چو عضوی به درد آورد روزگار

یادداشت های جشنواره

جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۵


وقتی در سال 1388 اولین فیلم بلندش «آینه های روبه رو» را ساخت، مایه ی شگفتی شد. تصور ساخت و نمایش یک فیلم سینمایی با محوریت اختلال جنسیتی در ایران، نه تنها در آن زمان بلکه در حال حاضر نیز دشوار است. با این حال فیلم اول نگار آذربایجانی با موضوع تابو و جسورانه اش ساخته و نه تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان نیزه دیده و تحسین شد. اما آنچه سبب محبوبیت فیلم شد، صرفاً موضوع داغش نبود بلکه نگاه انسانی فیلمساز به معضلی فردی و در عین حال اجتماعی بود که در جامعه ی ما نه تنها پذیرفته شده نیست بلکه حتی به سختی درباره اش صحبت می شود. و اینک فیلم دوم آذربایجانی، «فصل نرگس» نیز وجهی دیگر از دغدغه های فیلمساز – از همان جنس اجتماعی و تبیین معضلی در حاشیه – را نشان می دهد: مساله اهدای اعضای بدن پس از مرگ مغزی. فیلم ترکیبی از داستانک های شهری ست که سفرهای جاده ای را به مکاشفه ای در روابط انسانی تبدیل می کند. گویی همنشین و همسفر شدن دونفره ی شخصیت ها، داستان را در مسیر کندوکاوی در درونیات پنهان انسان ها – که معمولاً در خلا تنهایی رنگ می بازند – قرار می دهد: یک آزمون روان درمانگرانه، یک دعوت به حفظ مرام انسانی در جامعه ای که بیش از پیش درگیر ظواهری چون شهرت و ثروت و شتاب و شهوت است.



داستان فیلم در دو زمان به فاصله ای یکی دو ساله اتفاق می افتد و تم اصلی آن مساله ی مرگ و زندگی و توالی ناگسستنی شان است: یکی می رود اما به حیات خویش در دل یا درون فردی دیگر ادامه می دهد؛ دیگری می ماند و از انرژی خود "برای ورود به مرحله ای دیگر" و از تلاشش برای شگفتی آفریدن می گوید. در دنیای «فصل نرگس»، آدم هایی به هم می رسند – به گفته ی فیلم بدون آن که منطقی پشت این به هم رسیدن ها معلوم باشد – که در مناسبات مدرن و آشفته ی شهری همدیگر را گم کرده و یا از خود بیگانه شده اند؛ آدم هایی که معنای زندگی را از دست داده اند و اینک در اهدای اعضا و جان بخشیدن به بیمارانِ در انتظار پیوند اعضا، به تعریف جدیدی از زندگی می رسند.



از ویژگی های بارز فیلم حضور پررنگ زنان، در جلو و پشت دوربین است. از تهیه کننده ی جوان اما حرفه ای و خوش فکر فیلم سحر صباغ سرشت و نویسنده و کارگردانش نگار آذربایجانی گرفته تا بازیگران سرشناس زن از جمله گوهر خیراندیش، ریما رامین فر، یکتا ناصر، شایسته ایرانی و دیگران. بی جهت نیست که فیلم دارای "زنانه"های ژرف و لطیفی ست و هدف انسان دوستانه ی تشویق تماشاگر به اهدای اعضا را – با الهام از حرکت زیبای مرحوم عسل بدیعی پس از مرگ مغزی، که منجر به نجات هفت بیمار نیازمند به پیوند اعضا شد – نیز دارد. گرچه «فصل نرگس» به اندازه ی «آینه های روبه رو» دغدغه ی چالش های اخلاقی را ندارد اما می کوشد انتخاب های اساسی انسانی را به فلسفه ی مرگ و زندگی پیوند دهد و با وجود آشفتگی و ابهام توجیه ناپذیر در بخش هایی از فیلم، باز هم تاثیرگذار و تامل برانگیز است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...