شخصیت‌های قدیمی، داستانی سردرگم

یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۱۸


«گشت 2» يكی از ضعيف‌ترين فيلم‌های ساليان اخير است. سعيد سهيلی همان كاراكترهای «گشت ارشاد» را برداشته و سعی كرده با همان پيرنگ حالا شوخی های تازه‌ای با خط قرمزها بكند. شوخي‌هايی كه طبق معمول اكثرشان كلامی هستند و متكی بر اكت يا حتی بازی بازيگران نيستند. كمدی موقعيت هم فقط همان اول فيلم اتفاق می افتد. بعد از موفقيت «مارمولک» كمال تبريزی تقريباً نيم بيشتری از كمدی های سينمايی ما از همان فرمول پيروی می كنند. يک آدم ناخلف در جايگاهي كه خط قرمز به شمار می رود تا دستش برای شوخی باز باشد. ولی با اين تفاوت كه «مارمولک» فيلمنامه قوی و سرپايی داشت ولی فيلم‌هايی مثل «گشت 2» فيلمنامه‌شان در حد آيتم‌های يک برنامه كمدي است بدون هيچ چفت و بستی. «گشت ارشاد» اولی فيلم متوسطی بود. می شد درباره نقاط ضعف و قوتش نوشت. يک حميد فرخ‌نژاد بامزه داشت كه متفاوت از فرخ‌نژاد هميشه بود و سوژه‌ای كه محصول زمانه خودش بود. بينِ آنچه در جامعه جاری بود و به تصوير كشيدن قصه آن فاصله زيادی نمی افتاد. همين فيلم را سرپا نگه می داشت و مهم‌ترين ويژگی اش بود كه بر همه نقاط ضعف و قدرتش می چربيد. حالا آن مهم‌ترين ويژگی در «گشت 2» از دست می رود. اين‌بار شوخی با خط قرمزها فقط در نيم‌ساعت اول فيلم طی يک سخنرانی در زندان و اشاره به كلماتی اتفاق می افتد كه دو سالی از دست به دست شدن‌شان در تلگرام و شبكه‌هاي اجتماعی می گذرد و چيز تازه‌ای ندارد. اما به هر حال به لطف همين شوخی ها حداقل نيم ساعت ابتدايی فيلم قابل تحمل و خنده‌دار شده است اما بعد از اين نيم‌ساعت واقعاً ديگر «گشت 2» هيچ چيزی ندارد كه بيننده‌اش را تا آخر بكشانند. آن برگ برنده سوژه روز بودن را از دست داده و به رمالی و خرافات ميان مردم اشاره می كند. شوخی اش در اين حد است كه مثلاً نشان بدهد اين روزها حتی فالگيرها هم كارت‌خوان دارند.


فيلم كاملاً مغشوش است چه از نظر فيلمنامه و چه كارگردانی. بدون ذره‌ای سليقه. حميد فرخ‌نژاد انگار از خودش در فيلم قبلی كپی برداری كرده است. بازی اش نسخه فيک و جعلی و گل‌درشتی از آن چيزی است كه در «گشت ارشاد» بود. پولاد كيميايی و جريان فراموشی اش و بعد الهام شدن به او از گذشته ی ديگران آنقدر مضحک و بی سر و ته است كه بهتر بود كلاً از فيلم حذف می شد. ساعد سهيلی هم كه در نقش وردست حضور كاملاً خنثايی دارد. ماجرا از جايی بدتر می شود كه زن‌ها سر و كله‌شان پيدا می شود و حالا قرار است مردهای قصه هم عاشق شوند، هم بامزه باشند، هم لوطی گری در بياورند و هم به دغل‌كار‌ی شان بپردازند. باورتان نمی شود چه سكانس‌های فاجعه‌ای است. آن ابراز علاقه‌هايی كه قرار است زمختی و نابلدی شان مخاطب را به خنده بياندازد، سطحی و اعصاب خردكن هستند. آن لوطی منشی كه قرار است پيام اخلاقی فيلم باشد آنقدر تماشاگر را پس می زند كه شخصاً دلم می خواست می توانستم همان لحظه از سالن بيرون بزنم.


اصلاً يكي از مشكلات اساسی فيلم همين‌جا اتفاق می افتد: چرا سعيد سهيلی اصرار دارد كمدی بسازد در حالی كه ذهنيت و ارزش‌هايش انگار با شوخی هايي كه می خواهد بكند در تضاد است؟ و اگر می خواهد كمدی بسازد چرا مثل بقيه كارگردانان، مثل مصطفی كيايی يا خيلی های ديگر تا تهش را نمی رود؟ سهيلی شبيه آدمی است كه از كمدی ساختنش خجالت می كشد و هميشه اواخر فيلم می خواهد شوخی های ابتدايش را با نتايج اخلاقی رفع و رجوع كند و آنقدر هم اين كار را بد انجام می دهد كه تاثير همان نيمه اول را هم از بين می برد. در «گشت ارشاد» همچنان تا اواخر فيلم بار كمدی هم حذف می شد اما در اينجا كاملاً فيلم وارد فاز ديگری می شود.


در يک نگاه كلی «گشت 2» بعد از «من سالوادور نيستم» می توانند مهم‌ترين نشانه‌های اين باشند كه فيلم پرفروش نه تنها لزوماً فيلم خوبی نيست كه می تواند خيلی هم اثر بدی باشد. بازی های بد و تصنعی، فيلمنامه بی سروته، شوخی های سطحی كه از يک جايی به بعد حتی بامزه هم نيستند، وصله و پينه كردن پيام‌های اخلاقی و عرفانی به فيلم، سخنرانی درباره عشق، كارگردانی بی سليقه: مجموع همه اينها شده فيلمی به نام «گشت 2». آش شله‌قلمكار و ملغمه‌ای از هر چيزی و هر جايی تا بتواند مخاطب را به سينما بكشاند و دست خالی بيرون بفرستد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ناصر علیزاده
  •  0
  • |
  •  0
  • |

    یه کمی خندیدم اما مجموع سر کاری بود.

    اشکان آتشکار
    •  0
    • |
    •  0
    • |

      حالا مگه همون "گشت ارشاد" چی بود که قسمت دومش بخواد باشه؟ تو "گشت ارشاد" هم آخرش نفهمیدیم چی شد. یک عالمه شعار و حرفهای بی ربط داشت، که "گشت 2" حتی همون ها رو هم نداره. یعنی اصلا داستان نداره. فقط از محبوبیت الکی فیلم اولی استفاده کرده تا پرفروش باشه.

      اویتسا افشارطوس
      •  1
      • |
      •  2
      • |

        سهیلی و فرخ نژاد یک فیلم پرفروش میخواستن که به هدف شون هم رسیدند که حالا فیلم بد یا خوبش مطمئنم که براشون اصلا مهم نیست. به احتمال زیاد الان تو فکر ساخت "گشت 3" هستن.