داستان یک مبارز فداکار و غریزه بقاء

چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۰


به نظر می رسد که «مسابقات گرسنگی» با ماموریتی مهم وارد گود شده است. حالا که سری فیلم های «هری پاتر» به پایان رسیده و مجموعه «گرگ و میش» هم در شُرُفِ اتمام است، این فیلم قصد دارد به نوعی خلاءِ به وجود آمده در دنیای طرفداران این نوع آثار سینمایی را پر کند. مجموعه کتاب های «مسابقات گرسنگی» از جمله داستان های محبوب و پرطرفدار در میان گروه سنی جوانان و نوجوانان محسوب می شود اما مانند آثار جی.کی رولینگ یا استیفنی مایر فروش خیره کننده ای نداشته است. با این وجود، «مسابقات گرسنگی» در مقایسه با اولین نسخه های اقتباس شده از روی هر یک از این مجموعه کتاب ها در جایگاه به مراتب بهتری قرار می گیرد. این فیلم با اندک اختلافی «هری پاتر و سنگ جادو» (کریس کلمبوس – 2001) را پشت سر می گذارد و برتری آن نسبت به «گرگ و میش» (کاترین هاردویک – 2008) قابل توجه است. «مسابقات گرسنگی» ریتم و ضرباهنگ تندی دارد و جزئیات داستان آن در نهایت دقت و ظرافت در کنار هم چیده شده اند، و از مهم تر همه اینکه مانند سایر فیلم های برتر ژانر علمی – تخیلی در زمینه ی داستانی به موضوعات مهم و جهان شمولی اشاره می شود. البته برخی از نکات داستان تقلیدی و یا حتی تکراری به نظر می رسند و برخی از عناصری که برای پیشبرد قصه به کار رفته اند از داستان های دیگر وام گرفته شده اند اما با این وجود نتیجه جذاب و دیدنی از کار درآمده است. طرفداران این گونه فیلم ها به طور حتم خوشحال خواهند شد. آنهایی هم که زیاد اهل چنین مجموعه فیلم هایی نیستند، بد نیست فرصتی به این فیلم بدهند شاید رضایت خاطر آنها را جلب کند.

«مسابقات گرسنگی» را باید در رده فیلم های ژانر پسارستاخیزی یا پساآخرالزمانی قرار داد که ماجراها و حوادث آن در آینده ای نامعلوم و در کشوری به نام پَنِم – که در حال حاضر از آن به عنوان آمریکای شمالی یاد می شود – رُخ می دهد. کشور پَنِم به 13 منطقه یا ایالت تقسیم می شود که گرداگرد یک پایتخت مرکزیِ قدرتمند و بسیار ثروتمند را فرا گرفته اند. 75 سال پیش از زمانی که داستان فیلم در آن رُخ می دهد ایالت های پَنِم در یک اقدام هماهنگ بر ضد حکومت مرکزی شورش کردند که علی رغم درگیری و جنگ سنگینی که به وجود آمد به شدت سرکوب شدند و یکی از ایالت ها به طور کامل نابود شد. همه ی ایالت ها پس از شکست مجبور به تن در دادن به یک معاهده صلح با شریطی بسیار وحشتناک شدند که بر طبق یکی از مفاد آن همه 12 ایالت از آن زمان باید هر سال، یک دختر و پسر بین 12 تا 18 سال برای برگزاری مسابقاتی تحت عنوان بازی گرسنگان یا عطش مبارزه راهی پایتخت کنند. شرایط این مسابقه به این شکل است که هر 24 شرکت کننده باید تا پای مرگی به شیوه ی گلادیاتورها به مبارزه با یکدیگر بپردازند. این رقابت خشونت آمیز مهم ترین واقعه ای ست که هرساله در سراسر پَنِم به صورت زنده و تلویزیونی پخش می شود. قانون مسابقه این است که از میان 24 شرکتت کننده هرکس که در نهایت زنده باقی بماند برنده ی اصلی خواهد بود و عنوان قهرمانی را کسب می کند. علاوه بر آن منطقه و ایالتی که شخص برنده از آنجا آمده برای مدتی از قحطی در می آید.

