مرثیه ای برای یک جماعت خشمگین

سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۵


فیلم صامت «تولد یک ملت» اثر دیوید وارک گریفیث در سال 1915، تا امروز هم جزو بحث برانگیزترین حماسه های سینمایی شده است. تکنیک های جسورانه و خلاقانه که فیلمساز در این فیلم به کار برده به دلیل محتوای نژادپرستانه و رقت انگیز نیمه ی دوم فیلم که افراد سیاهپوست آفریقایی-آمریکایی را در خلال بازسازی های پساجنگ به شکل مادون انسان به تصویرکشیده و جلوه ای قهرمانانه به سازمان سری ضدسیاهپوستان آمریکا بخشیده، از ارزش افتاده اند . اما اکنون در سال 2016، نیت پارکر با استفاده از همین عنوان «تولد یک ملت» فیلمی کاملاً متفاوت با این اثر کلاسیک ساخته که تفسیری در ضدیت کامل با آن است. این دو فیلم غیر از تشابه در عنوان، هیچ سنخیتی با هم ندارند و می توان استفاده ی عامدانه از عنوان این محصول سینمایی که بیش از صد سال از ساخت آن می گذرد را به نوعی در مخالفت و هماوردی با آن دانست که البته فیلم گریفیث را زیر سوال می برد.


زمان وقوع داستان «تولد یک ملت» 40 سال قبل‌تر از اثر گریفیث است. برده‌داری، به صنعتی پررونق در جنوب تبدیل شده که سود اقتصادی آن بیشتر مد نظر است تا پرداختن به این مسئله‌ی بغرنج از دیدگاه اخلاقی. برده‌داران از آیات انجیل برای تصدیق برده‌داری خود استفاده می‌کنند. یکی از مضامین فیلم را می‌توان تایید این که مذهب و دین می‌تواند ابزار قدرتمندی برای جنبش مردمی باشد، عنوان کرد. کلماتِ خدا تنها برای سوء استفاده‌ی صاحبان قدرت برای تصدیق برده‌داری کاربرد ندارد، بلکه می‌توان از آن برای برپایی قیام خونین علیه مزرعه‌داران و خانواده‌هایشان نیز بهره برد.

شورش نَت ترنر که در اوت سال 1831 در شهر ساوتمپتون از ایالت ویرجینیا رُخ داد، در بطن اصلی داستان «تولد یک ملّت» قرار دارد. میزان تلفات بالا بود؛ حدود 55 تا 65 سفیدپوست کشته و حداقل سه بار پس از این ماجرا تعداد زیادی از سیاهپوستان یا به دار آویخته شدند یا بدون محاکمه اعدام شدند. تصویرسازی این شورش در یک‌سوم پایانیِ فیلم به وقوع پیوسته. بقیه‌ی فیلم به بیان سرگذشت نت قبل از آغاز قیام خونینش می‌پردازد.



فیلم پارکر ما را به یاد اکثر فیلم‌هایی می‌اندازد که بیانگر چشم‌اندازی تاریخی هستند. در «تولد یک ملت»، ترنر (که توسط خودِ کارگردان ایفای نقش شده) انسانی شریف و فروتن معرفی شده. واعظی که در تلاش است تا دیگر برده‌ها را تسلی و دلداری دهد ولی پس از مدتی درمی‌یابد که این مهارت او در سخنوری به فروکش‌کردن جرقه‌های قیام و شورش می‌انجامد. هنگامی که بر ضد توده‌ی سفیدپوست‌های ملّاک گرایش پیدا می کند، در درونِ خود احساس رضایت می‌کند. ظاهراً فیلم دیگر (فیلم گریفیث) وقایع را متفاوت سنجیده. پارکر از قدرت سینما به نفع خود استفاده کرده به نحوی که تماشاگر را مجاب می‌کند که شورش نت ترنر، کشتار بی‌فکرانه‌ی جماعت بی‌گناه نیست بلکه مقابله به مثلی برحق و عادلانه علیه اقداماتی شنیع و غیرانسانی ست.



