ورود دوباره موجودات خطرناک و آشنا

پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۳

  • نویسنده : ایمی نیکلسون
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : پرومیه

اگر سری فیلم های 40 ساله «جنگ ستارگان» را فانتزی صرف بنامیم و سری آثار موسوم به «سفر ستاره ای» را هم رویاپردازی های کودکانه بیانگاریم، داشته ایم فیلم هایی را هم که سعی کرده اند برخوردهای تا حدودی علمی تر با فضایی ها و گونه های مختلف زیستی در سایر سیارات داشته باشند. هدف و مبنای کار در این گونه فیلم ها ریشه یابی زندگی موجوداتی بوده است که امکان داشت و دارد در کرات دیگر به زندگی مشغول باشند و اگر بنا به حرکت و سفر آنها به کره زمین باشد، ابتدا این سوال پیش می آید که تقابل بین دو تمدن متفاوت چگونه خواهد بود و ساکنان زمین برای حفظ خود مقابل فضایی های ناشناخته و احتمالا بسیار خطرناک، دست به کدام اقدامات خواهند زد.


40 سال بعد
40 سال از زمان اکران «برخورد نزدیک از نوع سوم» ساخته استیون اسپیلبرگ می گذرد و به رغم تهیه و پخش شمار زیادی فیلم با موضوعات فضایی و نشانگر آمدن موجودات سایر سیارات به زمین در این حد فاصل زمانی شامل «تماس»، «نشانه ها»، «منطقه 9»، «بین ستاره ای» و حتی «جنگ دنیاها» که ساخته خود اسپیلبرگ بوده، کمتر فیلمی توانسته است در این ژانر تاثیرگذاری آن فیلم کلاسیک را داشته باشد. اینک در اوایل سال 2016 فیلم تازه ای در حال نمایش در نقاط مختلفی از جهان است که یادآور «برخوردهای نزدیک از نوع سوم» است و نامش «ورود» ست و آن را دنیس ویلنوو آمریکایی ساخته است که در سالهای اخیر فیلم های خبرساز و موفقی مانند «زندانی ها» و «سیکاریو» را هم عرضه کرده است. این بار نیز مثل «برخورد نزدیک» سفینه های در بردارنده موجوداتی از تمدن های غیرزمینی وارد کره زمین می شوند و هر چند تصاویر ویلنوو همان رنگ و نما و تاثیرگذاری سفینه عظیم فیلم چهار دهه پیش اسپیلبرگ را ندارد ولی وی توانسته است بر خلاف «روز استقلال» که یک فانتزی سرگرم کننده صرف پیرامون ورود فضایی ها به زمین بود فیلمی را ارائه کند که راز و رمزهای چنین ورودی را به تصویر می کشد. فیلم به ما واکنش های مختلف مردمی و رسانه ای را نسبت به ورود سفینه ها که 12 فروند هستند و در 12 کشور مختلف فرود آمده اند، به نمایش می گذارد ولی اثر هنری جدید ویلنوو روی سفینه ای که به آمریکا آمده، متمرکز است و بازتاب های آن مقابل بینندگان قرار می گیرد.


با صدایی مثل نهنگ ها
ما ماجراها را از دیدگاه شخصیت اول فیلم که یک دانشمند زن و استاد زبان شناسی به نام دکتر لوییز بنکس (با بازی ایمی آدامز) می بینیم. پس از شنیدن خبر ورود گسترده فضایی ها به کره خاکی، کلاس های درس اش در دانشگاه را رها و شاگردانش را ترک می کند تا به بررسی اوضاع بنشیند و در همین لحظات است که یک مقام نظامی (فارست ویتاکر) به دیدن او می آید تا از این استاد علوم ارتباطات برای مقابله با شرایط موجود بهره گیرد و وی را به صحنه اصلی فراخواند. بنکس از طریق این افسر مطلع می شود که زمینی ها با فضایی ها تماس گرفته و سعی کرده اند با آنها رابطه ای مسالمت آمیز را برقرار کنند ولی تمامی چیزی که از طرف مقابل دریافت داشته اند صداهایی غیرقابل فهم شبیه به نجوای نهنگ ها بوده است!


