پرانرژی اما پوچ و توخالی

سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۱


«روح درون پوسته» به عنوان یک فیلم پر سر و صدای مملو از جلوه‌های ویژه، وظیفه‌ی خود را به خوبی به سرانجام رسانده. اثری پرهزینه که سعی کرده از تمام پتانسیل موجود استفاده کند که البته بازیگران بیشتر بازی خود را در مقابل پرده‌ی سبز ایفا کرده‌اند. ظاهراً در تمام فیلم نمی‌توان حتی یک صحنه را هم یافت که نیازی به دستکاری کامپیوتری نداشته باشد! البته باید بگویم این محصول پر سر و صدا با صرف نظر از 105 دقیقه لذت بصری، ارزش چندانی ندارد. به دلیل فروش بیشتر، سازندگان تصمیم گرفتند جنبه‌های احساسی و تفکری داستان را کم‌رنگ جلوه دهند که شاید همین نکته باعث نارضایتی تماشاگران شود (خصوصاً آنهایی که با منبع اقتباس آشنایی دارند). «روح درون پوسته» از لحاظ بصری متقاعدکننده ولی از لحاظ محتوایی خنثی است.



طرفداران این ژانر حتماً در جریان هستند که این فیلم بر اساس مانگای (کامیک بوک و کمیک استریپ های ژاپنی) کلاسیک ژاپنی به همین نام و انیمه‌ی محصول 1995 ساخته شده است. بحث ساخت اقتباس سینمایی این مانگا از حول و حوش سال 1999 مطرح شد که حدود 20 سال تا به واقعیت تبدیل شدن این رویا طول کشید. معمولاً نتیجه‌ی پروژه‌هایی که زمان زیادی صرف ساخت شان می‌شود، شگفت‌انگیز خواهد بود. اما «روح درون پوسته» این‌گونه نیست و بیشتر از همه طرفداران پر و پاقرص این اثر از تماشای آن سرخورده خواهند شد. مانند «دیو و دلبر»، ساخت این فیلم بیشتر به یک کنجکاوی می‌ماند تا نیاز، و اثری‌ست متوسط از چیزی که لزومی به بازگشت دوباره نداشت.



ظاهراً تصمیمات اتخاذ شده برای تبدیل «روح درون پوسته» به فیلمی پرمخاطب که در اکران جهانی بدرخشد، چندان مثمر ثمر نبوده. اگرچه گنجاندن صحنه‌های اکشنِ شش دانگ در یک فیلمی با ضریب هوشی بالا ممکن است (می‌توانم از میان آثار اخیر «لوگان» را نام ببرم)، ولی کارگردان این فیلم، روپرت سندرز (سازنده‌ی «سفیدبرفی و شکارچی») مبارزه‌ و تعقیب و گریزهای موجود را به عنوان هدف خود قرار داده. سندرز از این بستر برای خلق صحنه‌های اکشن استفاده کرده؛ آن هم در داستانی که پیچیدگی و غنای روایت جزو شاخصه‌های بارز آن است. در واقع داستان در این فیلم همانند طنابی‌ست که لحظات اکشن از آن آویزان شده باشند. شلوغ‌کاری فیلم در نمایش تصاویر، از عمق موضوعی و احساسی اثر کاسته. در نتیجه، «روح درون پوسته» توانایی آن را ندارد که بر روح و جان مخاطب تاثیر بگذارد.



فیلم در مقدمه‌ای کوتاه به ما نشان می‌دهد که چگونه میجور (اسکارلت یوهانسون) تبدیل به اولین مخلوق تکنولوژیکی در گونه‌ی خود می‌شود؛ مغز انسان درون بدن یک ربات پیشرفته جاسازی شده. دکتر اولِت (ژولیت بینوش) دکتر و سازنده‌ی اصلی او، میجور را یک معجزه می‌خواند. کاتر (پیتر فردیناندو) سرمایه‌گذار پروژه، به او لقب جنگ‌افزار داده است. یک سال بعد، میجور به حالتی پایدار رسیده (اگرچه گاهی خاطرات قبل از پیوند آزارش می‌دهد) و در تیمی ضد تروریستی متعلق به حکومت و به رهبری آماراکیِ ژاپنی (تاکشی کیتانو) مشغول به کار است. هنگامی که اطلاعات حساسی در معرض خطر قرار می‌گیرد، میجور و همراهش، یباتو (پیلو اسبک)ی برای اقدام فراخوانده می‌شوند و در ادامه میجور به ذات سازنده‌ی خود یهیدئو کوزه (مایکل کارمن پیت)ی پی می‌برد و درباره‌ی گذشته‌ی خود و اقداماتی که سازندگانش برای آینده‌ی او در نظر گرفته‌اند، مطلع می‌شود.



