کسب و کار خشونت آمیز کیانو ریوزِ انتقام جو

چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۱۷


«جان ويک» گونه ای از فیلم های تریلر-اکشن است که به ندرت اين روزها می‌توان روی پرده سينماها ديد. نسل اين ژانر پرطرفدار، که در دوران اوجش افرادی چون سیلوستر استالون و آرنولد شوارزنگر طلايه‌دارانش بودند، در طول دو دهه گذشته رو به انقراض رفته است. هر از گاهی، فيلمی مانند «يورش» (يا دنباله بزرگ‌تر و بهترش «يورش 2») برای راضی کردن طرفدارانی، که عاشق خشونت از درجه R هستند، ساخته می‌شود ولی گرايش در حال افزايش مردم به اکشن PG-13 و ظهور تصویرسازی کامپيوتری منجر به منسوخ شدن مکتب قديمی خشونت سينمایی شده‌اند. بعد، ناگهان برای روشن کردن مجدد شعله اين گونه فيلم‌ها سر و کله کيانو ريوزی پيدا می‌شود که حضورش در اين ژانر بعيد است. اين فيلم می‌تواند برای آنهایی، که دلشان برای ديدن يک اکشنِ بی قيد و بند له له می‌زند، بهترين فيلم چند سال اخیر باشد.


صحبت چندانی درباره فيلمنامه نمی‌توان کرد، اما اين را می‌توان گفت که ماجرای فيلم حول يک داستان انتقام جویی می‌چرخد. فيلم‌هایی از اين دست روايت چندان عميقی ندارند، بلکه بيشتر روی هدايت قهرمان فيلم از ميان مجموعه ای از آدم‌های بد بسيار قدرتمند تا رويارویی چهره به چهره و رو در روی او با رئيس بزرگ تمرکز می‌کنند. به نوعی اين فيلم را می‌توان نوعی بازی کامپيوتری خواند. بنابراين جای تعجب ندارد اگر بگوييم که «جان ويک» خويشاوند تجاری بازی کامپيوتری «روز تسويه حساب 2» است. هنگام صحبت درباره «جان ويک» می‌توان به فيلمهای سينمایی زيادی از اين دست، که قبلاً ساخته شده‌اند، اشاره کرد اما بيشتر از همه نسخه «تاوان» (1999) با بازی مل گيبسون را به يادم می‌آورد. ريوز در نقش شخصيت همنام فيلم ظاهر می‌شود. آدمکش سابقی، که وقتی ماشين و سگش توسط جوجه خلافکاری به نام یوزف تاراسوف (الفی آلن) ربوده و کشته می‌شوند، از بازنشستگی در می‌آيد. یوزف پسر رئيس قبلیِ ويک، ويگو تاراسوف (مايکل نيکويست) است. مسير منتهی به اين پدر و پسر، ويک را وادار به رويارویی با گروهی از اوباش متشکل از دوستان، همکاران و دشمنان قديمی می‌کند که نقش برخی از آنها را بازيگرانی مانند ويلم دافو، آدرين پاليکی، جان لگوييزامو و ايان مک شين ايفا می‌کنند.



مهم‌ترين نقطه قوت «جان ويک»، حرکت بی وقفه‌اش است. فيلم زمان خفته زيادی ندارد. تنفس‌هایی هر چند وقت يک بار در فيلم ديده می‌شوند مثلاً چند صحنه جالب که در هتلی رُخ می‌دهند که در آن مهمانان اجازه ندارند درباره کار صحبت کنند (معلوم می‌شود که نقض اين قانون عواقب وخيمی به همراه دارد). با اين حال، «جان ويک» عمدتاً می‌داند که چی هست و بابت اين موضوع اصلاً هم شرمنده نيست. «جان ويک» اکشنی پرشور و التهاب است که اصلاً وانمود نمی‌کند که می‌خواهد چيز ديگری باشد. در فيلم شاهد گفت و گوی کوتاهی درباره سرنوشت و خداوند هستيم که البته چندان عميق و طولانی نیست.



از بسیاری جهات، کیانو ريوز انتخاب بی عيب و نقضی برای اين نقش است. ويک را می‌بينيم که در غم از دست دادن همسرش به سر می برد. بنابراين وقتی سراغ کارش می‌رود عواطفش سرخورده و البته سر جای خود هستند. ريوز قبلاً هرگز در چنين نقشی بازی نکرده بود؛ حضور او روی پرده همواره قدرتمندترين دارایی وی بوده و اينجا نيز اين ادعا درست از آب در آمده است. ويک بيشتر شبيه قدرت طبيعت است تا يک شخصيت کاملاً تحقق يافته. ريوز آنقدر سابقه دارد که بيننده را با خود همداستان کند، اما مانند دنزل واشنگتن در «اکولایزر» گذشته‌اش تاریک و مبهم است. بازيگران مکمل به خوبی انتخاب شده‌اند، مايکل نيکويست نقش تبهکاری که هنگام عصبانيت کف از دهانش بيرون می‌ريزد را خوب بازی کرده و آدرين پاليکی به شخصيت بيوه ای که، شوهرش را کشته است، کمی چاشنی جذابيت جنسی افزوده است.



بزرگ ترین انتقاد من (که البته انتقاد بزرگی نيست) نسبت به «جان ويک»، فلاش فورواردی است که در ابتدای فيلم شاهد آن هستيم؛ اين نه تنها چيزی به پيشرفت روایی فيلم اضافه نمی‌کند، بلکه اطلاعات زيادی درباره چگونگی اتمام فيلم به بيننده می‌گويد. با جلو رفتن داستان فيلم اين فلش فوروارد هميشه در ذهنمان باقی می‌ماند؛ اين اقدام کارگردان باعث انحراف غيرضروری فيلم می‌شود.



فيلم توسط دو بدلکار/تنظيم کننده سابق به نام‌های ديويد ليچ و چاد استاهلسکی کارگردانی شده است (طبق قوانين صنف کارگردانان آمريکا، تنها استاهلسکی بايد عنوان کارگردان را داشته باشد). آنها درک خوبی از نحوه فيلمبرداری از يک درگیری و نبرد دارند و هرگز به درد کات‌های خيلی سريع که صحنه اکشن را به کاغذ رنگی‌های بصری تنزل می‌دهند، گرفتار نمی‌شوند. شليک‌ها در «جان ويک» کوتاه و وحشيانه هستند و چند نبرد تن به تن تا ابد ادامه نمی‌يابند. يک تعقيب و گريز با ماشين وجود دارد که البته کوتاه و جذاب است. ليچ و استاهلسکی را شايد نتوان در فهرست کوتاه کارگردان‌های نامزد ساخت اقتباس بعدی از داستان‌های جين آستن گنجاند، اما وقتی صحبت فيلم‌های اکشن در ميان باشد اين دو کارشان را خوب بلدند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

آریان تاج
  •  4
  • |
  •  13
  • |

    به نظرم "جان ویک" یکی از ده فیلم برتر تاریخ ژانر اکشن هست. خیلی وقت بود یک اکشن جوندار مثل "جان ویک" ندیده بودم. کیانو ریوز هم عالی هست.

    بیژن شعبان پور
    •  7
    • |
    •  14
    • |

      فیلم فوق العاده ایه. من هنوز از دیدنش سیر نمیشم. من فکر می کردم که دیگه کیانو ریوز تمومه اما با این فیلم احیا شد. واقعا عالیه تو این فیلم.