مجموعه ای از اتفاقات محیرالعقول در آخرین شب سال

یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ ساعت ۰:۱


فیلم «شب سال نو» تماشای ریزش آهسته و غم انگیز ذرات شنیِ زمان است تا لحظه ای که بالاخره آخرین ذره هم از میان ساعت شنیِ این محصول سینمایی شلخته و نامنسجم فرو می ریزد. آخر چطور ممکن است یکی دو جین ستاره سرشناس را در یک فیلم دور هم جمع کرد و هیچ نقش جذابی برای هیچکدامشان در نظر نگرفت؟ مگر هیلاری سوانک بیچاره مرتکب چه گناهی شده است که بعد از بردن دو جایزه اسکار باید نقش زنی را بازی کند که مسئول برنامه توپ شب سال نو در میدان تایمز است؟ و اگر فکر می کنید هیچ جایی از فیلم به اینکه مسئولیت توپ به عهده اوست اشاره ای نشده، پس حتما فیلم دیگری را تماشا کرده اید.


من حتی قصد ندارم خلاصه ای از داستان های فرعی یکی دو خطی و بی سر و تهی که این گروه ستاره های مشهور را در خود گیر انداخته برایتان بازگو کنم. چون شما را خیلی دوست دارم، دلم نمی آید.!  تا به حال چند بار شده در فیلمی ببینید دو زن باردار با هم رقابت می کنند تا اولین نوزادی که در شب سال نو به دنیا می آید فرزند آنها باشد که بتوانند جایزه نقدی را برنده شوند؟ در کدام فیلم دیده اید که رابرت دنیرو نقش مرد رو به مرگی را بازی کند که آرزوی قبل از مردنش این است که کسی صندلی چرخدارش را هُل بدهد تا برود بیرون توی سرما و نمایش افتادن توپ سال نو را تماشا کند؟ اصلا تا به حال دیده اید دو نفر وقتی توی یک آسانسور باری گیر افتاده اند عاشق هم بشوند و این عشق به زن جرت بدهد تا وقتی جان بون جووی در جشن نیمه شب میدان تایمز حاضر نمی شود، جای او را پر کند و ترانه Auld Lang Syne را آواز بخواند؟ بون جووی هم مراسم را پیچانده تا برود پیش زن شیرینی پزی که یک سال پیش در همین شب احساساتش را جریحه دار کرده و از او خواستگاری کند.


من هیچوقت ویژه برنامه های تلویزیونی شب سال نو را تماشا نمی کنم. اخبار یا برنامه در رابطه با بازنشسته شدن دیک کلارک قطعا از تمام این دست برنامه ها برایم جالب تر خواهد بود. پس شما به من کمک کنید. شما آن چند ده هزار نفری که در میدان تایمز جمع می شوند را دیده اید؟ همیشه همینطور است که بیشتر این آدم ها کلاه های اسفنجی هدیه شده توسط یک کارخانه خاص را سرشان می کنند؟ چون آنچه در فیلم »شب سال نو» می بینیم، گروهی از برگزارکنندگان هیجانزده است و دریایی آبی از انسان ها. همه آنها کلاه هایی به سر دارند که هدیه ی شرکت لوازم بهداشتی و آرایشی Nivea است. اثری از کلاه های تبلیغاتی با نشان Knicks، Budweiser یا I Heart New York دیده نمی شود. همه کلاه ها دارای رنگ و نشان کرم مرطوب کننده ی Nivea هستند. من درباره تبلیغ محصولات تجاری در تولیدات هنری شنیده بودم، اما اتفاقی که در این فیلم افتاده بیشتر شبیه بمباران تبلیغاتی می ماند تا چیز دیگر.
فیلمبرداری این فیلم به عهده چارلز مینسکی بوده. یعنی وقتی مدام از دریچه دوربین صحنه را تماشا می کرد، پیش نیامد که رو کند به کارگردان فیلم یعنی گری مارشال و بگوید: "گری... به نظرت تراکم رنگ آبی توی این صحنه بیش از حد زیاد نیست؟". نه، فکر نمی کنم، چون به نظر می رسد بیشتر نماهایی که جمعیت را از بالا نشان می دهند، به وسیله جلوه های ویژه خلق شده باشند.


با این حال، نماهای کلوزآپ زیادی هستند که آدم ها را با کلاه Nivea نشان می دهند. حتما سازندگان فیلم خیلی جلوی خودشان را گرفته اند که در جایی از فیلم شخصیت ها را در حال استفاده از محصولات Nivea نشان ندهند. حتی به رابرت دنیرو مرد رو به مرگی که دلداری های پرستار ایمی ساعات پایانی زندگی اش را با آرامش همراه می کند هم رحم نکرده اند. او می خواهد افتادن توپ را ببیند و بعد بمیرد. با وجود مراقبت های فوق العاده پرستارش، صورتش اصلاح نشده و نامرتب است. یک وقت فکر نکنید فقط ته ریش اش درآمده،‌ نخیر، ریش زبر و ضمختش آنقدر تصنعی است که بیا و ببین. به این مرد بیچاره رحم کنید. صورتش را اصلاح کنید و یک خرده کرم مرطوب کننده Nivea به پوستش بزنید.

# پانوشت: در مطلب فوق نوشته بودم که "من هیچوقت ویژه برنامه های تلویزیونی شب سال نو را تماشا نمی کنم". شگفت زدگی ام از تبلیغ محصولات تجاری شرکت لوازم بهداشتی و آرایشی Nivea هم مهر تاییدی بر این ادعا است. خوانندگان زیادی به من اطلاع دادند که در اصل مراسم شب سال نو متعلق به شرکت Nivea است و این کلاه های آبی رنگ در مراسم اصلی هم دیده خواهند شد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...