نگران نباش، خوشحال باش!

چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۷

  • نویسنده : ادوارد داگلاس
  • |
  • ترجمه : سارا جوادی
  • |
  • منبع : نیویورک دیلی‌نیوز

این‌روزها می‌توانید «ترول‌ها» را همه جا ببینید، موجوداتی که در گذشته‌ای نه‌چندان دور به‌ عنوان هیولاهایی دوست‌داشتنی به شهرت رسیده‌اند و اکنون به‌سادگی تمام دنیای مجازی را به تسخیر خود درآورده اند. البته این موجودات در محصول تازه کمپانی دریم‌ورکز انیمیشن، تغییرات زیادی کرده‌اند، «ترول‌ها» مانند گذشته بی صدا و ترسناک نیستند، آنها آواز می‌خوانند، می‌رقصند و علاقه زیادی به ابراز محبت به دیگران از طریق در آغوش کشیدن آنها دارند. بی‌شک ترول‌هایی که شاهد آنها هستیم برای لذت بردن کودکان از این انیمیشن طراحی شده‌اند و باید اعتراف کرد که «ترول‌ها» انیمیشنی مناسب برای کودکان است. در تعبیری دیگر یکی از غیرکودکانه‌ترین موجوداتی که در قرن اخیر دنیا شناخته است با تمهیداتی جالب مبدل به داستانی کودکانه شده است.


در مورد تاریخچه ترول‌ها می‌توان گفت که اولین‌بار این موجودات نه‌چندان زیبا با موهای عجیبی که داشتند در دهه 60 و 70 در قالب عروسک‌هایی کودکانه پدیدار شدند. این عروسک‌ها پس از مدتی در اروپا با استقبال کودکان مواجه شده و تا اواسط دهه هفتاد در دستان بسیاری از کودکان آن دوران دیده شدند. اما در انیمیشن والت دورن و مایک میچل، خبری از پیشینه این موجودات نیست. ما نمی‌دانیم ترول‌ها از کجا آمده‌اند و دلیل آرایش موهای عجیب آنها چیست! بیشتر تمرکز این انیمیشن روی دلایل شاد و شنگول بودن یکی از شخصیت‌های دهکده ترول‌ها با نام پاپی (با صداپیشگی آنا کندریک) است. ماجراهای زندگی پاپی زمانی رنگ و بویی چون داستان‌های پریان به‌خود می‌گیرد که مجبور می‌شود به‌همراه ترولی بد اخلاق و متفاوت با نام برانچ (با صداپیشگی جاستین تیمبرلیک) راهی سفری مخاطره‌انگیز ‌شود.



ماجراهای انیمیشن «ترول‌ها» بازمی‌گردد به زمانی که آنها در مخفیگاه کوچک خود در میان شاخه‌های یک درخت در صلح و آرامش زندگی می‌کنند. ترول‌ها ذاتاً موجودات بسیار شادی هستند، موجوداتی خوش‌بین که از هر فرصتی برای آواز خواندن و رقص و پایکوبی استفاده می‌کنند. در همسایگی ترول‌های کوچک اندام موجوداتی غول‌پیکر و غمگین با نام برگن‌ها زندگی می‌کنند. موجوداتی که همواره غمگین و افسرده هستند بر اساس تجربه‌هایی از گذشته‌های دور متوجه شده‌اند که خوردن ترول‌ها می‌تواند شادی را به جمعیت آنها بازگرداند. به این ترتیب برگن‌ها سالیانه مراسم با شکوهی با نام "ترول خورون" راه انداخته و شادی را برای مردم خود به ارمغان می‌آورند. در این میان پادشاه ترول‌ها با نام پپی (با صداپیشگی جفری تامبور) تصمیم می‌گیرد از راهی مخفیانه مکان زندگی مردم سرزمینش را تغییر دهد. ترول‌ها از سرزمین برگن‌ها می‌گریزند و در دهکده‌ای کوچک زندگی تازه‌ای آغاز می‌کنند. از سویی دیگر برگن‌ها با نبود عامل شادی اصلی خود دچار رخوت و ناراحتی می‌شوند. سالها می‌گذرد و برگن‌ها که دیگر از بازیافتن شادی ناامید شده‌اند به زندگی تلخ و کسالت بار خود ادامه می‌دهند. تنها برگنی که امیدوارانه برای یافتن مکان اختفای ترول‌ها تلاش می‌کند، سرآشپزی پیر و بدجنس (با صداپیشگی کریستین برانسکی) است. او پس از یافتن جای ترول‌ها، تعدادی از آنها را می‌رباید تا بتواند جایگاه پیشین خود نزد پادشاه سرزمینش را بازیابد. اما شادترین ترول دنیا، پاپی، تصمیم می‌گیرد عملیات نجاتی برای رهایی دوستانش ترتیب دهد و به‌ همین دلیل با همراهی برانچ راهی سرزمین برگن‌ها می‌شود. ناگفته پیداست که این سفر موجبات دوستی پاپی و برانچ را فراهم می‌سازد و از سویی دیگر باعث بیدار شدن روح شادمانی در برگن‌ها می‌شود.