در هفتاد و چهارمین دوره ی بازی گرسنگان یا عطش مبارزه، پریمرُز اِوِردینِ 12 ساله به عنوان نماینده زن منطقه 12 انتخاب می شود. اما خواهر 16 ساله ی او، کاتنیس (جنیفر لارنس) داوطلب می شود تا به جای او در مسابقات شرکت کند و او را از یک مرگ تقریبا حتمی نجات می دهد. همتای مذکر او، پیتا (جاش هاچرسون) او را در سفر به پایتخت همراهی می کند. بعد از رسیدن به پایتخت، کاتنیس زیر نظر هایمیچ آبرناتی (وودی هارلسون) به تمرین می پردازد. هایمیچ دائم الخمر تندمزاجی ست که 20 سال موفق به کسب قهرمانی این مسابقات شده است. اِفی ترینکِت (الیزابت بنکس) و سِنا (لنی کراویتز) هم با حمایت ها و تشویق های خود به او روحیه و انگیزه ی مضاعف می دهند و در انتخاب لباس و نوعِ پوشش ظاهری او را راهنمایی می کنند. جسارت و جلوه نماییِ کاتنیس باعث محبوبیت فراوان او در نزد مردم می شود. این موضوع از طرف موجبات رضایت و خرسندی مسئول مسابقات (وِس بنتلی) و گزارشگر تلویزیون، فلیکِرمن (استنلی توچی) می شود اما در عوض موجب خشم و نارضایتی رئیس جمهور اِسنو (دونالد ساترلند) می شود. با شروع مسابقات، کاتنیس به پشتوانه ی راهنمایی ها و نصایح هایمیچ موفق می شود تا از "حمام خون" مراسم افتتاحیه جان سالم به در برد و سپس با تظاهر به ابراز علاقه به پیتا تصویر یک قهرمان را از خود در اذهان به جای می گذارد و بر محبوبیت خود می افزاید. گرچه در انتها، او واقعا به پیتا علاقه مند می شود اما همین موضوع باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای او می شود، زیرا برای اینکه کاتنیس قهرمان مسابقات شود می بایست پیتا را قربانی کند.

داستان «مسابقات گرسنگی» سرشار از عناصری ست که از منابع مختلف وام گرفته شده اند از جمله تسئوس (پهلوان مورد علاقه ی آتنی ها بود) گرفته تا نبردهای گلادیاتوری در تاریخ روم باستان و حتی داستان 1985 مجموعه تلویزیونی «دکتر هو» و اپیزود «انتقامجویی در واروس» از مجموعه تلویزیونی «پیشتازان فضا». در واقع ایده ی پخش سراسری مسابقات خشونت آمیز برای فرو نشاندن خشم توده ی مردم از اپیزود «انتقامجویی در واروس» از مجموعه گرفته شده و مبارزه تا سر حدِ مرگ هم به اپیزود «آموک تایم» مجموعه دوم اشاره دارد. شاید نزدیک ترین فیلم با این مضمون «دونده» (پل مایکل گلِیزِر-1987) با بازی آرنولد شوارتزنگر باشد. در «مسابقات گرسنگی» هم شرکت کنندگان در مسابقه مجبورند برای سرگرمی مردمِ تشنه به خون تا پای جان بجنگند و سعی کنند تا زنده بمانند. اینجا هم هرکسی یک هم گروهی دارد و مسابقات به صورت حذفی برگزار می شوند، اما دیگر نمی شود برای معاف شدن از مجازات حقه ای سوار کرد و از شوارای محلی هم خبری نیست. سرنوشتی هم که در انتظار هرکدام از بازنده هاست بسیار مهلک تر از تبعید شدن از جزیره محل سکونت است. «مسابقات گرسنگی» انتقاد تلخ و گزنده ای ست نسبت به میزان علاقه و اشتیاق عموم مردم و همینطور استقبال آنها از جنبه های خشونت آمیز مسابقات برنامه های زنده و رویکرد رسانه ها، و تصویر کریهی از علاقه و اشتیاق برای شادی کردن در قبال رنج کشیدن و مرگ دیگران ترسیم می کند. حکومت مرکزی در طول فیلم از مسابقات همچون نوعی ماده مخدر بهره می جوید تا به واسطه ی آن افکار عمومی از سختی ها و مشقت های زندگی و ظلمی که هرروز بر مردم و جامعه وارد می شود منحرف کند.

