گاهی گزافه گو، و گاهی واقع بین و جذاب

سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۵


بايد بپذيرم كه نخستين باری كه «...و عدالت برای همه» را تماشا كردم، به درستی متوجه ­اش نشدم. به اندازه كافی جذاب و سرگرم کننده نبود تا به عنوان يک ساتير كمدی بزرگ محدود شود و به اندازه كافی هم واقع­گرا نبود تا به عنوان درامی سرراست رضايت­ بخش باشد، بازی فوق العاده ی آل پاچينو و دوز سنگين فيلم از موقعيت­ های پرطمطراق- همانند قاضی ريفورد (جک واردن) که دادگاه را با بيرون كشيدن تفتگش و شليک به سقف به سکوت و آرامش دعوت می کند- در من اثری نداشت.

البته، زيبايی فيلم اين است كه شما می ­توانيد برای تماشای فيلم شانس دوباره ­ای داشته باشيد. و روزي من شانس مجددی به دست آوردم – چند سال پيش- بايد بگويم نقدم بسيار طولانی ­تر بود. اوه، ساتير هنوز برای خنداندن كوتاه به نظر می ­آيد، و در غياب شوخ ­طبعی حاكم بر چهره شما، برخی از موقعيت ­های غيرجذاب فيلم هنوز به نظر می­ رسد قدری زياد است، ولی اشاره ­ای به همه اين ها وجود دارد، و بازی پاچينو فوق ­العاده است.

«...و عدالت برای همه» يك اعلام جرم وسيع- و قدری ساده­ لوحانه- از سيستم قضایی امريكا است. تقريباً با قرار دادن هر سيستم ممكن بي ­عدالتی در 119 دقيقه، فيلم اشاره ­اش را با قدرت چكش می ­ساخت. پاچينو نقش آرتور كركلند را بازی می­ كند، يك وكيل صادق كه، با وجود بدگمانی پس از سال­ها در سيستم، هنوز به امر وکالت برای مردمی كه از نظر او به عنوان انسان سزاوار احترام هستند، اعتقاد دارد. وی وکالت مرد جوانی را بر عهده دارد كه برای يک سال در زندان بوده است و تنها بي احتياطی اش شكستن چراغ عقب ماشين و انطباق اشتراک اسمش با يك مجرم تحت تعقيب است. كركلند دفاع از يک مردِ زن­ نما را بر عهده دارد، کسی كه هرگز جرم و بی قانونی مرتکب نشده بوده و حالا اگر کرکلند به درستی موفق به دفاع از او نشود راهیِ زندان خواهد شد؛ و – در نتيجه كركلند خودش را می ­يابد كه انتقامش را نشان می­ دهد، تا بالاخره قاضی فلمينگ (جان فورسايت) متهم به جرمی جدی می­ شود.

هيچ چيز مناسبی درباره «...و عدالت براي همه» وجود ندارد. كركلند به نظر می­ رسد که با هر جرم بيش از اندازه ی ممكن با اعلام مجازات شخصی مواجه می­ شود، و همه در عين واحد. و در حالی كه او به پرونده ی موکلانش رسيدگی می ­كند هرچيزی جزیی برای او دردسرساز و وقت گیر می شود. او در صحن دادگاه خونش به جوش می آید، در برابر هيئت منصفه رفتاری خشمگینانه از خود نشان می دهد، و به طور كلی رسوايی درمورد هر چيزی بالا می­ گيرد. عجيب­ تر از همه این قشقرق و جنجال ها در مورد اینکه همیشه دستی پنهان در مورد یک سيستم قضاوت در کار است كه از قدرتمندان حمايت می­ كند و بقيه را هیچ به حساب می ­آورد.

موفقيت یک فيلم ابتدا بايد بين فيلم­نامه­ نويسان تقسيم شود، فيلم­نامه­ نويسان بری لوینسون و والری كورتين به ميزان زيادی به گرافه­ گويی ناخالص و بعضی مواقع گيرا و جذاب متوسل شده ­اند، ولی همچنين مقدار زيادی ديالوگ­ های كوچک هوشمندانه قرار داده اند. نورمن جويسون، كارگردان قدیمی انسجام چيزی را حفظ می­ كند كه ممكن بود آشفته و نامنسجم از کار در آید، برای حداقل چند لحظه انديشمندانه فضايی را در ميان ديوانگي خلق می­ كند. و از شهرت آل پاچينو برای بازی يقيناً بيش از حد با اين ايفای نقش كاسته نشد- همچنين كركلند را دوست داشتنی و باورپذیر می سازد، بازيگر اصلی واقعی كه مي ­توانيم بی ­درنگ تشويقش كنيم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...