وحشیانه خواستن

شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۴۷

  • نویسنده : راجر مور
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : مووی نِیشِن

تنها در صورت درز فايل ويدئویی يا صوتی به بيرون ممکن است متوجه بدرفتاری مربيانی مانند بابی نايت، کسی که نوازنده‌ها را محکم می‌گرفت و سعی می‌کرد خفه کند، يا مايک رايس، که به توپ‌های بسکتبال لگد می‌زد و به شنيع‌ترين وجه ممکن بازيکن جديد جذب می‌کرد، شويم. توجيه آنها را می‌شنويم، سری تکان می‌دهيم و شاهد تنزل موقعيت آنها نزد دادگاه اذهان عمومی هستيم.


ترنس فلچر، بابی نايتی باتوم به دست است، مرد ستمگر و زورگوی برنامه گروه جاز کنسرواتوار باشکوه شافر نيويورک. به عنوان گردن کلفتی دمدمی مزاج، او تنها به اين دليل از ديگران تعريف و تمجيد می‌کند تا بتواند آنهایی که ازشان تعريف کرده است - شامل نوازنده های ترومپت، بونز، باس و درام- را با زشت‌ترين کلمات و وحشيگری غيرقابل تصور خرد و تخريب کند. جی. کی. سيمونز، کسی است که توانسته نقش ترنس فلچر، به عنوان فردی با علايم بيماری جنون دوشخصيتی، را با مهارت هر چه تمام از طريق تغير حالت، لحن و حجم صدا در فيلم «ویپلش» ايفا نمايد.



«ویپلش» درباره گردن کلفتِ يک گروه موسيقی و آخرين هدفش، نوازنده درامی است که آنقدر مشتاق حضور در ميان بهترين‌های موسيقی جاز است که حاضر است آنقدر بنوازد تا خون از سرِ انگشتان دردناکش به روی درام بپاشد. مايلز تلر، بازيگر «اکنونِ فوق العاده» حسن نيت خود را در صحنه ای در ابتدای فيلم، که در آن صحنه مشغول تمرين است، به بيننده ثابت می‌کند. او می‌تواند بنوازد. و در بقيه مدت زمان فيلم، تلر رفتار مناسبی را با سيمونز در نبردِ جذاب آرزوها، در نزول موسيقی به وادی جنون، با هدف رسيدن به کمال حفظ می‌کند. فلچر با اين جمله خود را به اندرو (تلر) معرفی می‌کند: "می دونی من کیام؟" فلچر بيرون از اتاق‌های تمرين گروه های رده پايين خيلی سر به زير است، اما سايه تهديدگر وی را می‌توان از شيشه بخار گرفته درب اتاق تمرين حس کرد. "می دونی من دنبال نوازنده‌ها هستم؟ اندرو لبخند می‌زند و به علامت تاييد سر تکان می‌دهد. اما در اين جلسه خطری احساس می‌شود، نوعی عدم صميميت و تهديد ناشی از آنچه از خدعه‌ها و تست‌های فلچر ممکن است نصيب اين بچه شود. فلچر، تلر را با گفتن اين که "چرا وايستادی؟" می‌زند و بعد با گفتن "من گفتم دوباره بزنی (بنوازی)؟" دوباره او را می‌زند.



فیلمنامه «ویپلش» در ابتدا توسط کارگردان و نويسنده اين اثر، ديمين شزل، برای فيلم کوتاهی به نام «پيانوی بزرگ» نوشته شده بود. «ویپلش» ما را با دنيای دشوار و اعصاب خُرد کن جلسات تمرين گروه های بزرگ کلاسيک، برای مثال «کاروان» و گروه «ویپلش »، آشنا می‌کند. تمام نوازنده های جوان عصبی و دستپاچه هستند. از دست رفتن موقعيت گروه در جدول پرفروش‌ها و محبوب‌های هفتگی می‌تواند منجر به از دست دادن کنترل اين باسيست يا آن درامر شود. چون آنها می‌دانند که فلچرِ عصبانی و باهوش از کوره در خواهد رفت. اندرو به تدریج متوجه اين قضيه می‌شود، او به عنوان جايگزين درامر اصلی وارد گروه می‌شود، البته با هدف ترساندن و تهديد و تحریک درامر اصلی. فلچر افراد را با اردنگی بيرون می‌کند تا تنها يک پيام را مخابره کند. او مرتب وسط تمرينات چک می‌کند که چه کسی "خارج" می‌زند. او چيز، آن هم نه چيزهای سبک، به سمت بچه‌ها پرت می‌کند.



و بيشترين سختگيری را در مورد درامرها به کار می‌برد. قبل از تجزيه گروه «ویپلش»، سه نفر از اعضای گروه را از پا می‌اندازد، با فرياد می‌گويد که دوست دارد چه نت‌هایی را بشنود، از آنها می‌خواهد با سرعت بيشتری بنوازند، بارها و بارها با گفتن اين جمله نااميد کننده که "اين گامِ مورد نظر من نيست" به نوازنده‌ها توهين می‌کند. پدر مطلقه ی اندرو (پل رایزر)، که نويسنده ای بی فروغ است، از پسرش حمايت می‌کند. اما از اين عليه او استفاده می‌شود. تلر در سينمای نمايش دهنده فيلم‌های کلاسيک منهتن، که پاتوق او و پدر عشق فيلمش است، عاشق دختر بانمکی (مليسا بنويست) می‌شود. دختر چگونه خود را با اتفاقات سادومازوخيستی که هر روز در جلسات تمرين رُخ می‌دهند، وفق خواهد داد؟



شزل گام و تنش صحنه‌ها را با کات‌های سريع و کلوزآپ های دقيق از فلوت‌های خيس، ترومپت‌های خالی و درام‌های کوک شده بالا می‌برد. او هرگز به نوازنده‌ها اجازه نمی‌دهد تا احساس راحتی کنند يا با نوازنده ديگر صحبت کنند. اين فيلم مانند تمام فيلم‌های ديگر اين ژانر پارانوييدی است و اندروی جيغ جيغو (پسر جديده) تنها استخوان ديگری برای دندان‌های تيز فلچر است. فيلمنامه و سيمونز، که به خاطر نقشش در سريال «نزديک تر» و نقش سردبیر بدخلق، جی جوناه جيمسون، در «مرد عنکبوتی» به يادش می‌آوريم، از فلچر هيولایی ساخته‌اند و بعد به دنبال راهی برای توضيح او می‌گردند. از فلچر همچنين نيمه احساساتی و خوش مشربی نيز می‌بينيم. سيمونز فرد جذابی است، و به همين دليل هم به او آگهی‌های تلويزيونی بيمه داده می‌شود. اما «ویپلش» يادمان می‌دهد که ديگر هرگز به او اعتماد نکنيم. بازی مایلز تلر فوق‌العاده است و به بيننده اندک اميدی می‌دهد که پوست اين پسرک آنقدر دوام می‌آورد تا زير ضربات فلچر پينه ببندد. البته اگر اشتياقش برای مقبول واقع شدن قبلاً ديوانه‌اش نکند.

منبع : فیلم نگاه
  • راضیه خضری
  • |
  • یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۶:۱۷
  • |
  • ۲
  • |
  • ۷۹۷
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اویتسا افشارطوس
  •  5
  • |
  •  8
  • |

    فیلم فوق العاده ای هست. مشتاق شدم تا یک بار دیگه فیلم رو ببینم.

    آریان تاج
    •  4
    • |
    •  10
    • |

      این فیلم فوق العاده ست. یک شاهکار کوچک. از دیدنش سیر نمیشم.