- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
پیتر جکسون در سال 2001 و تنها چند ماه پس از انفجار مرکز
تجارت جهانی، با فیلم «یاران حلقه» ما را از این حال و هوا جدا کرد و به دنیای
سرزمین های میانی برد. این یک فیلم شگفت انگیز سه ساعته بود: اولین فیلم مهم و جدی
و در عین حال پر هزینه سینمای فانتزی – حماسی. موفقیت فیلم بسیار فراتر از حد تصور
بود و فیلم «یاران حلقه» در کنار دو دنباله آن «دو برج» (2002) و «بازگشت پادشاه»
(2003) هالیوود را به این نتیجه رساند که قلمروی سینمای فانتزی گنجینه های کشف
نشده بسیاری وجود دارد. اکنون، نه سال پس از بسته شدن پرونده سه گانه «ارباب حلقه
ها»، جکسون بار دیگر به فضای موفق ترین اثر خود بازگشته است. «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» نخستین بخش از اقتباس سه قسمتی از نخستین رمان تالکین است که در سرزمین
و دنیای میانی، و تقریبا در هما فضا می گذرد. دلایل متعددی را می توان برشمرد که
چرا «یک سفر غیرمنتظره» به معیارهایی که «ارباب حلقه ها» ایجاد کرده بود دست یابد،
اما مهم ترین مورد در عین حال قابل درک ترین آنها به شمار می آید: سحر و جادوی
فیلم های اول ازبین رفته (و یا حداقل کمتر
شده) است. «یک سفر غیرمنتظره» اثری سرگرم کننده و تاثیرگذار است و اما نمی تواند
به مانند فیلم های قبلی مخاطب را غافلگیر و هیجان زده کند. شکی نیست که جکسون تلاش
می کند خاصیتی نادر و گریزان از فیلم های قبلی اش را دوباره به چنگ آورد، و اگرچه
لحظاتی به مهم نزدیک می شود، اما هرگز نمی تواند کاملا به هدف خود دست یابد. بسیار
نادعادلانه خواهد بود که «هابیت» را یک شکست بنامیم، اما منطقی ست که آن را
ناامیدکننده بنامیم. جکسون با سه گانه «ارباب حلقه ها» انتظاراتی را به وجود آورد
که عدم توانایی او در برآورده کردن مجدد آنها در فیلم حاضر احتمالا دامی ست که
شخصا سرِ راه خود پهن کرده است.
تالکین کتاب «هابیت» را 17 سال پیش از «ارباب حلقه ها»
نوشت. این کتاب نخستین بار در سال 1937، یعنی پیش از آنکه توفان جنگ سراسر اروپا
در بر گیرد، منتشر شد. «یاران حلقه» پس از اینکه جهان (یا حداقل بخش هایی از آن)
پس از نیم دهه کشتار و خونریزی دچار تغییرات گسترده ای شده بود، منتشر شد. جای
تعجبی هم نیست که لحن و حالت دو کتاب تا این اندازه متفاوت باشد. «هابیت» کتابی با
ریتمی تند و وقایعی پرشمار است، در حالی که «یاران حلقه» به طور قابل ملاحظه ای
دارای فضایی تیره تر، تلخ تر و جدی تر است. مهم ترین چالش پیش روی جکسون این بوده
که چگونه این تغییر در لحن را نشان دهد و راه حل او کارآمد و تاثیرگذار نیست. او
برای اینکه داستان کتاب «هابیت» را با کلیت تصویر سینمایی که از سرزمین میانی در
فیلم های پیشین ارائه داده بود متناسب و هماهنگ کند، ریتم داستان را کُند کرده، و
برخی نقاط روشن و فضای شاد داستان را تیره و غمگین کرده است. او عناصری را به هم
پیوند می دهد که در متن خودِ کتاب نوشته نشده اند بلکه در پیوست ها، منابع و
ارجاعات به دیگر کارهای تالکین دیده می شوند. و از همه مهم تر ایتکه، او فیلم را
با صحنه ای آغاز می کند که شایر در دوره ای پیش از آغاز داستان «یاران حلقه» نشان
می دهد. «هابیت» در اصل یک فلاش بک طولانی ست که بیلبوی پیر (یان هولم) را در حال
نوشتن خاطرات زندگی اش به تصویر می کشد. با وجود اینکه تجدید دیدار با هولم (و
الیجا وود در نقش فرودو) حسی از نوستالژی در بیننده به وجود می آورد، اما بهتر بود
این صحنه 10 دقیقه ای خسته کننده و ملال آور در نسخه دی وی دیِ فیلم تحت عنوان
"نسخه کامل" توضیع شود.