ترکیب صداپیشگان اثر به‌ درستی مخاطب را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. ترکیب جاستین تیمبرلیک، آنا کندریک، گوئن استفانی، زویی دشانل و ستاره تئاتر برادوی، کریستین برانسکی به‌خوبی از پس انتقال حس به مخاطبان خود برآمده‌اند و قطعه‌های زیبای آواز خواندن را برای علاقه‌مندان این ژانر به ارمغان آورده‌اند. از سویی دیگر یکی از تمهیدات هوشمندانه ‌سازندگان اثر استفاده از قطعه‌های معروف عامه‌پسند در بدنه اصلی فیلم به حساب می‌آید. از این رو ما شاهد محبوبیت دوچندان قطعه‌هایی که در دنیای «ترول‌ها» اجرا می‌شود در فضای مجازی بودیم. آثاری که به سرعت با محبوبیتی عجیب در میان کودکان و مخاطبان بزرگسال دنیای انیمیشن مواجه شد. ترکیب منسجم موسیقیایی اثر تاثیری شگفت‌انگیز بر کلیت انیمیشن «ترول‌ها» گذاشته است. ترتیب صحیح استفاده از این موسیقی‌ها توانسته است جان تازه‌ای به انیمیشن موزیکال والت دورن و مایک میچل ببخشد. جاناتان ایبل و گلن برگر فیلمنامه اثر را نوشته‌اند، فیلمنامه‌ای که با داستانی خطی و کلاسیک پیش می‌رود و سعی دارد مخاطبان را با هر آنچه مواجه کند که از تماشای چنین اثری انتظار دارند. داستانی مشخص و قابل حدس که بیشتر تمرکز خود را بر اجرای صحیح آوازهای خود گذاشته است.



فرمولی‌ بودن چارچوب ساختاریِ «ترول‌ها» گرچه مشکلات زیادی برای این اثر به‌ وجود می‌آورد ولی بی‌شک مخاطب این گونه آثار را از تماشای چنین اثری راضی می‌کند زیرا با حضور آثار مترقی و قدرتمند پیکسار و دیزنی بی‌شک کمتر مخاطبی از انیمیشن دریم ورکز در این دوران توقع تغییر قواعد موجود در دنیای انیمیشن‌سازی را دارد. اکثر مخاطبان آثار دریم ورکز برای دیدن نشانه‌ها و قواعد از پیش مطرح شده به دیدن این قبیل آثار می‌روند. نکته قابل توجه دیگری که می‌توان در بحث قطعه‌های موسیقی این اثر کودکانه به آن اشاره کرد عملکرد جاستین تیمبرلیک به‌ عنوان خواننده‌ای حرفه‌ای است. تیمبرلیک به‌ وضوح در لحظاتی از فیلم قدرت برابری با خوانندگان دیگر دنیای «ترول‌ها» را ندارد. این عملکرد ضعیف با توجه به نقش محوری که تیمبرلیک صداپیشگی می‌کند یکی دیگر از نقاط ضعف اصلی انیمیشن را رقم می‌زند. کندریک که حال با سری فیلم‌های «چرخش کامل» تجربه‌های زیادی در زمینه موسیقی برای خود کسب کرده است به‌ راحتی بهترین صداپیشگی اثر را انجام می‌دهد. این در حالی است که کندریک یکی از فاجعه‌آمیزترین سالهای زندگی خود در زمینه هنرپیشگی را پشت سر گذاشته است. کندریک با پنج اثر سینمایی در سال گذشته یکی از پرکارترین سالهای حرفه‌اش را پشت سر گذاشت، با این احوال شکست تجاری سه فیلم از این آثار و قرار گرفتن فیلم‌های «خانواده هولار» و «یک کار گیر بیار» در میان ضعیف‌ترین آثار سال از لحاظ هنری ضربه مهلکی بر بدنه کارنامه وی وارد کرد. باتوجه به این‌که یکی از قطعه‌های موسیقی«ترول‌ها» نامزد جایزه اسکار شده است کمی از بار وضعیت اسفناک کارنامه کندریک در سال 2016 کم کرده است.



