یک فیلم درخشان برای تعطیلات سال نو

شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۳۰


با این که اکثر فیلم های مناسبتی کریسمس به سرعت فراموش می شوند، اما تعداد انگشت شماری از آنها به عنوان یک سنگ محک و معیاری برای سنجش دیگر فیلم های این ژانر قرار می گیرند و خانواده ها هر سال با علاقه به تماشای دوباره ی آنها می نشینند. به احتمال فراوان فیلم «آرتور کریسمس» همه ویژگی های لازم برای پیوستن به این گروه دوم را دارد. این فیلم با به روز کردن موفقیت آمیز بسیاری از افسانه های مربوط به کریسمس و گفتگوهایی آمیخته با طنز هوشمندانه، تجربه ای کاملا متناسب با روزهای پیش از تعطیلات برای والدین و فرزندان فراهم می آورد. با وجود اینکه «آرتور کریسمس» در استودیوی آردمن - استودیوی سازنده ی انیمیشن «والاس و گرومیت» (2005) که به خاطر ساخت انیمیشن های خمیری معروف است - ساخته شده، طراحی کامپیوتری آن به شکلی انجام گرفته که در هر دو حالت نمایش دو بُعدی و سه بُعدی جذاب به نظر می رسد. آدم های این انیمیشن ظاهر عجیب و غریب مخصوص کارهای استودیوی آردمن را حفظ کرده اند، و حیوان های آن هم شباهت هایی به شخصیت های مجموعه «عصر یخ بندان» دارند. شاید ویژگی های بصری این انیمیشن در حد کارهای استودیوی پیکسار نباشد اما جذابیت داستان آن به اندازه ای است که این اختلاف سطح را جبران می کند.


یکی از ویژگی های برنامه های قدیمی ای که استودیوی رنکین-باس به مناسبت کریسمس تولید می کرد، در این انیمیشن هم دیده می شود. این ویژه برنامه های کارتونی تلویزیون به شرح و بسط افسانه های مربوط به کریسمس می پرداختند و فیلم «آرتور کریسمس» هم با یک بخش 20 دقیقه ای شروع می شود که به شرح سیستم کاری قطب شمال، در قرن بیست و یکم می پردازد. دیگر از آن سورتمه قدیمی و گوزن هایی که پرواز می کردند خبری نیست. سفینه ای با سرعت حرکت مافوق صوت جایگزین آنها شده که عرشه آن شبیه کشتی نظامی U.S.S. Enterprise است و اتاق فرمان آن توسط چندین اِلف اداره می شود. بابانوئل دیگر از لوله ی شومینه خانه ها پایین نمی رود و گروه ضربتی متشکل از اِلف ها، پیش از او راهی مقصد می شوند و راه ورودش را هموار می کنند. این بخش از سفر آنها که مانند یک "حمله ی زمینی" است، به سبک فیلم های «جیمز باند» ساخته شده است. چیز دیگری که در طی داستان متوجه آن می شویم این است که "بابا نوئل" یک لقب موروثی است که از پدر به پسر می رسد. فیلم با نمای باز از بالا به پایین یک تالار ورودی در قطب شمال شروع می شود و در این تالار عکس تعدادی از بابانوئل های شاخص تا زمان حال، نصب شده است. پس از دید سارا اسمیت کارگردان تازه کار این فیلم مشخص می شود که بابانوئل شخصیتی جاودانه و فناناپذیر نیست، اما عمری طولانی دارد.



