دیزنی با «یخ زده» قلب شما را ذوب خواهد کرد

چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۰

  • نویسنده : کایل اسمیت
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : نیویورک پست

شاید با تشبیهی جسورانه سرودخوانی ریتمیک در شروع فیلم انیمیشن «یخ زده» یک جاه طلب را بیدار می­ کند. آیا دیزنی از یک «شیر شاه» دیگر با دمای زیر صفر خبر می­ دهد؟ همین طور است و «یخ زده» کمتر دلسردکننده است: این انیمیشن برای خواهرها ساخته شده است در حالی که موفاسا و سیمبا برای پدرها و پسرها ساخته شده بود.

بر اساس داستان زیبای «ملکه برفی» از هانس کریستین اندرسون ، «یخ زده» یک لذت برفی بزرگ با جوهره­ای از گیرایی عاطفی، آهنگ­ های با شکوه سبک برادوی­ و یک طرح ماهرانه است. بخش اول و سوم فیلم بهتر از بخش کمدیِ میانیِ آن است، اما این مورد نادری از تلاش های استودیوهای انیمیشن والت دیزنی برای رسیدن به عمق فیلم های پیکسار است.

آنا (با صدای کریستن بل) دختر کوچک پادشاه و ملکه یک سرزمین برفی است که در پیش درآمدی دلخراش با اجبار در حالی که یک بچه است از خواهر محبوب بزرگترش السا (ایدینا منزل) دور افتاده است. السا یک قدرت متحیر کننده و ترسناک دارد: او می­ تواند با جادو با یک اشاره دستش برف و یخ را به وجود آورد. این یک موهبت خطرناک است، بنابراین خاندان سلطنتی با تاسف دو خواهر را از هم جدا می­ کنند و السا را در اتاقش زندانی می­ کنند. پرس و جوی مدام و پی در پی آنا در طول سالیان پشت در اتاق خواهرش منجر به شکل گیری آهنگی کلاسیک از دیزنی می­ شود "آیا تو می­ خواهی یک آدم برفی بسازی؟"

دخترها بزرگ می­ شوند و السا با تبعیدی خودخواسته به یک قصر یخی کوهستانی می­ رود، جایی که او بدون لطمه زدن به کسی، شادی می­ کند، این ملکه برفی­ قدرتمند کسی ست که باعث می­ شود آنا وینتور به راحتی یک اسنوگی (ربدوشامبر) به نظر برسد. آزادی اش آهنگ شگرف دیگری از رابرت لوپز، کسی که برنده جایزه تونی Tony برای «کتاب مورمون» شد و همسرش کریستین اندرسون لوپز است. فیلم های دیزنی می ­توانند به سمت موسیقی پاپ پیش پا افتاده سنین 7 تا 12 ساله­ ها متمایل باشند، اما لوپزها برادویی­ های اصیلی هستند، با آهنگ هایی می­ آیند که فیلم را تعالی بخشیده و بازوهایشان را دور شما حلقه می­ کنند.

در اواسط فیلم، آنا به طور خسته کننده­ای بی­ مزه است تا اینکه او بدون دلیل آشکاری در کوهنوردی ماهر می­ شود. او و سورتمه ­ران کریستوف (جاناتان گراف) که آنا او را برای پیدا کردن خواهرش و نجات قلمرو پادشاهی اجیر کرده، جملات توخالی امروزی شبیه "آن اتفاق افتاد" و تکه کلام هایی شبیه "صبر کن_ چه گفتی؟" رد و بدل می­ کنند. دیزنی می­ بایست این قبیل لحظات حرافی را به شبکه دیزنی می­ سپرد: "قصد می ­شود که فیلم ها تا ابد پایدار بمانند."

صحنه­ های اکشن (ظاهرا برای جذب پسرها به وجود آمده) نامربوط و کمدی وار هستند. یک آدم برفی سخنگو با نام اولاف (با صدای جاش گاد) می­ تواند آزار دهنده باشد. اما اولاف لحظه های شادی را به وجود می ­آورد، "در تابستان" یک فانتزی انکار گرایانه همطراز با "کنار دریا" در "سویینی تاد" است و لوپزها این برنامه کمدی عالی را به او می­­ دهند. در این توهم شمالی، اولاف تصور می­ کند که هرچند وقت یکبار گذراندن یک روز در کنار دریا باید خوب باشد. به همین منوال آلک بالدوین ضربه خوردن را تنها از هر سه پاپارازی تصور می­ کند.

در پایان کار «یخ زده»، به هرحال تاثیری عاطفی را از مسیری هوشمندانه و شگفت آور به ارمغان می ­آورد و شخصیت محوری­اش به طرز فریبنده ­ای ریزه کاری شده است. السا اغلب نیات خوب دارد، اما او نیز در تلاش برای رام کردن قدرت های درخورِ آدم شرور داستان است. نزدیک ترین همتای او می­ تواند "دیو" در «دیو و دلبر» باشد. او فقط یخسان نیست، او بسیار خوشایند است.

غالبا دیزنی در ازای همه تلاش هایش برای تجدید نظر در مورد قهرمان های زنش زیر فشار فمینیستی و منظم کردن بر طبق فرمول "قوی، کارآمد، باهوش" دستپاچه می ­شود. من می توانم تصور کنم کاراکترهای اصلی «شجاع» (2012) یا «شاهزاده خانم و قورباغه» (2009) در مصاحبه­ های شغلی درباره سوال بزرگ ترین عیب شان می­ گویند: "خوب من مجبورم اعتراف کنم که گاهی اوقات فقط زیادی بی­ باکی، مصمم بودن و چالاکی را لعنت می کردم که مرا به دردسر می انداخت!" بیایید از همه اینها بگذریم، نویسندگان دیزنی با گفتن "چه جالب" بر همه اینها فائق می ­آیند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...