در مبحث فیلمنامه «ترول‌ها» می‌توان به پیام‌هایی که نویسندگان سعی در انتقال آن به مخاطبان کودک خود دارند اشاره کرد. این پیام‌ها گرچه به‌شدت تکراری و کهنه و کلیشه ای به‌نظر می‌رسند ولی برای کودکان همچنان واجد ارزش‌هایی فرامتنی هستند. از این لحاظ که کودکان هر نسل می‌توانند با مورد خطاب گرفتن با این قبیل پیام‌ها با مقوله‌هایی چون بخشش، اهمیت شاد بودن، اهمیت وجود خانواده و نوع‌دوستی مواجه شده و از آن تاثیر بگیرند. از این لحاظ انیمیشن «ترول‌ها» گرچه برای بزرگسالان خسته‌کننده و تکراری به‌نظر می‌رسد ولی کارایی خود برای دوره‌های سنی پایین‌تر را از دست نمی‌دهد و با مرور زمان نیز می‌تواند نسل‌های تازه‌تر را مخاطب خود قرار دهد.



در نهایت باید گفت انیمیشن «ترول‌ها» گرچه اثر قدرتمند و تاثیرگذاری چون «از درون به برون» و یا «بالا» نیست ولی جذابیت‌های بالقوه خود را دارد و برای دوره‌های سنی پایین‌ واجد جذابیت است. گرچه می‌توان در نگاه ابتدایی زشت‌ بودن قطب‌های منفی فیلم را دلیلی برای دوری کودکان از این انیمیشن در نظر گرفت ولی نباید فراموش کرد که ترول‌ها در حال حاضر به شکلی رنگارنگ و شاد مبدل شده‌اند در حالی که در دهه 60 در رویکرد زیبایی‌شناسی مردم جهان موجوداتی نه‌چندان زیبا محسوب می‌شدند. از این رو اهمیت وجود چنین موجوداتی (حتی قطب‌های منفی انیمیشن) برای شکستن قواعد زیبایی‌شناسی در کودکان است. این‌ که تمام موجودات کره زمین از مخوف‌ترین تا به اصطلاح زشت‌ترین آنها دارای روح هستند و با نگاهی صحیح‌تر می‌توان آنها را دوست داشت. اهمیت زیبایی‌شناسی صحیح در کودکان مهم‌ترین دستاورد انیمیشن «ترول‌ها» محسوب می‌شود. دستاوردی که بهترین دلیل برای تماشای این انیمیشن شاد و رنگارنگ توسط تک تک اعضای خانواده به‌ همراه کودکان است.

منبع : فیلم نگاه
  • سارا جوادی
  • |
  • پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۵:۴۷
  • |
  • ۲
  • |
  • ۷۰۸
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

آریان تاج
  •  5
  • |
  •  9
  • |

    اگر کسی دنبال شادی و اندکی تمدید اعصاب می گرده حتما این انیمیشن زیبا رو ببینه.

    بیژن شعبان پور
    •  3
    • |
    •  13
    • |

      من که جزو دسته بزرگسالان هستم به هیچ عنوان از تماشای فیلم احساس خستگی و نارضایتی نکردم. این منتقدها به جای همه نظر می دن.