- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
اگر «موآنا» شبیه انیمیشن های اواخر دهه ی 1980 و اوایل دهه ی 90 ساخت دیزنی به چشم می آید، این امر اتفاقی نیست. به این دلیل که حضور کارگردانانی چون ران کلمنتس و جان ماسکر در این پروژه، نوید آثاری همانند «پری دریایی کوچولو» (که همچون دمیدن روحی تازه به کالبد دپارتمان انیمیشن کمپانی بعد از چندین سال کم کاری بود) و «علاءالدین» را می داد. آنها برای «موآنا» از عناصر ماندگاری که انیمیشن های مذکور را محبوب ساخته، استفاده کردند: ترانه های جذاب که باعث پیشرفت روایت می شود، یک قهرمان سرزنده که در جستجوی دستیابی به جایگاه خود در این جهان پهناور است و حیوانات بانمکی که همراه آنها هستند. این فیلم همچنین از روند اخیر سایر محصولات انیمیشنی که یک حیوان یا ابزار به عنوان نقش اصلی مطرح است، دوری گزیده. «زوتوپیا»، «در جستجوی دوری»، «زندگی مخفی حیوانات خانگی»؛ در همه ی انیمیشن های پرفروش سال 2016 یک حیوان شخصیت اصلی بود. در اینجا قهرمان داستان، موآنا (آلی کراوالو) دختری شانزده ساله است با سینه ای مالامال از امید، آرزو و جاه طلبی همانند دیگر نوجوانان در این سن (و هر مخاطب پیر و جوانی که به تماشای این انیمیشن می نشیند).

موآنا دختر رییس توی (تِمورا موریسون) و همسرش سینا (نیکول شرزینگر) است. با وجود این که اهل قبیلهی موآنا روزگاری دریانوردی میکردند، اما اکنون یکجانشین شده و در جزیرهای زیبا و پربرکت ساکن اند. حال این سبک زندگی روستایی شان در معرض خطر گرفته است. این دختر بایستی برای نجات مردمش، از قوانین پدر که سفر به آن سوی جزیره را ممنوع اعلام کرده، سرپیچی کند و به جستجوی مائویی (دواین جانسون) بپردازد. پس از به ثمر رسیدن جستجویش، باید همراه با مائویی عازم سفری شود تا قلبی را که مائویی از الههای خفته دزدیده، به او بازگردانند. برای به سرانجام رساندن این ماموریت، مائویی میبایست قلاب جادویی خود را که در قلمرو هیولاها توسط موجود خرچنگمانند 50 فوتی به نام تاماتوآ (جامین کلمنت) محافظت میشود، دوباره به چنگ آورد.

«موآنا» اولین انیمیشن در سالهای اخیر است که بازگشتی به سبک موزیکالِ محصولات دو دهه پیش دیزنی دارد. با وجود غیبت آلن منکن (آهنگساز برنده اسکار آثار گذشتهی دیزنی)، خلا او توسط مارک مانچینا (سازنده موسیقی متن) و لین-مانوئل میراندا (ترانهها) پر شده. همکاری میراندا در این پروژه با توجه به موزیکال قبلی او «همیلتون»، برای دیزنی یک غنیمت است. ترانههایش گیرا و تازه هستند و هنر منکن را در «پری دریایی کوچولو»، «علاءالدین» و «دیو و دلبر» برای بیننده تداعی میکند. هنر میراندا را میتوان در خلق ترانهی اصلی «موآنا» عنوان کرد: "چقدر دور خواهم رفت" که در کنار ترانههای "بخشی از جهان تو"، "زن زیبا"، "تمام دنیای جدید" و "میتوانی امشب عشق را احساس کنی" به یادماندنی هستند.

اگرچه شاید عملکرد کلمنتس و ماسکر در نگاه اول همانند آثار ابتدایی شان به چشم آید، اما تفاوتهای شایان ذکری نیز وجود دارد. مشهودترینِ آنها سبک انیمیشن است. این نخستین بار است که این دو به خلق یک اثر تمامکامپیوتری روی آوردهاند. پس از «علاءالدین»، آنها «هرکول»، «جزیرهی گنج» و «شاهزادهخانم و قورباغه» را ساختند که همگی به سبک سنتی بودند. دومین تغییر، نبود یک تم عاشقانه در داستان است. رابطهی بین مائویی و موآنا یک رابطهی خواهر-برادر گونه است. این فیلم سعی دارد به مخاطب القا کند که پرنسسهای دیزنی برای یافتن هویت خود لزوماً به یک شاهزاده نیاز ندارند.

