- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

گویی گذر زمان تواناییهای کیانو ریوز را در هنر بازیگری جلا بخشیده. ریوز که ظاهراً با اسکار بیگانه است نقشی مانند جان ویک را، که نیازمند فعالیت فیزیکی بیش از حد است، با اعتماد به نفس ایفا کرده. او دائما در حال زد و خورد و درگیری با افراد مختلف است. با تماشای جان که مدام آدم بدها را لت و پار میکند یاد و خاطره یک بازی ویدئویی برایم زنده شد. در سکانسی، مهمات جان تمام میشود و حال او باید از دست دشمنانش فرار کند؛ گِیمرهای حرفهای بارها این صحنه را تجربه کردهاند. «جان ویک: فصل 2» بر اساس بازی ویدئویی نیست اما میتواند منبع اقتباس خوبی برای ساخت بازی باشد.

در مقدمه ی فیلم، جان به یک سری از کارهای ناتمامی که از قسمت قبل باقی مانده میپردازد. حال نوبت به ماجرای جدیدی است. قهرمان فیلم میخواهد از بازنشستگی و زندگی آرامش لذت ببرد، اما همکاران قدیمی اش به این راحتی دست از سر او برنمیدارند. او به رئیسی به نام سانتینو دی آنتونیو (ریکاردو اسکامارچیو) بدهی دارد. هنگامی که سانتینو از او کمک میخواهد و او دست رد به سینهاش میزند، به عنوان یک زهر چشم کوچک، خانهی جان را منفجر میکند. جان در دیداری با دوستش وینستون (ایان مکشین) از وجود سندیکای مخفیانه و تبهکارانهای مطلع میشود و وینستون به او توصیه میکند که بهتر است پیشنهاد همکاری را بپذیرد و این به معنی ترور خواهر سانیتنو، جیانا (کلودیا گرینی)، است که منجر به واکنشی خشونتآمیز خواهد شد. سپس جان درمییابد که برای در دام انداختنش یک جایزه 7 میلیون دلاری تعیین شده و تمام زنان و مردان جایزه بگیر در نیویورک به دنبال او هستند. بزرگ ترین دشمنان جان را، نوچهی لالِ سانتینو که زنیست به نام آرس (روبی رُز) و محافظ شخصیِ جیانا، کاسیان (کامن) تشکیل میدهند.

چاد استاهلسکیِ کارگردان، لحن فیلم اول را حفظ کرده که به این معنی است، تنها آنهایی که ذائقهشان با خشونتِ مفرط سازگار است با دیدن این فیلم حسابی سر ذوق خواهند آمد.
«جان ویک: فصل 2» همانند قسمت اول سراسر خون، آدرنالین، امحا و احشای بیرون آمده و استخوانهای شکسته شده است. صحنههای اکشن متعدد و پرانرژی فیلم، به شیوهای جذاب و منسجم طراحی شده که کاملاً توجه بیننده را جلب خواهد کرد. رویکرد فیلم به توانایی جان در پشت سر گذاشتن صفِ به ظاهر بیپایان دشمنان، آن هم با یک چشم به هم زدن، شوخطبعی موجود در این موقعیتِ ابزورد و پوچ را به رُخ میکشد و به بیننده اجازه میدهد با این شوخی همراه شود. جنس و سبک اکشن پرانرژی فیلم بیشتر به فیلمهایی همانند «یورش» میماند تا سبک مرسوم آن که در فیلمهایی چون «سه ایکس: بازگشت ژاندر کیج» (به عنوان یک نمونه اخیر) شاهد هستیم.

«جان ویک: فصل 2» به اندازه کافی سکانسهای برجسته دارد. رویارویی نهایی که در تالار آینه رُخ میدهد، شامل حقههای تصویری متعددی است. صحنه درگیری در گور دخمهها بیرحمانه و پرقدرت است. و برای ذکر یک سکانس آرامتر، صحنه مکالمه مخفیانه جان با آن پیشکار را به یاد بیاورید که در مورد انتخابهای خود با او مشورت میکند.

جان ویک مردی گوشه گیر و انزواطلب است که هیچ نوچه و یار و همراهی ندارد. او دارای دشمنان زیاد و متحدان کمی است. مهمترین یاورش را میتوان کاراکتر وینستون با بازی مکشین عنوان کرد؛ جان لِگوزامو و لنس ردیک هم نمایش مختصری دارند. شاید نتوان اسکامارچیو را بدمَن چندان موفقی دانست اما روبی رُز و کامن این خلا را جبران کردهاند. سکانسهای مبارزهی جان با این کاراکترها نفسگیر است. شاید از نکات جالب فیلم بتوان به حضور کوتاه لارنس فیشبرن اشاره کرد که پتانسیل زیادی برای کسب نقشی بزرگ تر در قسمت سوم دارد (و بله یک شوخی «ماتریکس»ی هم در فیلم وجود دارد که البته چندان آشکار نیست).

«جان ویک: فصل 2» با یک شبهداستانِ جالب به پایان میرسد که تقریباً میتوان سمت و سوی آن را تشخیص داد. ولی سازندگان فیلم با زیرکی فیلم را به گونهای خاتمه دادهاند که اگر به موفقیت مالی نرسد، بیننده در پایان احساس نکند که فریب داده شده. همانند «شوالیه تاریکی»، این فصل به اتمام رسیده اما همچنان میتوان انتظار ماجراهای بیشتر را داشت. اگر قرار باشد این تیم خلاق برای بار سوم گِرد هم بیایند و اثری به سرزندگی دو فیلم قبل بسازند، منی که غالباً میانهی خوبی با دنبالهها ندارم، شخصاً به عنوان یک تماشاگر مشتاقانه انتظار «جان ویک» سوم را خواهم کشید.
دیدگاه ها
تا اینجای کار هر دوی "جان ویک"ها محبوب ترین فیلم اکشن من در میان فیلم های اکشن یک دهه ی اخیر بوده.
به همون خوبی "جان ویک 1" هست چون کیانو ریوز مثل قسمت اولش خوب و پرانرژی هست. بهترین فیلم اکشن 2017 هست به نظرم.