- نویسنده : کریس ناشاواتی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : اینترتینمنت ویکلی

طی چندسال اخیر، کمپانی به شیوهی زیرکانهای سراغ انیمیشنهای کلاسیک خود رفته و به نوبت آنها را وارد دنیای واقعی میکند. به این دلیل از لفظ زیرکانه استفاده کردم، چون این محصولات سینمایی به بدی و نچسبی که شاید شما انتظار داشته باشید نیستند. «کتاب جنگل»، «اژدهای پیت» و «سیندرلا» از این دست بودند که تجربهی لذتبخشی برای مخاطب رقم زدند و آمیزهای از نوستالژی و نکات جدید را برای ما به ارمغان آوردند. این محصولات جدید گرچه در حالت کلی به پیشینیان خود وفادارند، ولی تقلید صرف نبوده و نکات تازهای در خود دارند. «سیندرلا» ساخته کنت برانا از کیت بلانشتِ شرور و بدطینت، طراحی لباس فانتزی سندی پاول و از قدرت داستانی بالقوهی خود، بهره برد تا رنگ و بویی تازه به این افسانهی قدیمی ببخشد. اثر لایو-اکشن جدید دیزنی هم میتوانست این خصوصیات را حتی بیشتر داشته باشد.

«دیو و دلبر» به کارگردانی بیل کاندن که در زمینهی ژانر موزیکال تجربیات فراوانی دارد (کارگردانی «دختران رویایی» و نگارش فیلمنامه «شیکاگو») ، چندان نکتهی جدیدی نسبت به انیمیشن سال 1991 ارائه نمیکند؛ خصوصاً با در نظر گرفتن این مسئله که تبدیل به اولین انیمیشنی شد که برای اسکار بهترین فیلم هم نامزد میشد (این را هم بدانید که در آن روزها فقط پنج اثر در این شاخه نامزد میشدند). محصول جدید دیزنی، بامزه است، شاداب و بانشاط است و برخی از ترانههای آن بارها و بارها در ذهن تکرار میشوند، ولی من هنوز نمیتوانم علت ساخته شدن آن را درک کنم. و این که چرا حداقل فیلم بهتری از آب درنیامده؟ اما واتسون بدون شک یکی از بهترین عناصر موجود در فیلم است که در نقش بِل بازی میکند؛ دختری زیبا و اهل مطالعه که تخیلات و بلندپروازی های او فراتر از مکانی چون روستای زادگاه کوچکش در فرانسه است. واتسون با آن چشمهای نافذ، لبخند آسمانی و کک و مکهای ناچیز اطراف بینیاش، گویی زاده شده تا قهرمانی از دنیای دیزنی باشد. معصومیت و هوش ذاتی او کاملاً با کاراکترش همخوانی دارد. به اینها زیبا خواندن هم اضافه کنید. خوشبختانه خارج نمیخواند و صدایش همانند قطعهی فوقالعادهی بل در آغاز فیلم، به دل مینشیند.

شاید «لالالند» سطح توقعات از ترانهها را بالا برده باشد، اما تعدادی از ترانههای این فیلم مثل "مهمان ما باش"، کمی نخنما به نظر میرسند. به نحوی که شاید گمان شود پنجاه سال پیش سروده شدهاند. کاش کاندن کمی حوزهی اختیارات خود را گسترش میداد و به این ترانهها جان میبخشید. داستان هم همانیست که اطلاع دارید؛ شاهزادهای خوشتیپ و جذاب به دلیل قضاوت از روی ظاهر دیگران نفرین و به دیوی کریه تبدیل شده. او باید کسی را عاشق خود کند تا به دن استیونس در سریال «دانتون ابی» تبدیل شود. در عین حال، بل که با پدر بندزن خود (کوین کلاین) زندگی میکند، آرزوهای بزرگی در ذهن دارد و نسبت به پیشنهاد گاستون (لوک ایوانز) خوشتیپ و چانهمربعی بیاعتناست. جاش گاد هم در نقش نوچهی همجنسگرای گستان بازی میکند (والت دیزنی چه توضیحی در این مورد دارد؟). کاش این موضوع همانطور که سازندگان فیلم تصور میکنند بامزه و جالب بود.

سرانجام بل در این قلعهی تسخیرشده، زندانی میشود؛ قلعهای که به لطف فناوری دیجیتالی، کاراکترهای دوستداشتنی دیزنی همچون ساعتی سختگیر به نام کاگزوورث (یان مککلن) و رفیق گرمابه و گلستان او، شمعدانی به نام لومیر (ایوان مکگرگور) را بازگردانده. این اشیای به قول خودشان عقل کل، بسیار بهتر و متقاعدکنندهتر از دیو شاخدار و شیرمانند فیلم از آب درآمدهاند؛ هیولایی که هنگام رقصیدن یا حتی حرکت کاملاً ساختگی به نظر میرسد.

تغییرات ایجاد شده در کاراکترهای بل و دیو خیلی سریع رُخ میدهد؛ دیو از یک گروگانگیر سنگدل به یک عشقِ کتاب تبدیل شده و بل هم خیلی زود از قالب یک زندانی مضطرب درآمده و شیفتهی گروگانگیر خود میشود. قطعات موسیقی ساخته شده توسط آلن منکن و هاوارد اشمن برای انیمیشن، در طول فیلم در کنار قطعاتی که منکن و تیم رایس ساختهاند به گوش میرسد. گرچه ترانههای «دیو و دلبر» همچون سایر آثار موزیکال کاندن، کارگردان فیلم، خوب و شنیدنی هستند ولی به سطح بالایی از ماندگاری نرسیدهاند. دیزنی علاوه بر آثار سینمایی و پارکهای موجود در سراسر دنیا، همواره در حال عرضهی جادو به مخاطب است. ای کاش «دیو و دلبر» جدید کمی جادوییتر بود.
دیدگاه ها
کلا تبدیل یک انیمیشن به یک فیلم زنده اون هم با داستان کاملا فانتزی مثل "دیو و دلبر" کار بسیار سختی هست. به نظرم در مجموع فیلم خوبی هست و طراحی درخشان لباس و صحنه کمک زیادی به فیلم کرده. انتخاب اما واتسون مناسبه اما بازیگر دیو اصلا.
واقعا از تماشای این فیلم و شنیدن ترانه های زیبای فیلم لذت بردم. یکی از بهترین فیلم های سال بود.
آقا دیو فیلم باورپذیر نیست. دلبرِ فیلم خوبه اما دیوِش نه....
فیلم خوبی هست با بازی ها و ترانه ها و طراحی صحنه و لباس خوب. فقط یک مشکل داره و اونم این که بعضی از اتفاقات و ماجراهای فیلم خیلی سریع اتفاق می افتن. مثلا همین دوست و صمیمی شدن بل و دیو خیلی سریع اتفاق می افته و کمی توی ذوق می زنه.
اما واتسون رو دوست ندارم اما تو این فیلم خیلی خوبه.