تیم دوبلورها و صداپیشه های فیلم شامل صداهای خاص و با قدرت خوانندگی بالاست. تنها عضو سرشناس این تیم، دواین جانسون است که شکل و شمایل واقعی او در ظاهر کاراکترش گنجانده شده (مائویی شباهتی گذرا به یک ورزشکار تبدیلشده به بازیگر دارد). آلی کراوالو بازیگر محلی اهل هاوایی که اولین تجربهی سینمایی خود را گذرانده، صدایی تمامعیار دارد که به سخنگفتن زیبا و آوازخواندن بینظیرش کمک کرده. موریسون و نیکول شرزینگر به عنوان والدین موآنا نقش کوتاهی بر عهده دارند. آلن تودیک در نقش کمدی "هیهی" خروس موآنا هنرنمایی کرده. در یک مصاحبه خبری، کلمنتس این خروس را احمقترین شخصیت در تاریخ انیمیشنی دیزنی عنوان کرد که البته پر بیراه نگفته.
با وجود اینکه کلمنتس و ماسکر گامی جدید با فناوری دیجیتال برداشتهاند، ولی این از کیفیت کار آنها نکاستهاست. تصاویر فیلم، آنهایی که در آب و روی آن اتفاق میافتد به اندازهی صحنههای «در جستجوی دوری» خوب هستند. شخصیتهای انسانی عالی پرداخته شده و از اغراق بیشازحد صرف نظر شده (خصوصاً دربارهی خالکوبیهای زندهی مائویی) تا بینندگان دقیق و نکتهسنج از آن ایراد نگیرند.

«موآنا» یک انیمیشن منسجم با حال و هوای همیشگی آثار دیزنی است. محصولی جدید که از ایدهها، مضامین و رویکردهای روایتیِ قدیمی استقبال میکند. بر خلاف بهترین آثار انیمیشنی استودیوهای فیلمسازی، قصد ندارد کار جدید و شگفتانگیزی انجام دهد. این انیمیشن مطمئناً هواداران هدف خود را راضی خواهد کرد (همانند «یخزده») و به تفریحی 100 دقیقهای برای آنها تبدیل خواهد شد. «موآنا» اثری سرگرمکننده و حسن ختامیست برای پروندهی انیمیشنی دیزنی در سال 2016.

موآنا دختر رییس توی (تِمورا موریسون) و همسرش سینا (نیکول شرزینگر) است. با وجود این که اهل قبیلهی موآنا روزگاری دریانوردی میکردند، اما اکنون یکجانشین شده و در جزیرهای زیبا و پربرکت ساکن اند. حال این سبک زندگی روستایی شان در معرض خطر گرفته است. این دختر بایستی برای نجات مردمش، از قوانین پدر که سفر به آن سوی جزیره را ممنوع اعلام کرده، سرپیچی کند و به جستجوی مائویی (دواین جانسون) بپردازد. پس از به ثمر رسیدن جستجویش، باید همراه با مائویی عازم سفری شود تا قلبی را که مائویی از الههای خفته دزدیده، به او بازگردانند. برای به سرانجام رساندن این ماموریت، مائویی میبایست قلاب جادویی خود را که در قلمرو هیولاها توسط موجود خرچنگمانند 50 فوتی به نام تاماتوآ (جامین کلمنت) محافظت میشود، دوباره به چنگ آورد.

