- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : راضیه خضری

استفاده از اوتیسم برای متقاعدکننده نشان دادن داستان کار آسانی است، اما فیلم با این پدیده با احترام برخورد میکند (اگرچه صحنهای که این اتفاق کمی بعد از اوج داستان رُخ میدهد، به طرز ناشیانهای در فیلم گنجانده شدهاست). شمایلی که افلک از کریستین وولف به نمایش گذاشته، کاملاً اوتیسم او را بروز میدهد. عملکرد او عالی است ولی فیلمنامه بیشتر بر نمایش چگونگی دستوپنجه نرم کردن کریستین با فعالیتهای روزمره زندگی تاکید دارد، این که او چگونه خود را با مناسبات اجتماعی منطبق میسازد و چگونه زندگی اش با دقت فراوان تنظیم شدهاست. این شرایط، قدرتهای ریاضی و تحلیلی خارقالعادهای را به او اعطا کردهاست. تمرینات مداوم از کودکی باعث رشد قدرت فیزیکی، انعطافپذیری، هنرهای نظامی و مهارتهای نشانهگیری دقیق او شده است. پس تقریباً میتوان او را بتمنِ بدون ماسک و لباس مخصوص و البته ناشیتر و اجتماعیتر از بتمن دانست.

با حذف جنبههای شخصیتی متمایز کریستین وولف، «حسابدار» چیزی بیشتر از یک فیلم ابرقهرمانیِ استاندارد با میزان خشونت زیاد نیست. داستان آن حول یک پلیس فدرال میگذرد، درباره افسر ریموند کینگ (جی. کی سیمونز) و زیردستش مری بث مدینا (سینتیا ادی-رابینسون) که کریستین را زیر نظر دارند. کریستین در تلاش است تا از پشت پردهی شبکهی تبهکاری مؤسس (جان لیتگو) یک شرکت میلیار دلاریِ روباتیک سر در بیاورد. او درمییابد که ماموریت گروهی شبه نظامی به رهبری براکستون (جان برتال) در تضاد با فعالیتهای اوست، گروهی که هدفشان فقط "حفاظت" است. براکستون به دلایلی که در پایان مشخص میشود، رقیبی شایسته است. در ادامه، کریستین درگیر رابطهای با دینا کامینگز (آنا کندریک)، حسابدار وفادار شرکت روباتیک میشود و خود را مسوول حفاظت او در مواجهه با خطرات پیش رو میداند. اگرچه به علت مهارتهای اجتماعی ضعیفش هرگز نمیتواند احساسات قلبی اش را به نحو شایستهای برای دینا بیان کند.

فیلم از فلاشبک برای شرح داستان اصلی کریستین استفاده میکند و با گلچین حوادثی از گذشته، روند تبدیل او از یک کودک درونگرای اجتماعگریز به شخصیت کنونی اش را برای بیننده به نمایش میگذارد. این ترفند کیفیت فیلم را بهبود بخشیده و وجود آن منطقی است. رابطهی کریستین با دینا همان گونه که انتظار میرود غیرمعمول است و بن افلک هنگام مکالمات دوطرفه بازی قابل قبولی از خود ارائه می دهد. او به ندرت ارتباط چشمی برقرار میکند و اغلب بین حالت گفتن یا نگفتنِ چیزی معلق است. کندریک، جی. کی سیمونز و سینتیا ادی-رابینسون در فیلم تلف شدهاند. به نظر میرسد سازندگان، نقشهای مهم تری برای آنها در دنبالهی احتمالی مدنظر گرفته باشند. پایان «حسابدار» ظن و گمانها را برای دنبالهدار بودن این فیلم زنده نگه داشت.

گاوین اوکانرِ کارگردان در طول دورهی فعالیتش نشان داده که میتواند با قواعد ژانری کارهای جالبی انجام دهد. بارزترین نمونه «مبارز» (2011) است که در ظاهر یک محصول در ژانر ورزشی بود ولی نشان داد که یک اثر معمولی نیست. «حسابدار» هم این گونه است؛ فیلمی که به راحتی میتوانست اثری یکبار مصرف و کلیشهای باشد، اما با شایستگی و صرف انرژی تهیه شده تا توجه بینندگان را جلب کند و حتی برای مدتی پس از اتمامش، مخاطب را به فکر فرو ببرد. فیلم چند غافلگیری به همراه دارد. ممکن است بینندگان ریزبین قبل از آشکار شدن حقیقت، بتوانند یکی را حدس بزنند ولی این از اهمیت و اثرگذاری آن نمیکاهد. همانند «بتمن می آغازد» (کریستوفر نولان-2005)، «حسابدار» نیز میتواند یک شروع قوی برای یک مجموعه باشد و البته اگر فروش آن در گیشه چشمگیر نباشد، میتوان از آن به عنوان یک تریلر مستقل جذاب نام برد. در نهایت، حسابداران کمپانی برادران وارنر تصمیم نهایی را میگیرند.
دیدگاه ها
بن افلک زده تو کار فیلم های اکشن. بهش هم میاد اما نقش "بتمن" رو اصلا.