آنها چه می خواهند؟
سفینه فرود آمده در آمریکا، در صحرای ایالت مونتانای این کشور آرام گرفته و دورادورش را تپه ها و ابرها اشغال کرده اند اما کمتر چیزی می تواند با تصویر و حالت سفینه که مثل یک تخم مرغ عظیم تقسیم شده به دو قسمت است، برابری کند. از دکتر بنکس می خواهند با توجه به علم وسیع زبان شناسی اش با بیگانه های وارد شده به زمین ارتباط برقرار کند و دریابد که اهداف آنها چیست و او را در این راه در کنار یک محقق دیگر که یک استاد در علوم زمین و فضا و فیزیک نوین و نامش ایان کانلی (جرمی رنر) است، قرار می دهند.


رنگین کمانی از نور
اگر (رنر) در این نقش نه چندان کوچک، آدمی محدود شده نشان می دهد و نمی درخشد، ایمی آدامز از هر دقیقه حضورش روی پرده برای نشان دادن شگفتی های خودش و آن سفینه بهره می گیرد و نسبت به چیزهای دور و برش کاملاً پویا و صاحب واکنش های لازم است. دنیس ویلنوو هم در مقام کارگردان با هر اقدام و حرکت و تصویر تهیه شده توسط خود بر انتظارها و کنجکاوی ها نسبت به پایان ماجرا می افزاید. نقطه اوج اتفاقات لحظه ورود دو دانشمند (بنکس و کانلی) به سفینه با اجازه ای است که فضایی ها در این زمینه صادر می کنند و پس از ورود با رنگین کمانی از نور مواجه می شوند و از درون نورها و مه سفید رنگ سر و کله فضایی ها پدیدار می شوند. هر فیلم سینمایی مرتبط با فضایی ها تصویری اختصاصی از آنها بر اساس علوم موجود و برداشت سازندگان فیلم ها از این موضوع را ارائه می دهد و «ورود» نیز مستثنی از قاعده نیست و اصولاً لحظات رو شدن چهره و پیکر فضایی ها از نقاط اوج فیلم ویلنوو و جان و روح آن است و این کارگردان توانسته است از رویای انتظار بینندگان برای مطلع شدن از عاقبت ماجراها به بهترین نحو بهره گیرد و هیجان آنها و نابی صحنه ها را بالا ببرد.


حک شدن واژه های غریب روی هوا
آنچه تماشاگران در نهایت می بینند، مسایلی غریب است و فضایی ها، موجوداتی بلند قد و محلول مانند و دارای 7 پا هستند ولی ویلنوو ابتدا اجازه نمی دهد که بینندگان برخی قسمت های دیگر پیکر این موجودات را ببینند و آنها را وادار به صبری بیشتر می کند. پاهای نازک آنها بی شباهت با انگشت های بلند نیست و سخن گفتن شان که با روشن شدن چراغی روی سرشان همراه است، حک شدن کلمات مورد نظر آنها را روی فضایی ابر مانند در بالای سرشان و مقابل مخاطب ها را هم در بردارد. با لوییز بنکس است که این واژه های غریب را کشف و معنا کند و در نهایت از آنها بپرسد برای چه به زمین آمده اید. مهم تر و عظیم تر از تلاش ماموران ویژه و اقدامات دو دانشمند مورد بحث برای کشف کدهای ارتباطاتی فضایی ها، هیاهو و هنگامه ای است که بر اثر رویکرد وسیع رسانه ها به این موضوع و کار تبلیغاتی آنها روی این سوژه داغ و خطرناک به پا می شود و مردم جهان را به اوج نگرانی می رساند.


یک آرزو
این بار آماده باش و هجوم نیروهای ارتش به محل های حضور فضایی ها از فیلم های قبلی موجود در این زمینه کمتر است و ویلنوو سایر اجزای قصه را بزرگ و بر روی همان کاراکترهای اصلی تمرکز می کند. در نهایت به نظر می رسد که این بیگانگان فضایی رویکردی مثل موجودات فیلم 4 دهه پیش اسپیلبرگ را دارند و برای جنگیدن و نابود کردن کره زمین به آنجا نیامده اند و اگر چنان هدفی داشتند طبعاً از همان آغاز زمین را می کوبیدند. این فقط یک داستان سینمایی نیست و احتمالاً آرزوی همه انسان هایی است که معتقدند سرانجام روزی این موجودات فضایی به همین شکل در زمین پیاده خواهند شد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...