تراژیک و غم انگیز اما تاثیرگذار

پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۵


فولاد که زمانی یکی از خاکریزهای توانایی صنعتی آمریکایی به شمار می رفت، طی مدتی به کوتاهی چند دهه از یک تشکیلات اقتصادی سود آور و موفق به رویه ای کهنه برای دوران سرافرازی اش تبدیل شد. این محصول که زمانی موتوری برای موفقیت و تأمین کننده ی شغلی قابل اتکا بود، به سختی و زنگار بستن اش مشهور شد و در همان ابتدای ظهور به حال خود رها شد زیرا بازار داخلی تحت فشار واردات ارزان کمر خم کرده بود. فروپاشی کارخانه ی فولادسازی بیگ استیل اجتماعات نابود شده و رو به نابودی بسیاری به جای گذاشت. یکی از آنها مربوط به منطقه ی برادوک در ایالت پنسیلوانیا بود؛ منطقه ای در حومه ی شهر پیتزبورگ با 3000 نفر جمعیت که 35 درصد آنها زیر خط فقر زندگی می کنند. این منطقه ی واقعی جایی است که داستان فیلم «از کوره در رفته» در آن اتفاق می افتد و هویت برادوک به عنوان یک دهکده که پیشرفت صنعتی آن را به حال خود رها کرده، این منطقه را به چیزی بیش از مکان رویداد اتفاقات یک فیلم تریلر انتقام جویی تبدیل می کند. این مکان به اندازه ی هر یک از شخصیت های انسانی اهمیت دارد.


«از کوره در رفته» فیلمی عبوس با حال و هوایی گنگ و القا کننده ی حسی خاص است، اما انحراف موقت از منطق داستانی و حسی گنگ از جغرافیا و مکان می تواند به ناامیدی منجر شود. فیلم با حوصله و آرام پیش می رود. لحن آن سوزندگی تدریجی ای دارد که هر از گاهی با فاصله های ناگهانی و تند و خشن قطع می شود. از نظر موضوعی این فیلم همانطور که شخصیتی را دنبال می کند که هر قدمش بار گناهی را که بر دوش دارد سنگین تر می کند، پیوند میان انتقام و عدالت را بررسی می کند.



فیلم قبلی اسکات کوپر «دلِ دیوانه» (2009) بود که اسکارِ مدت ها به تأخیر افتاده ی جف بریجز را برای او به ارمغان آورد. مانند «دلِ دیوانه»، «از کوره در رفته» هم از درک این که چطور موقعیت مکانی می تواند شخصیت ها را تحت تأثیر قرار دهد، اشباع شده است. هیچکس در برادوک ثروتمند نیست، تنها مسئله این است که هر شخص چقدر فقیر است. شخصیت اصلی، راسل بِیز (کریستین بیل) مرد سخت کوشی است که شیفت روزانه اش را در کارخانه ی فولاد سپری می کند تا دخل و خرج اش با هم جور دربیاید. برادر او رادنی (کیسی افلک)، چندین سال در عراق خدمت کرده است و برای مرتب کردن دوباره ی زندگی اش مشکلاتی دارد. او تا خرخره به یک دلال شرط بندی و نزول خوار محلی به نام جان پتی (ویلم دافو) بدهکار است و وارد مسابقات غیرقانونی بوکس برهنه (بدون دستکش) می شود تا مقداری پول دربیاورد، پولی که در نهایت هم بیشترِ آن را قمار می کند و از دست می دهد. رادنی که به شدت مایل است به موفقیتی بزرگ برسد و سری میان سرها در بیاورد، پتی را در سفری به نیوجرسی همراهی می کند که آنجا هم با یک بیمار روانیِ بی رحمی به نام هارلان دیگروت (وودی هارلسون) که میل شدیدی به خشونت دارد آشنا می شود. در همین حین راسل که پس از محکومیت در آدمکشی بر اثر مصرف مشروبات الکلی هنگام رانندگی، به تازگی از زندان آزاد شده است، سعی می کند با اثرات حبس بودن خود کنار بیاید.



راسل به معنای واقعی یک شخصیت تراژیک و غم انگیز است. زندگی او -حداقل آنچه ما از آن می بینیم- روندی پی در پی از درد، ناامیدی و اندوه است. در آخر فیلم او چیز زیادی ندارد که به آن چنگ بزند جز یک حس عمیق که اشتباهی صورت گرفته و این وظیفه ی اوست که آن را تصحیح کند. عواقبی که بایستی به جان بخرد، چه در واقعیت و چه از لحاظ روانی، هیچ اهمیتی ندارند. بازی کریستین بیل به شیوه ی متُد اکتینگ به او اجازه می دهد تا زیر پوستِ راسل بخزد. نقش آفرینی او قوی است اما حیرت آور نیست ولی به طور قطع آنقدر تأثیرگذار هست که باعث شود تماشاگران با او همدردی کنند.