استفاده از شیوه روایت شخص اول از دید یک شخصیت مونث قوی و باهوش، میزان محبوبیت مجموعه کتاب های «مسابقات گرسنگی» میان دخترهای جوان و نوجوان را توجیه می کند (شاید بتوان به همین شیوه درباره محبوبیت عجیب و غریب سری فیلم های «گرگ و میش» میان پسرهای جوان نیز سرنخی پیدا کرد اما نمی توان این الگو را درباره سری فیلم های «هری پاتر» نیز به کار بست). کاتنیس شخصیت جذاب و جالب توجهی ست که به راحتی می توان با وی ارتباط برقرار کرد. بازی و نقش آفرینیِ فوق العاده ی جنیفر لارنس نیز باعث احساس نزدیکی و همذات پنداری مخاطب با وی می شود. لورنس با آن گیسوان بلوندش که در این فیلم تیره رنگ شده اند عنصر کلیدیِ موفقیت تا اینجای کار است. او در طول فیلم شخصیتی را شکل می دهد که ارزش تشویق کردن و مورد اهمیت واقع شدن را دارد و به راحتی می توان بازی وی را برجسته ترین و درخشان ترین بازی و نقش آفرینی فیلم دانست.

همبازی هم سن وسالِ لورنس و در واقع نقش مفابل او جاش هاچرسون است که در کارنامه حرفه ای اش آثار متنوعی مانند «بچه ها حالشان خوب است» (لیزا چالودِنکو – 2009) و «سیرک موجودات عجیب الخلقه: دستیار خون آشام» (پل ویتز – 2009) می شود. هرچند حضور او مقابل دوربین به اندازه ی لورنس نیست اما نوعی معصومیت دوست داشتنی در چهره ی او دیده می شود که ما را به سوی خود جذب می کند. از نظر تقابل و تضاد میان شخصیت ها، او شخصیتی ناتوان و در مخمصه گیر افتاده ای ست که در مقابل جسارت،حالت تهاجمی و اعمال قهرمانانه  لورنس حرفی برای گفتن ندارد. در میان بازیگران نقش مکمل نام های معروفی دیده می شود: وودی هارلسون، الیزابت بنکس، استنلی توچی و دونالد ساترلند. با این حال هنوز خیلی مانده تا «مسابقات گرسنگی» از نظر حضور بازیگران مشهور و برجسته به پای سری فیلم های «هری پاتر» برسد.

گری راس کارگردان فیلم به گزیده کاری، دقت و وسواس در انتخاب پروژه های خود شهرت دارد. از همین رو در طی 15 سال فعالیت، این فیلم سومین تجربه او در مقام کارگردانی پس از فیلم های «پلزنت ویل» (1998) و «سی بیسکوئیت» (2003) محسوب می شود. او در «مسابقات گرسنگی» علاقه زیادی در استفاده از روش دوربین روی دست در صحنه های اکشن نشان می دهد، هرچند که حالا این نوع تصویربرداری جنون آمیز به نوعی روش تبدیل شده است. او با توسل به این نوع فیلمبرداری، صحنه های به شدت خشونت آمیز فیلم را تا حدی گنگ و مبهم جلوه داده و از تاثیر منفی و مستقیم آنها می کاهد. امکان داشت افرادی بگویند «مسابقات گرسنگی» به دلیل خشونت بسیار زیاد می بایست در رده آر دسته بندی شود، اما گری راس در فیلمبرداری سبک و روشی را پیش گرفته که تا اندازه قابل توجهی از جنبه های آزاردهنده صحنه های خشونت آمیز فیلم کاسته است و موفق شده تا فیلم را با اختلاف جزئی در رده پی – جی 13 قرار دهد.

«مسابقات گرسنگی» اقتباس قابل قبولی از منبع اصلی به شمار می رود، با این وجود سینمایی شدن اثر ایجاب می کرده تا بخش های زیادی از پیش زمینه ی داستان فشرده یا حذف شود. البته تا اندازه ای سرنخ های لازم برای تماشاگران فراهم شده تا به نوعی به پیچیدگی های داستان اصلی پی ببرند. بخش عمده ی نگارش فیلمنامه توسط نویسنده کتاب سوزان کالینز صورت گرفته است. کالینز بر خلاف جی. کی رولینگ و استیفنی مایر در شکل دهی فضا، و حال و هوای سینمایی دنیایی که خلق کرده بود نقش به سزایی دارد. البته یکی دو مورد تلاش نافرجام برای بازنمایی فیلم های مشهور هم صورت گرفته است، مانند جمله ی "بخت و اقبال به نفع ات باشد" که چندین بار تکرار می شود، ولی ظرافت و نکته سنجی "نیروی بزرگ همراه شما باشد" از «جنگ ستارگان» را ندارد. همچنین یک تم موسیقی چهار نتی هم در فیلم وجود دارد که به شکلی مبهم یادآور آن علامت پنج نتیِ «برخورد نزدیک از نوع سوم» (استیون اسپیلبرگ-1977) است.

