- نویسنده : هوشنگ گلمکانی

فریدون جیرانی پس از شکست نخستین تجربه ی کارگردانی اش «صعود» (1366) روی فیلمنامه نویسی متمرکز شد و بیش از ده سال طول کشید تا از زیر بار آن شکست کمر راست کند، اما دومین فیلمش «قرمز» (1377) یک موفقیت تجاری و انتقادی قابل توجه بود. او از این فیلم به بعد علاقه اش را به تریلرهای روان شناسانه ی جنایی نشان داد و این فرمول و قالب را با موفقیت در «آب و آتش» (1379)، «شام آخر» (1380)، «پارک وی» (1385) و «من مادر هستم» (1389) و کارهای تلویزیونی اش هم تکرار کرد. حالا او با «خفگی» یک بار دیگر به این قالب بازگشته و تریلری روان شناسانه و جنایی ساخته که اما از حیث فضاسازی و میزانسن با فیلم های دیگرش فرق دارد و به یک فیلم نوآر تلخ اروپایی پهلو می زند که مثل برخی آثار او معما و جنایت هم چاشنی اش است.
نخستین ویژگی متفاوت «خفگی» این است فیلم، سیاه و سفید است و این تنها فیلم جیرانی ست که رنگ را در آن حذف کرده تا هرچه بیشتر به فضای تلخ و تیره ی مورد نظرش نزدیک شود. دو م این که تمامی فیلم به جز یک سکانس آن در لوکیشن های بسته و محدود می گذرد و عمده ی داستان در یک آسایشگاه روانی اتفاق می افتد که مثل اغلب فیلم هایی که چنین داستان و مضمونی دارند، خودِ لوکیشن نیز همچون یک نیروی تهدیدگر عمل می کند؛ بخصوص که یکی از شخصیت های اصلی داستان (پردیس احمدیه) که نامزد شخصیت اصلی مرد ماجرا (نوید محمدزاده) است به دلیل تهدیدی که از یک توطئه با هدف بالا کشیدن اموالش احساس می کند، خود را یک بیمار روانی جا زده تا در این بیمارستان بستری اش کنند که در امنیت بماند اما در آنجا هم هدف توطئه ی یکی از پرستاران (الناز شاکردوست) قرار می گیرد. گریم شاکردوست در این فیلم یکی از غافلگیری های جیرانی است که او را تبدیل به دختری موبور با صورت کک مکی در لباسی شبیه راهبه ها کرده است.
انتخاب لوکیشن ها یکی از عوامل اصلی فضاسازی در «خفگی» است. ساختمان قدیمی تیمارستان که لوکیشن اصلی فیلم است، با نورپردازی پرکنتراست و زاویه های نامتعارف بر کل فیلم سنگینی می کند و چند لوکیشن داخلی دیگر نیز از حیث معماری مشخصاتی شبیه آن دارند که اغلب متعلق به معماری شصت هفتاد سال پیش تهران هستند که آن سبک معماری هم تحت تاثیر معماری اروپایی بوده است. جیرانی فضای تیمارستان را با آن لباس هایی که برای پزشکان و پرستاران انتخاب کرده شبیه یک آسایشگاه زیر نظر کلیسا در آورده و اصولاً با این که آدم های فیلم نام های ایرانی دارند اما داستان و پرداختش فضایی بدون زمان و مکان را القا می کند. روابط آدم ها نیز چندان این جایی به نظر نمی رسد. حتی بجز لوکیشن های بی زمان و مکان داخلی که فضایی ماکابر و کافکایی می سازد، تنها سکانس خارجی فیلم نیز در جاهایی فیلمبرداری و طوری انتخاب و طراحی شده که هیچ نشان آشنایی از پیرامون ما در آن دیده نمی شود.

ترکیب بازیگران فیلم هم با این که غافلگیرکننده نیست، اما نوع بازی ها متفاوت است. بخصوص که الناز شاکردوست از قالب همیشگی اش بیرون آمده و نوید محمدزاده به جای بازی برون گرایانه در فیلم های اخیرش در نقش جوان های عاصی و خشمگین، سیمای مردی توطئه گر و آرام و درونگرا را با موفقیت مجسم می کند. «خفگی» با تفاوت های برشمرده، بخصوص به عنوان اثری در کارنامه ی یکی از سینماگران جنجالی و مطرح سالهای اخیر، می توانست یکی از آثار بحث انگیز جشنواره ی امسال باشد بخصوص در زمینه ی فیلمبرداری و بازیگری می توانست مورد توجه داوران قرار بگیرد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...