- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

«فیلم بتمن لگویی» اسپینآفی برای پدیدهی موفق سال 2014 یعنی «فیلم لگو» است که در آن ویل آرنت در قالب ابرقهرمانِ صدا قشنگ برگشته و کلی دوست و دشمن دورش را گرفتهاند که طرفداران کتابهای کامیک، سریالهای تلویزیونی و سری فیلمهای «بتمن» مسلما با آنها آشنایی دارند. چون از ابتدا قرار بود این یک محصول خانوادگی باشد، جنبههای تاریک و آزاردهندهی سرگذشت شخصیت اصلی حذف شده. از لحاظ لحن، میتوان آن را بیش از هر اثری به برنامهی تلویزیونی آدام وِست نزدیک دانست؛ اگرچه «فیلم بتمن لگویی» خودش را حتی کمتر جدی میگیرد.

چون این انیمیشن کاملاً از سبک انیمیشنی لگو بهره میبرد، میتوان آن را بر حسب ماهیتش زندهتر، رنگارنگتر و کارتونیتر از تمام آثار قبلی حول شخصیت بتمن، چه لایو اکشن چه انیمیشن، تلقی کرد. کارگردان کریس مککِی که در فیلم لگویی دستیار کارگردان و مشاور پروژه بود، ریتم باطراوت آن انیمیشن را در این اثر نیز حفظ کرده در حالی که داستان را بیشتر به سمت اکشن گرایش داده. مککِی بازسازی لگویی لحظات حساس تمام آثار قبلی «بتمن» از کارگردانانی چون اشنایدر، برتون، شوماخر و نولان را غیر از نمایش تلویزیونی دهه 1960 که از آن فقط یک کلیپ لایو اکشن پخش میکند، به زیبایی انجام داده.

داستان همانگونه است که از آثار اینچنینی انتظار میرود؛ داستانی جسورانه و در عین حال سراسر مهمل. قصه با تلاش جوکر (زاک گالیفیاناکیس) برای گِرد هم آوردن تمام دشمنان بتمن از کتابهای کامیک، سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی شروع میشود. نقشهی آنها برای منفجرکردن شهر گاتهام بینتیجه باقی میماند. به نظر میرسد جوکر در زندان متنبه شده؛ چیزی که نه بتمن میتواند آن را باور کند نه باربارا گوردون (رُزاریو داوسون) دختر جیم که کمیسر جدید است. به هرحال، باربارا قصد دارد جوکر را در زندان نگه دارد، اما بتمن قاطعانه تصمیم میگیرد تا او را روانه ناحیه شبح کند. بتمن به همراهی دیک گریسون (مایکل سرا) به ملاقات سوپرمن (چانینگ تاتوم) میرود. دیک از حواسپرتی مرد پولادین استفاده میکند و سلاح ناحیه شبح را میدزدد؛ سپس بتمن از آن رویِ جوکر استفاده میکند. این اقدام اشتباهی بیش نیست چون به جوکر اجازه پیوستن به تیم قدرتمندی را میدهد، (که شامل کینگکونگ، ولدمورت و سائورون میشود) تا هنگامی که از ناحیه شبح آزاد شد مشکلات بسیاری برای گروه کوچک قهرمانان گاتهام ایجاد کند.

موسیقی متن «فیلم بتمن لگویی» مملو از المانها و عناصر نوستالژیک است. تم اصلی سریال تلویزیونی به وفور شنیده میشود و گاهی موسیقی لورن بالف در این انیمیشن ادای دینی است به موسیقی دنی الفمن در فیلمی که تیم برتون کارگردانی کرد. هنگام نواختن زنگ درب قلعهی تنهایی سوپرمن، نتهایی از تم سوپرمن ساخته جان ویلیامز به گوش میرسد. ترانههای پاپ هم در این انیمیشن زمزمه میشوند: "مرد درون آینه" از مایکل جکسون و در "آغوشت میمیرم" از گروه راک «کاتینگ کرو» (که این دومی با فیلم مورد علاقه بتمن یعنی «جری مگوایر» همخوانی دارد).

«فیلم بتمن لگویی» حاوی یک پیام است، اگرچه توانایی فیلم در نمایش چهرهی انسانی مثل «بتمن لگو» در سطح بالایی نیست. از ابتدای داستان، بتمن شخصیتی انزواطلب معرفی شده که به عنوان قهرمانی در خارج از سیستم، مجرمان را دستگیر و نقشهی تبهکاران را خنثی میکند. در طول داستان، او درمییابد که باید به دیگران نیز اهمیت دهد و خود را وقف کار گروهی کند. حتی لحظهای وجود دارد که عمل دشوار معذرتخواهی را هم انجام میدهد.

شاید قضاوت درباره واکنش دنبالکنندگان جدید «بتمن» نسبت به این انیمیشن، کمی سخت باشد چون برای جذب شدن به «فیلم بتمن لگویی» دست کم باید آشنایی سطحی با فیلمها، کتابهای کامیک و خصوصاً با سریال تلویزیونی ساختهی آدام وست داشت. حتی برخی از شوخیهای درون اثر نیازمند آگاهی عمیق نسبت به این کاراکتر است. باز هم میگویم کسی که کاملاً از دنیای بتمن بیخبر است با فیلم ارتباط برقرار نخواهد کرد. این انیمیشن شوخ، زیبا و سرگرمکننده جلوه میکند و با روند فعلی کمپانی دیسی که روی به ساخت لایو اکشنهای جدی آورده، بسیار مغایر است. «فیلم بتمن لگویی» اثر ابرقهرمانی جذاب و سرگرم کننده ای است؛ بسیار متفاوت با رویهای که زاک اشنایدر پیش گرفته.
دیدگاه ها
تا نیمه اولش رو خیلی دوست داشتم اما بعدش کمی افت کرد ولی با این حال فیلم خوبیه که ارزش دیدن رو داره.
ریتم خیلی تند و سریعی داره. فیلم خوبیه. حتما ببینید. حسابی سرگرم میشید.