در «مسابقات گرسنگی» موقعیت هایی وجود دارد که در طول آنها راه حلی میانه و آسان پیش پای قهرمان داستان گذاشته می شود تا او را از قرار گرفتن در معرض تصمیم گیری های دشوار و چالش های اخلاقی معاف کنند. البته این موارد قابل چشم پوشی هستند زیرا که آنها در کنار ماجرای عاشقانه ی معمولی و پیش پا افتاده ای که در داستان وجود دارد اجازه نمی دهد فیلم فیلم تا حد امکان شکلی عبوس، غم انگیز و دهشتناک به خود بگیرد. فیلم در ایجاد تعلیق نیز موفق عمل می کند. ما از همان ابتدا می فهمیم که قرار است کاتنیس زنده بماند اما تعلیق و هیجان در پیِ همین سئوال ها و چگونگی این امر شکل می گیرد. بیش از نیمی از مدت زمان طولانی و 140 دقیقه ای فیلم به نمایش مسابقات می گذرد بنابراین حقه ای در کار نیست و قرار نیست که تنها در جریان نتیجه ی رقابت ها باشیم، چرا که ما خود شاهد سیرِ وقایع و آنچه که در طول مسابقه در جریان است، هستیم.

اینگونه عنوان شده که شباهت میان کتاب «مسابقات گرسنگی» و کتاب «نبرد رویال» نوشته نویسنده ژاپنی کوشون تاکامی که سال 1999 منتشر شد چیزی بیش از وجود یک سری تشابهات است. اما صرف نظر از اینکه کالینز تا چه حد از آن کتاب تاثیر گرفته باشد (و شاید هم نگرفته باشد)، «مسابقات گرسنگی» هویت خاص خودش را دارد. با وجود اینکه بارزترین پیام های فرهنگی داستان (تاثیر فراگیر استفاده از خشونت به مثابه سرگرمی و قدرت در حکومتی خودکامه و توتالیتر به عنوان یک برادر بزرگ همه شهروندان را زیر نظر دارد، آن هم در دوره ای که تکنولوژی بر همه چیز سایه انداخته است) از منابع دیگر اقتباس شده اند، اما این واقعیت که کنابی که برای رده سنی نوجوانان نوشته شده، توانسته این پیام به خوبی به گوش مخاطبش برساند، خود از ارزش یالایی برخوردار است.

هنوز تصمیمی مبنی بر ساخت یک فیلم دیگر بر اساس جلد دوم کتاب های سه جلدی «مسابقات گرسنگی» گرفته نشده است، که البته این موضوع تا حد زیادی به میزان فروش فیلم و موفقیت آن در گیشه بستگی دارد (که حداقل تا زمان نگارش این مطلب از فروش قابل توجهی برخوردار بوده است). البته این فیلم از آن نوع آثاری نیست که حتما به دنباله سازی نیاز داشته باشد، چون از داستانی مستقل برخوردار است. با وجود اینکه قلاب هایی در طول داستان تعبیه شده اند تا از آن برای ربط دادن به یک فیلم دیگر به کار گرفته شوند، اما «مسابقات گرسنگی» می تواند به تنهایی روی پای خود بایستد. بنابراین نباید این فیلم را در کنار فیلم هایی مانند «گرگ و میش» قرار داد. چنین کاری به نوعی توهین به سازندگان فیلم محسوب می شود، زیرا برتری «مسابقات گرسنگی» از هر لحاظ مشخص است. این فیلم در کنار سرگرم کنندگی، تفکر و اندیشه ای در خود نهفته دارد و می تواند هم تاثیرگذارتر باشد و هم اینکه مورد پسند بسیاری مخاطبان قرار بگیرد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...