وکیل آرمانگرا گرفتار در سیستم فاسد

سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۵


در اينجا با يک كمدی خشمگينانه و افشاگرانه روبرو هستيم. فيلمی با تكيه بر بازی پرجنب و جوش و پرانرژی آل پاچينو كه آنقدر مطمئن و با اطمينان رفتار می‌كند كه ما در پايان نسبت به صلاحيت و سلامت سيستم قضايی آمريكا دچار ترديد می‌شويم. پاچينو در نقش يك وكيل پرخاشگرِ جوانِ بالتيموری ظاهر شده كه به مدت 12 سال يا بيشتر درون سيستم قضايي آمريكا كار می‌كند. او يك نو اصلاح‌طلبِ خارج از سيستمِ فكری و آموزشیِ دانشگاه حقوق است،‌ اما كسی‌ست كه در طول فيلم تلاش زيادی به كار می‌برد تا مردم و همچنين مسئولين سيستم قضايی آمريكا را نسبت به بی‌عدالتی‌هايی که در حال رُخ دادن است آگاه گرداند.

پاچينو وقتی كه قرار می‌شود به طور غيرمنتظره‌ای وكالت يک قاضي به اسم فلمينگ (جان فورسايت) را بر عهده بگيرد باعث غافلگيری تماشاگران می‌شود. اين قاضی يک مرد ميانسال قاطع، سخت‌گير،‌ بی‌رحم،‌ خوش‌لباس، با چشمانی نافذ و نگاهی عميق و تأثيرگذار و با موهای خاكستری است كه وقتی وكلای متهمين را مورد خطاب قرار می‌دهد لبخندی استهزا آميز و مبهم بر لب دارد. ما زمانی كه او تلاش می‌كند تا خودش را از مخمصه‌ای كه در آن گرفتار شده نجات دهد واقعاً تحت تاثير قرار می‌گيريم. او هنگام قضاوتش كوچكترين و ساده‌ترين ملاحظات انسانی را نيز در رابطه با پرونده‌هايش دخالت نمی‌دهد. پاچينو بيشتر از اين جهت عصبانی‌ست كه مدتی را در بازداشت و زندان به سر برده. چرا؟ چون به قاضي فورسايت فحاشی كرده و از اين رو مدت كوتاهی روانه زندان شده است. وكيل جوان همانطور كه در طول فيلم بر ما مشخص می‌شود مردی پاک و درستكار است. به نظر می‌رسد كه همه بر سر اين قضيه اتفاق نظر دارند. اما وكيل در مكان و زمانی اشتباه قرار گرفته. شيوه‌ای كه او برای رسيدگی به پرونده‌هايش به كار می‌برد برخلاف شيوه‌های عرف و رايج و مورد تأييد پليس است. پاچينو هرچه تلاش می‌كند نمی‌تواند از زير بار مسئوليت دفاع از قاضي فورسايتی که با خونسردی ساديستی و تحقيرآميزش پاچينو را تحت فشار قرار داده و آزارش می دهد، فرار کند. و در همين حين است كه يكی از متهمين بی‌گناه پرونده‌های پاچينو كه به حكم فورسايت روانه زندان شده دست به خودكشی می‌زند. اين در حالی‌ست كه زندگی شخصی پاچينو از هر نظر پيچيده،‌ در هم ريخته و ناپايدار است. در واقع خيلي هم به هم ريخته و آشفته است. «... و عدالت براي همه» كاراكترهای زيادی دارد كه كارهای زيادی انجام می‌دهند،‌ و همگی خواسته يا ناخواسته بر عليه پاچينو عمل می‌كنند تا او در نهايت دست به آن اقدام انفجارآميز در سكانس پايانی فيلم بزند.

در فيلم يک دختر، يک شريک و همكار روان پریش در لباس يک وكيل،‌ يک وكيل ديگر اما خُل و چل و غير عادی، و يک قاضی مجنون به اسم قاضی ريفورد (جک واردن) وجود دارد كه اين آخري جسارت و بي‌پروايی‌اش برای ديگران دردسرساز است. به عنوان مثال اين آقای قاضی نهارش را بر لبه‌ی پنجره طبقه پنجم می‌خورد و يا با هليكوپتر بدون سوخت پرواز می‌كند. در طول فيلم داستان‌های فرعي زيادی وجود دارد كه زياد به آنها پرداخته نمی‌شود و بالاخره هم معلوم نمی‌شود كه آيا آنها جدی و زيركانه هستند يا بامزه و خنده‌دار. اما بازی فوق العاده قوی پاچينو همه‌ی منطق ماجراها و حوادث فيلم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. ما تا اندازه‌ای نوسانات و افت و خيز در لحن فيلم را می‌پذيريم، چون بيش از هر چيز بازی تأثيرگذار و قوی پاچينوست كه در ذهن باقی می‌ماند. او در ادامه پيگيری و دادخواهی‌هايش موضوعات و مسايل اساسي را فراموش نمی‌كند و ما نيز به واسطه او تا پايان فيلم ذهنمان درگير آنها خواهد شد. اما بخش‌های نامربوط زيادی هم در فيلم وجود دارد كه نبود آنها هيچ تاثيری در روند و پيشبرد داستان ندارد، مثل پرواز هليكوپتر كه به اصل داستان لطمه زيادي وارد كرده است.

فيلم از جايی به متهم شدن فورسايت به آزار و اذيت و كتک زدن وحشيانه يک دختر مي‌پردازد. آيا او واقعاً همانطور كه خودش ادعا می‌كند بی‌گناه است يا گناهكار؟ او از پاچينو مي‌خواهد تا دفاع از او را به عهده بگيرد. او مجبور است تا بيگناهي خودش را ثابت كند، از اين رو مجبور می‌شود تا وظيفه دفاع از پرونده‌اش را به وكيلی خوشنام بپردازد و اين وكيل كسی نيست جز پاچينو كه به شدت از فورسايت متنفر است. اما اگر فورسايت مجرم باشد چه؟ آن وقت پاچينو چه بايد بكند؟ كاری كه او انجام می‌دهد شباهت زيادي به عملكرد شخصيت‌های سركش و نافرمان فيلم‌هایی مثل «شبكه» (1976)،‌ »پرواز بر فراز آشيانه فاخته» (1975) و ديگر فيلم‌هاي مطرح مشابه همان سالها دارد. او هم مثل آنها در مقابل نظام غيراخلاقی قرار می‌گيرد. صحنه پايانی در دادگاه همانگونه كه براي حضار در دادگاه غيرمنتظره است با توجه به بازی قدرتمندانه و خيره‌كننده آل پاچينو به همان اندازه نيز براي تماشاگران باعث حيرت و تعجب خواهد بود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...