وودی هارلسون در طول سالهای فعالیت های حرفه ای خود در نقش های متفاوت، به اندازه ی کافی در نقش انسان های نامطلوب بازی کرده است اما هیچکدام - حتی نقش او در فیلم «هفت بیمار روانی» - به اندازه ی دیگروت سزاوار سرزنش نبوده اند. انسان گریزی و تنفر او از زن ها که بعضی جاها حالتی تقریباً کارتونی و اغراق آمیز پیدا می کنند، با این که حضور او در فیلم زیاد نیست در همان صحنه ی اول مشهود هستند. هارلسون آنقدر در نقش های شرور و شیطانی خوب بازی می کند که سخت است که به یاد داشته باشیم فعالیت او به عنوان بازیگر با ایفای نقش متصدی باری ساده و خوش قلب در مجموعه ی «Cheers» آغاز شد.



کیسی افلک شخصیتی مبهم و اسرارآمیز به نمایش می گذارد. او که به طور معمول برای ایفای نقش شخصیت هایی انتخاب می شود که خجالتی هستند و تصویرسازی کمرنگی احتیاج دارند، مجدداً به عنوان شخصیتی پرخاشگر نظیر رادنیِ به بازی گرفته شده است. رادنی که از تجربیات خود در جنگ صدمه دیده است در وضعیتی مالامال از درد زندگی می کند و افلک این خصوصیت را با نقش آفرینی ای که گاهی اوقات میخکوب کننده است به وضوح به نمایش می گذارد. با این حال مسئله ای وجود دارد: افلک از نظر ظاهری مناسب این نقش نیست. من که در هیچ یک از لحظات فیلم نتوانستم او را در قالب برنده ی احتمالی مسابقات بوکس برهنه بپذیرم و باور کنم، چه برسد به کسی که می تواند به واسطه ی تبانی در شکست خوردن برای شرط بندی کنندگان پولی به همراه بیاورد.



نیمه ی دوم «از کوره در رفته» به بررسی مجدد نیاز دارد. روند داستانی فیلم با سفر جاده ای غیر ضروریِ راسل و عمویش (بازی شده توسط بازیگر معتبری مانند سام شپارد) کند می شود و گیر می افتد و لحظاتی وجود دارند که در آنها بیشتر عناصر جزئی داستان با عقل جور در نمی آیند. مسائل ساده و پایه ای جغرافیایی مربوط به ایالت نیوجرسی نشان دهنده ی آشنا نبودن کارگردان با منطقه ای است که صحنه های زیادی از فیلم در آن اتفاق می افتد.



پوچ گرایی «از کوره در رفته» باعث می شود فیلم با سلیقه ی کسانی که می خواهند وقت شان را با احساسی خوب بگذرانند جور در نیاید و سبکِ کند و تفکرآمیز آن موجب می شود فیلم برای کسانی که به دنبال یک فیلم تریلر پر جنب و جوش تر هستند مناسب نباشد. این فیلم سعی می کند در کنار اثری مانند فیلم «پاداش زمستان» (2010) جای بگیرد اما فیلمنامه اش به اندازه ی آن فیلم بی نقص و پرورانده شده یا به اجرا درآمده نیست. «از کوره در رفته» نقش آفرینی های مطلوبی دارد و به شکلی دلپذیر تأثیرگذار است اما به هیچ وجه نمی تواند به هدف خود برسد؛ این که اثری قابل توجه و تفکر برانگیز درباره ی این باشد که چطور فرسایش اقتصادی یک جامعه بر روی زندگی کسانی که در آن گیر افتاده اند تأثیر می گذارد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اشکان آتشکار
  •  2
  • |
  •  2
  • |

    عجب فیلم پرستاره ای. کریستین بیل خیلی خوبه. موسیقیش هم حرف نداره.

    اویتسا افشارطوس
    •  1
    • |
    •  3
    • |

      فیلم منسجم و یکدستی نبود اما بازی خیلی خوب کریستن بیل امتیاز بزرگ فیلم محسوب میشه و همینطور موسیقی خیلی خوب فیلم.