- نویسنده : کایل اسمیت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : نیویورک پست

برای توضیح بیشتر داستان، یک کشیشِ دانشمند و ماهر در فیلم هست که به مخاطبین میگوید که روح شیطانی آن عروسک برای ادامه حیات به یک روح انسان ننیاز دارد. اما آن عروسک شیطانی ست و تنها زمانی آن روح مورد قبول واقع میشود که صابحش، آن را با دست خودش به وی پیشکش کند، حتی اگر مجبور به این کار شود. وقایع داستانی دیگری نیز کم کم چاشنی کار میشوند، مثلاََ کتابخانهی ترسناک و کلیسا مانندی که خوشبختانه صاحبش (آلفر وودارد)، کم کم به دوست و محرم اسرار میا بدل میشود. «آنابل» بیش از هر چیزی در گرداب کلیشههای قدیمی گرفتار شده است، صدای مهیب متلاشی شدن ویولنی که صدای آزار دهندهای دارد، باز و بسته شدنهای مداوم درها، صندلیهایی که خود به خود تکان میخورند و لوازمی که ناگهان به صدا در میآیند. هیچ دلیل خاصی هم وجود ندارد که چرا این ترسیم از جهنم اینقدر تو در تو و گیجکننده است که در نهایت نمیتواند به هدفش برسد.

این رویدادها تقریباََ شبیه به این است که شیطان خود اتفاقات مهم و تاثیرگزار را از دلِ فیلم بیرون کشیده است. در حالی که فیلم نه هوشمندانه است و نه بدیع و خلاقانه، اما به اندازهی کافی ترسناک از کار درآمده است، بخصوص از زمانی که مقدمه چینی های فیلم تمام میشوند و فیلم به ماهیت اصلیاش و آنچه که به عنوان یک فیلم ترسناک باید باشد باز میگردد. تنها تعداد محدودی از فیلمهای ترسناک هستند که واقعاََ یک تصویر ترسناک از شیطان را ترسیم میکنند، یا تصوری از یکی از موجوداتی شبیه به آن. همچنین، این که پایان فیلم ساده و خوب و خوش است به هیچ عنوان رضایتبخش نیست. پس از هرج و مرج بسیار، فیلم همچون یک نوشابهی رژیمیِ شیطانی که روی آن نوشته "در این محصول شیطان به مقدار کافی وجود ندارد" به پایان میرسد.
دیدگاه ها
انصافا کدام کودک و یا حتی کدام بزرگسالی در دنیا پیدا میشه که همچین عروسک زشت و ترسناکی رو بخواد در خانه نگهداری کنه چه برسه به این که یک پدر و مادر همچین عروسک زشتی رو در اتاق کودکشون بذارن. پس مشکل فیلم با ظاهر غیرطبیعی غروسک فیلم شروع میشه.