همانطور که از جنب و جوش و رفت و آمدهای ساکنین قطب شمال مشخص است،‌ روز کریسمس فرا رسیده و بابانوئل فعلی عازم سفر هر ساله خود شده است. این هفتادمین مأموریت بابانوئل است و همه از او توقع دارند تا بعد از به انجام رساندن آن، خودش را بازنشسته کند و ردای خود را به پسر بزرگترش استیو واگذار کند. بابانوئل و همسرش خانم نوئل پسر دیگری به نام آرتور دارند که کمی دست و پا چلفتی اما دوست داشتنی است. وظیفه اصلی او پاسخ دادن به نامه هاست. بابابزرگ نوئل هم با آنها زندگی می کند. او 136 سال سن دارد و قبل از بابانوئلِ فعلی، صاحب این عنوان بوده و هنوز هم باور دارد که روش های سنتی و قدیمی از تکنولوژی بهتر جواب می دهند. هنگامی که آرتور متوجه می شود فهرست مقصدهای بابانوئل کودکی در شهرستان کورنوال را از قلم انداخته، بابابزرگ نوئل فرصتی پیدا می کند که بهر شکل ممکن نظریه خود را ثابت کند. استیو معتقد است این که از بینِ میلیون ها کودک، فقط یکی از آنها از قلم افتاده نشان از موفقیت روش کاریِ آنها دارد، در حالی که آرتور در فکر فضای غمگینی است که صبح روز کریسمس در خانه آن کودک حکمفرما می شود و تصمیم می گیرد خودش شخصا هدیه او را به دستش برساند. بابابزرگ نوئل هم در این راه به او کمک می کند و سورتمه قدیمی خود را که مخفی کرده در اختیارش قرار می دهد. هشت گوزن و یک اِلف به نام براینی هم دیگر همراهان او هستند.



دوبلورها و صداپیشه های این فیلم همگی موفق شده اند صدای خود را طوری تغییر بدهند که قابل شناسایی نباشد و این بهترین روش دوبله و گویندگی برای فیلم های انیمیشن است. این تغییر صداها آنقدر خوب انجام شده که حتی صدای گویندگان مشهوری مثل هیو لوری هم قابل تشخیص نیست و استیو به هیچ وجه کسی را یاد شخصیت دکتر گرگوری هاوس (با بازی هیو لوری) در سریال «دکتر هاوس» نمی اندازد. با این حال کمی عجیب است که نمی توان در موسیقی متن فیلمی با این حجم اشارات به عید کریسمس، اثری از هیچ کدام از سرودهای معروف و شناخته شده ی کریسمس پیدا کرد، به جز قسمت کوتاهی از سرود "بابانوئل داره میاد" که جاستین بیبر زمزمه می کند که اجرای غیرمعمول و نامتعارفی از سرود "شب ساکت و آرام"، و تمامی قطعات موسیقی فیلم ساخته هری گرگسون-ویلیامز است.



معمولاً آخرین ماه سال، فرصت خوبی برای فیلم های خانوادگی است اما تعداد کمی از این فیلم ها به عنوان فیلم های مناسب کریسمس شناخته می شوند. این که یک انیمیشن بلند سینمایی بتواند به این جایگاه برسد، از آن هم نادرتر است و تنها نمونه های برجسته ی سال های اخیر معمولاً آخرین ماه سال، فرصت خوبی برای فیلم های خانوادگی است اما تعداد کمی از این فیلم ها به عنوان فیلم های مناسب کریسمس، شناخته می شوند. اینکه یک انیمیشن بلند سینمایی بتواند به این جایگاه برسد، از آن هم نادرتر است و تنها نمونه های برجسته ی سالهای اخیر «سرود کریسمس» (رابرت زمه کیس-2009) و «قطار قطبی» (رابرت زمکیس - 2004) بوده اند. فیلم «آرتور کریسمس» از هر دوی این فیلم ها بی غم و غصه تر و دوست داشتنی تر است. در داستان آن شخصیت بدی وجود ندارد و می شود به راحتی از ماجرای سیر و سفر آرتور و همچنین تماشای قطب شمال در روزهای اوج فعالیت و جنب و جوشِ خود لذت برد. در این فیلم لحظات عاطفی و احساسات برانگیزی هم وجود دارند، مانند رابطه ی حساس آرتور و بابانوئل -رابطه پدر و پسری- و ذوق و شوق دختربچه هنگام باز کردن هدیه اش. وقتی می خواهیم فهرستی از بهترین استودیوهای انیمیشن سازی تهیه کنیم، باید نام استودیوی پیکسار را بالاتر از همه قرار دهیم (حتی بعد از ساخت انیمیشن ناموفق «ماشین ها 2»)، اما هر بار که استودیوی آردمن انیمیشنی را عرضه می کند، می بینیم که فاصله بین جایگاه این دو استودیو روز به روز کمتر می شود. وقتی پسرم به سنی برسد که از فیلم های مخصوص کریسمس لذت ببرد، قصد دارم حتماً «آرتور کریسمس» را هم به او نشان دهم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...