از خماری به خماری

یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۱۰


پس از نمایش «خماری 2»، بیش از یکی دو جین منتقد تاد فیلیپس را برای به کار گرفتن بسیار نابجای فرمول­ های موفق نخستین فیلم مورد سیل انتقادات خود قرار دادند. چرا فیلیپس برای داستانی به شدت وابسته به عناصر غافلگیری قادر به بکارگیری همان عناصر و کاراکترهای محبوبش در جهتی اندک متقاوت نیست؟

با «خماری 3»، انتقادات قلب اثر را هدف قرار داده­ اند و مشکل همین است. فیلم دوم خیلی کمتر از روکشی از فیلم اول بود، با تغییر آغاز و کمی افت نهایت ظالمانه ­تر. ازدست دادن دندان در فیلم نخست جای خود را به انگشتی جدا شده در نسخه دوم می­ دهد. «خماری 3»، در سوی دیگر، دچار آنچنان انحرافی و تغییرات گسترده ای شده است که باید گفت دیگر خبری از «خماری» نیست. درست است، خبری از خرابکاری­ های ناشی از نئشگی و خماری کاراکترها نیست، رخدادهایی که باید عطف به ماسبق کنار هم قرار داد تا طرح فیلم شکل بگیرد.

در عوض، در اینجا اکشن با مداخله ­ای تسریع می ­شود. با سفر جاده ­ای به آریزونا شروع می­ شود، جایی که آلنِ هیکل گنده اما شیرین عقل (زاک گالیفیاناکیس) به شکلی درهم و برهم- که بی­ دقتی هایش هر چیزی را به سوی فاجعه ای به شدت مخوف در دو نسخه قبلی می ­کشاند- امکان روان درمانی اش با دوستان بی­ میلش، فیل (برادلی کوپر)، استو (اد هِلمز) و داگ (جاستین بارتا) مورد پذیرش قرار می ­گیرد – گروهی مشهور به ولفپک. در حالی که در مسیر، چهار نفر مورد حمله آدم کش های در خدمت مارشالِ گنگستر (جان گودمن) قرار می گیرند، کسی که قصدش بهره برداری از رابطه گروه با لسلی چاو (کِن جونگ) برای بازپس گیری مقداری طلای دزدیده شده است.

جونگ، البته، به شکل خاطره انگیزی در دو فیلم قبل در نقش یک جنایتکار نیمه دیوانه ظاهر شده است، وی کسی است که به شکل خطرناکی دچار اختلال مشاعر بوده و به شکل نامانوسی دلرباست، به شدت بدزبان است، و بیش از آنکه کمی ترسناک باشد، هنوز بازی و اجرای به شدت بامزه­ ای دارد. در این فیلم، شمش های طلایی به ارزش چندین میلیون دلار انبار کرده که از مارشال دزدیده است، کسی که اکنون بازپس گیری طلاهایش را خواهان است. گماشتن وولف پک برای تعقیب چاو و بازپس گیری طلاهاست. برای تضمین موفقیت در ماموریت، مارشال داگ را به عنوان گروگان با خود می برد.

بنابراین، بدون هیچ عناصر آشنا، بدون نئشگی، بدون خماری. قسمت تعقیب جنایتکاران و دزدی مسلحانه است و گروه را با خود همراه می­ کند، در ابتدا، به مکزیک و سپس – با افسوس – بازگشت به وگاس در تعقیب طلا و چاو، کسی که سرانجام بی ثباتی و غیرقابل اعتمادی اش در دو فیلم نخست را اثبات می کند.

آیا تغییرات جواب داده است؟ متاسفانه نه. در یک سو، فیلیپس و نویسنده اشک کریگ مازین خردمندانه درک کرده اند که چه چیز در فیلم نخست کار کرده و جواب داده - و همچنین با یک درجه کمتر در فیلم دوم- است. هِلمزِ دندانپزشک در چنان فشاری است که ورق زیبایی برای چرب زبانی کوپر فراهم می کند، خونسردی در چهره هرزه بدبختی با دیوانگی غیر قابل پیش بینی گالیفیانکسی به عنوان کارت شناسایی رو می شود. بارتا، در نقش داگِ خجالتی، خیلی زیاد دور از دو فیلم قبلی است ومی بایست در این فیلم نمی بود.

در سوی دیگر، اگر قرار است شوخی با شخصیت های فیلمتان را به خوبی پایه ریزی کرده و به نتایج مثبتی برسید، باید حداقل حس خوبی برای احترام به چنین شخصیت­ هایی داشته باشید. «خماری 3» با خروج از مسیر شروع می شود به محض آنکه وولف پک در همراهی با چاو، کینه جویی سابقشان را نشان دهد. در نگاه نخست، چاو یک مارِ خوش خط و خال و موذی است، بنابراین چرا باید آنها با اطمنیان خاطر هر چیزی را با وی در میان بگذارند؟ دوم اینکه، آنها در پی به دست آورن و بازگرداندن طلاها به مارشال اند، کسی که شاید چاو را به محض تحویل بکشد، بنابراین چرا باید چاو به آنان اعتماد کند؟

هیچکدام از آنها حسی در بیننده پدید نمی آورند. حداقل در «خماری 2»، انتخاب نابخردانه وولف پک به خمار کردن چاو می توانست برای قضاوت معیوب شده به سبب مواد و مشروب به دست آید. در اینجا، آنها هیچ هوش و ذکاوتی از خود نشان نمی دهند. فیلم نیاز به چیزی دارد، حتی اگر تنها یک خط از دیالوگ برای نشان دادن کسی باشد که – فیل، استو، آلن و حتی چاو - آگاه از ناپایداری ذاتی پیوستگی غریبشان باشند. هیچ چیزی وجود ندارد.

و سپس زمانی که به پایان خود نزدیک می شود، هر چیزی دوباره شکل کابوس به خود می گیرد، هیچ خماری برای فرار از شرمساری وجود ندارد، چرا که اینجا تنها نویسندگان تنبل حضور دارند. برای ساختن بدترین موارد، این «خماری 3» بیش از اندازه کسالت آور و خسته کننده است. فیلم همراه با همان شلوغی ها و آشفتگی های منطقی اش، ما را با احساسی شبیه به نیازمان به آلکا سلتزر پلاس تنها می گذارد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

Sara Art 2
  • Sara Art 2
  • .
  • ۱۳۹۲/۱۰/۱ ساعت ۲۳:۱۹
  •  20
  • |
  •  21
  • |

    این بار تماشاگره که میره تو خماری. چون هیچی از فیلم رو نمیفهمه.