صحنه‌های آغازین فیلم به فعالیت‌های روزمره در مزارع پنبه طی سال 1820 می‌پردازد. مالکان سفیدپوست به صورت مردمانی نجیب نشان داده‌ شده‌اند که به سلامت بردگانشان اهمیت می‌دهند. سپس نَت را در سن کودکی می‌بینیم که توسط خانم الیزابت (پنه لوپه آن ‌میلر) به خانه آورده‌ می‌شود تا خواندن و نوشتن را فراگیرد. او با تنها پسر مالک مزرعه ساموئل، قایم باشک بازی می‌کند. سپس داستان یک دهه به جلو پرش کرده و اکنون ساموئل (که نقشش را آرمی هامِر بر عهده دارد) صاحب مزرعه است و نَت تبدیل به یک واعظ شده. مسلماً رابطه‌ی بین این دو دوست که از کودکی با هم بزرگ شده‌اند، از یک رابطه‌ی مالک-برده‌ای فراتر و صمیمانه‌تر است اما کماکان تفاوت بین این دو مشهود است. با این حال، ساموئل آزادی کافی را به نت از جمله ازدواج با چری (آجا نائومی کینگ) دختری که در حاشیه‌ی مزرعه زندگی و کار می‌کند، داده. اما ساموئل مشکلات بسیاری دارد؛ از جمله بدهی‌های زیاد، استقامت کم در مقابل افرادی که حس خیرخواهی او را برنمی‌تابند و برده‌ی الکل بودن. همین مشکلات عدیده‌ی اوست که به تدریج مقدمات شورش و تیرگی روابط بین او و نت را رقم می‌زند.



به جرات می‌توانم بگویم که نیت پارکر کارگردان فیلم، استادانه این فیلم را پیش برده و این تعرف و تمجید من به دلیل مهارت و تسلط بالای اوست. او بیننده را با داستان درگیر کرده و صریحاً ما را پشت سر نَت و در صف هواداران او قرار می‌دهد. «تولد یک ملت» برده‌داری را یک امر منحط و فاسد به تصویر کشیده اما رویدادها و آدم‌ها کاملاً سیاه و سفید نیستند. خصوصیات هر فرد با دیگری متفاوت است حتی اگر شرایط بر وفق مراد نباشد. با این اوصاف، هنگام نمایش شورش، بیننده اقدامات نَت را تشویق و تصدیق می‌کند حتی با وجود این که او آدم می‌کُشد. و چه بسیارند قربانی‌هایی که در این انفجارِ علیه بی‌عدالتی بزرگ (برده‌داری) آسیب می‌بینند.



«تولد یک ملت» درس مهمی درباره‌ی تاثیر انجیل در هر موقعیتی می‌دهد. از صحنه‌های کلیدی فیلم می‌توان به مناظره‌ی دوئل‌گونه‌ی نَت و واعظ سفیدپوستی اشاره کرد که هر کدام آیات متفاوتی را درباره‌ی بردگی و برده‌داری ذکر می‌کنند. آیا بردگان باید به اطاعت از مالکان خود ادامه دهند یا قیامی به پا کنند و خود را از یوغ اسارت برهانند؟ در بیشتر صحنه‌های فیلم، نت خویشتن داری و تمکین را موعظه می‌کند. این عقیده‌ی اوست. هرچه به پایان فیلم نزدیک می‎شویم از میزان بردباری و تحمل او کاسته و به خشونتش افزوده می‌شود. اگرچه، او ایمان خود را نباخته است بلکه می‌توان گفت آن را سر و شکلی دوباره بخشیده.



«تولد یک ملّت» اثر دلخراش و متقاعدکننده‌ای است. شاید به دردناکی «12 سال بردگی» (2013) نباشد اما چیزی از آن کم ندارد. اگرچه ممکن است حواشی گذشته‌ی پارکر به توفیق فیلم در فصل جوایز لطمه بزند، ولی این چیزی از قدرت داستان، مضامین و هنر بازیگری آن نمی‌کاهد. این فیلم با شایستگی قد علم کرده و حیف است که به خاطر حواشی ناامیدکننده‌ی سازنده‌ی آن، آن طور که باید دیده نشود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...