسانه کونگ در این فیلم نیز به چشم می‌خورد. همانند نسخه‌ی سال 1976، آسمان جزیره با ابرهای فراوان پوشانده شده؛ ساکنانی بومی و محلی دارد که البته صحبت نمی‌کنند (تمهیدی جالب برای رفع مشکل زبان). آن دیوار معروف هم وجود دارد ولی با تعریف و شکل و شمایل جدید؛ چرا که به نظر نمی‌رسد چیزی بیشتر از یک مانع برای هیولای غول‌پیکری باشد که هلیکوپترها را در هوا خُرد می‌کند. دایناسورهای موجود در فیلم‌های 1933 و 2005 با هیولاهای دیگری جایگزین شده‌اند، چرا که دایناسورهای تی‌رکس یارای قد علم کردن مقابل این کونگ را ندارند. فیلم سه عنصر اساسی دارد: کونگ علیه انسان، کونگ علیه حیوانات و تعداد زیادی فرار و تعقیب و گریز.



جلوه‌های ویژه فوق‌العاده هستند به طوری که تا اندازه ای ضعف فیلمنامه را پوشش داده‌اند. تهیه‌کنندگان چون از سلیقه مخاطب آگاهی داشته اند تمهید هوشمندانه‌ای پیش گرفته‌اند و می‌دانند کسی انتظار شخصیت‌های پرداخت شده و روایت پیچیده از فیلمی کینگ‌کونگی ندارد. تماشاگران به سینما می‌روند تا ماجراجویی، هیجان و نبردهای هیولایی را تجربه‌ کنند که هر سه‌ی اینها در این فیلم وجود دارند. همانطور که پیش از این گفتم «کونگ: جزیره جمجمه» فیلم هیولایی خوبی‌ست که تمام عناصر لازم را دارد. دنیای فیلم، حکم بهشتی رویایی‌ست برای پسربچه‌های 13 ساله. متاسفانه سازندگان اثر از دادن جنبه‌های انسانی به کونگ خودداری کرده‌اند.



این فیلم مانند سنگ محکی برای جوردن وویت-رابرتز بوده تا خود را نشان دهد و انصافاً خوب هم عمل کرده. کاملاً در طول ساخت فیلم تمرکز داشته و بازیگران هم تمام تلاش خود را انجام داده‌اند. تیم بازیگری فیلم شامل یک بازیگر برنده اسکار، دو نامزد اسکار و دوست‌ پسر سابق تایلور سوئیفت است. انتخاب بازیگران کاملاً مناسب به نظر می‌رسد. فیلم‌های مربوط به کینگ‌کونگ همواره دارای تم طرفداری محیط زیست بوده‌اند (در نسخه 1976 بیشتر از تمام فیلم‌ها) و «کونگ: جزیره جمجمه» هم از این قاعده مستثنا نیست. نویسندگان با این فرض غلط که یک فیلم هیولایی نیازی به ظرافت در بیان محتوا ندارد، تفسیر خود از تاثیر منفی انسان بر دنیای اطراف را به شکلی ناپخته و سرسری در فیلم گنجانده‌اند. کمی هم چاشنی ضدجنگ به فیلمنامه افزوده‌اند اگرچه ارجاعات زیاد به «اینک آخرالزمان» پس از گذشت مدتی خسته‌کننده به چشم می‌آید. از پوستر فیلم متوجه نکته ای را می‌شویم؛ دیگر نیازی به گزافه‌گویی نیست.



اگر بخواهیم درباره‌ی محصول کمپانی «لجندری» منصفانه نظر دهیم، عملکرد این کمپانی نسبتاً خوب بوده و آثار خیلی بدتری در طول تاریخ حول کاراکتر کینگ‌کونگ تولید شده. از دو فیلم ژاپنی که با طراحی هنری خنده‌دار و بازیگری در لباس گوریل تولید شده‌اند گرفته تا کارتون‌های کودکانه‌ی "خوشبختانه" فراموش شده. در مقایسه با آثار مذکور، «جزیره جمجمه» با وجود پرداخت نه‌چندان خوبِ کینگ‌کونگ، فیلمی قابل قبول است. و اگر هدف این فیلم آماده‌سازی ذهن مخاطب برای تقابل این هیولای افسانه‌ای با گودزیلا باشد، می‌توان آن را یک مقدمه‌ی نسبتاً خوب دانست.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

نوژن لوایی
  •  4
  • |
  •  7
  • |

    داستان فیلم زیاد ربطی به کینگ کونگ نداره. این کینگ کونگ هم الکی اسمش کیک کنگه فقط یک گوریل گنده ی غول پیکره.