هنگام تماشای «روح درون پوسته»، لحن و مفهوم آن مرا یاد فیلم «گره گشا» (2015) انداخت که آن هم با مفاهیم علمی‌-تخیلیِ سایبری سر و کار داشت. «گره گشا» از به چالش‌کشیدن مخاطب با مطرح‌کردن برجسته‌ی مفاهیم اخلاقی ابایی نداشت. در «روح درون پوسته» این نکات کاملاً کنار گذاشته شده، چون سازندگان ترس داشته‌اند که مبادا انبوه تماشاگران گیج شوند و حوصله‌شان سر برود. و البته سازندگان باز هم برای فروش بیشتر، این محصول خود را به زور در رده‌ی سنی بالای 13 سال گنجانده‌اند. باور کنید اگر فیلمی مناسب افراد بالای 17 سال باشد، همین اثر است. «روح درون پوسته» باید یک فیلم بزرگسالانه می‌شد که با ظرافت طبع بزرگسالانه، مفاهیم مختص به این رده‌ی سنی را بازگو می‌کرد. در عوض تبدیل به محصولی نوجوانانه با اولویت اکشن شده تا بودجه‎ی سنگین خود را به نحوی جبران کند؛ حتی اگر تا حدودی به قیمت تحریف داستان اصلی تمام شود.



انتخاب اسکارلت یوهانسون در نقش اصلی فیلم واقعاً انتخاب بدی‌ست. صرف نظر از مباحث نژادی، او نمی‌داند کاراکترش را چگونه به تصویر بکشد. شاید تقصیر او نباشد، چون تماماً مقابل پرده‌ی سبز ایفای نقش کردن، ممکن است از قدرت هر بازیگری بکاهد. اسکارلت از لحاظ فیزیکی مشکلی ندارد (همان‌گونه که از زنی که نقش بیوه‌ی سیاه را ایفا می‌کند انتظار می‌رود)، بلکه مشکل در لحظات آرام و احساسی‌ست. او به طرزی عجیب و نامناسب، گویی در حال بازیگری در فیلم «زیر پوست» است. همبازی‌های او پیلو اسپک (که پیش از این در «بازی تاج و تخت» حضور داشته و تجربه همکاری با اسکارلت در فیلم «لوسی» را هم دارد) و بازیگر-کارگردان مشهور تاکشی کیتانو هستند. مایکل پیت و پیتر فردیناندو هم در نقش ضدقهرمانانی نچسب بازی می‌کنند. تنها نکته‌ی مثبت بازیگری فیلم، حضور طولانی‌تر ژولیت بینوش نسبت به فیلم «گودزیلا» است.



اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، «روح درون پوسته» به هدف خود رسیده و به هیچ‌وجه کسل‌کننده یا خواب‌آور نیست. ریتم فیلم همانند صحنه‌های اکشن پرانرژی‌ست و هنوز هم قسمت‌هایی از منجلاب اخلاقی که در ذات داستان «روح درون پوسته» وجود دارد، (اگرچه خیلی کم‌رنگ) در فیلم دیده می‌شود. بهتر است این فیلم را به آنهایی پیشنهاد کنم که با داستان اصلی آشنا نیستند، چون اگر با پتانسیل بالای داستانِ منبع اقتباس این اثر آشنا نباشید بهتر می‌توانید فیلم را هضم و تحمل کنید و کم‌تر حرص می‌خورید!

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

آریان تاج
  •  0
  • |
  •  4
  • |

    ولی با این حال باز هم اسکارلت خوبه.