«موآنا» اولین انیمیشن در سالهای اخیر است که بازگشتی به سبک موزیکالِ محصولات دو دهه پیش دیزنی دارد. با وجود غیبت آلن منکن (آهنگساز برنده اسکار آثار گذشتهی دیزنی)، خلا او توسط مارک مانچینا (سازنده موسیقی متن) و لین-مانوئل میراندا (ترانهها) پر شده. همکاری میراندا در این پروژه با توجه به موزیکال قبلی او «همیلتون»، برای دیزنی یک غنیمت است. ترانههایش گیرا و تازه هستند و هنر منکن را در «پری دریایی کوچولو»، «علاءالدین» و «دیو و دلبر» برای بیننده تداعی میکند. هنر میراندا را میتوان در خلق ترانهی اصلی «موآنا» عنوان کرد: "چقدر دور خواهم رفت" که در کنار ترانههای "بخشی از جهان تو"، "زن زیبا"، "تمام دنیای جدید" و "میتوانی امشب عشق را احساس کنی" به یادماندنی هستند.

اگرچه شاید عملکرد کلمنتس و ماسکر در نگاه اول همانند آثار ابتدایی شان به چشم آید، اما تفاوتهای شایان ذکری نیز وجود دارد. مشهودترینِ آنها سبک انیمیشن است. این نخستین بار است که این دو به خلق یک اثر تمامکامپیوتری روی آوردهاند. پس از «علاءالدین»، آنها «هرکول»، «جزیرهی گنج» و «شاهزادهخانم و قورباغه» را ساختند که همگی به سبک سنتی بودند. دومین تغییر، نبود یک تم عاشقانه در داستان است. رابطهی بین مائویی و موآنا یک رابطهی خواهر-برادر گونه است. این فیلم سعی دارد به مخاطب القا کند که پرنسسهای دیزنی برای یافتن هویت خود لزوماً به یک شاهزاده نیاز ندارند.

تیم دوبلورها و صداپیشه های فیلم شامل صداهای خاص و با قدرت خوانندگی بالاست. تنها عضو سرشناس این تیم، دواین جانسون است که شکل و شمایل واقعی او در ظاهر کاراکترش گنجانده شده (مائویی شباهتی گذرا به یک ورزشکار تبدیلشده به بازیگر دارد). آلی کراوالو بازیگر محلی اهل هاوایی که اولین تجربهی سینمایی خود را گذرانده، صدایی تمامعیار دارد که به سخنگفتن زیبا و آوازخواندن بینظیرش کمک کرده. موریسون و نیکول شرزینگر به عنوان والدین موآنا نقش کوتاهی بر عهده دارند. آلن تودیک در نقش کمدی "هیهی" خروس موآنا هنرنمایی کرده. در یک مصاحبه خبری، کلمنتس این خروس را احمقترین شخصیت در تاریخ انیمیشنی دیزنی عنوان کرد که البته پر بیراه نگفته.
با وجود اینکه کلمنتس و ماسکر گامی جدید با فناوری دیجیتال برداشتهاند، ولی این از کیفیت کار آنها نکاستهاست. تصاویر فیلم، آنهایی که در آب و روی آن اتفاق میافتد به اندازهی صحنههای «در جستجوی دوری» خوب هستند. شخصیتهای انسانی عالی پرداخته شده و از اغراق بیشازحد صرف نظر شده (خصوصاً دربارهی خالکوبیهای زندهی مائویی) تا بینندگان دقیق و نکتهسنج از آن ایراد نگیرند.

«موآنا» یک انیمیشن منسجم با حال و هوای همیشگی آثار دیزنی است. محصولی جدید که از ایدهها، مضامین و رویکردهای روایتیِ قدیمی استقبال میکند. بر خلاف بهترین آثار انیمیشنی استودیوهای فیلمسازی، قصد ندارد کار جدید و شگفتانگیزی انجام دهد. این انیمیشن مطمئناً هواداران هدف خود را راضی خواهد کرد (همانند «یخزده») و به تفریحی 100 دقیقهای برای آنها تبدیل خواهد شد. «موآنا» اثری سرگرمکننده و حسن ختامیست برای پروندهی انیمیشنی دیزنی در سال 2016.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
فیلم شاد و سرخوشانه ای هست. لازمه آدم در طول سال چند تایی از این فیلمها ببینه وگرنه واقعا دِق می کنه. از نظر من و خانواده که فیلم خیلی خوبی بود.
رقص ها و ترانه های فیلم خیلی خیلی خوب هستند. همه فیلم یک طرف، ترانه و رقص های فیلم هم یک طرف.