کتاب «یاران حلقه» 400 صفحه است و جکسون آن را در قالب یک
فیلم سه ساعنه در آورده است. «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» داستانِ 100 صفحه اولِ یک
کتاب 270 صفحه ای را روایت می کند، و فیلم تنها 10 دقیقه از «یاران حلقه» کوتاه تر
است. و پاشنه آشیل این فیلم دقیقا در همین نکته نهفته است: پیچ و خم های طولانی و
پرتعداد داستان. در واقع «یک سفر غیرمنتظره ارزش یک فیلم 168 دقیقه ای ندارد. از
همان ابتدای فیلم حس خودنمایی و زیاده رویِ بیش حدی به چشم می خورد. برای دیدن
نیمه اول فیلم باید مقداری کافئین مصرف کنیم تا بتوانیم بیداری و تمرکز خود را حفظ
کنیم. در نیمه دوم اوضاع به شکل قابل ملاحظه ای بهتر می شود. در واقع، 45 دقیقه
پایانی فیلم از ضرباهنگ و ریتم تندی برخوردار است. اما پایان بندی قوی و جذاب فیلم
نمی تواند کنت ها و لغزش های دو ساعت اولیه فبلم را به طور کامل جبران کند. به نظر
من یک فیلم خیلی خوب و حتی فوق العاده درون «یک سفر غیرمنتظره» وجود دارد، اما بیش
از هر چیز به یک تدوینگر بی باک و جسور نیاز داشته تا آن را از لابلای این همه
تصویر بیرون بکشد. شاید نسخه ویژه این فیلم که بر روی دی وی دی منتشر خواهد شد به
جای اینکه این همه طولانی باشد، کوتاه تر شده باشد.
دوستداران داستان های فانتزی به خوبی با ماجراهای فیلم
آشنایی دارند. بیلبو بگینز (مارتین فریمن) سرش به کار خودش گرم است و مثل بقیه
هابیت ها که مشغول زندگی روزمره خود هستند، تا اینکه با از راه رسیدن یک جادوگر
آواره به نام گندالف (ایان مک کلن) و پادشاه تبعید شده کوتوله ها به اسم تورین (ریچارد
آرمیتاژ) و گروه دوازده نفری پیروانش، به یکباره دنیای او زیر و رو می شود. آنها
بیلبو را به عنوان "دزد" به استخدام گروه در می آورند. آنها راهی سفری
هستند تا تاج و تخت از دست رفته تورین را از اژدهای آتشین و غارتگری به اسم اسماگ
پس بگیرند و برای ورود به مخفیگاه اژدها به بیلبو نیاز دارند. اولین بخش سفر که در
«یک سفر غیرمنتظره» به آن پرداخته شده و شامل برخورد با ترول ها، جن ها و دیو ها،
و غول های سنگی می شود، گروه را به ریوندل و ارتفاعات کوهستان های مه آلود می
رساند و زمینه دیدار دوباره ما با تعدادی از چهره های آشنا را فراهم می کند:
اِروند (هوگو ویوینگ)، گالادریل (کیت بلانشت)، سارومانِ سفید (کریستوفر لی) و
گالوم (اندی سرکیس). اشاراتی هم وجود دارد که از تاریکیِ در حال تجمعی سخن می گوید
که به تدریج به وقایعی ختم می شود که در «ارباب حلقه ها» شاهد آن بودیم. تنها در
یک نظر اسماگ را می بینیم. باید تا زمان اکران «هابیت: نابودی اسماگ» صبرکنیم تا او
را با تمام هیبت و بزرگی اش نظاره گر باشیم.
از یک نظر، چندان منصفانه به نظر می رسد که تا پیش از ساخته شدن هر سه قسمت، ارزش نهایی «هابیت» را تعیین کنیم. شاید وقتی هر سه فیلم به صورت یک مجموعه دیده شده شوند، با تجربه ای غنی تر و باارزش تر از «یک سفر غیرمنتظره» روبرو شویم. شاید در ادامه، برخی از شخصیت های فرعی جان بگیرند و نقش بیشتری به آنها واگذار شود. در این بخش، تنها بیلبو، گاندولف و تورین ویژگی های شخصیتی خود را نشان می دهند و بقیه در سایه آنها قرار دارند.
متاسفانه، برخی لحظات کارتون مانند و اغراق شده ی غیرقابل
چشم پوشی در فیلم وجود دارد. صحنه ای که راداگاست (سیلوستر مک کوی) را در حالی
نشان می دهد که تحت تعقیب اجنه و نیروهای تاریکی قرار گرفته و سوار سورتمه ای ست
که توسط خرگوش ها کشیده می شود، بیشتر شبیه به صحنه ای از بازی های کامپیوتری ست. صحنه
های خاص دیگری را هم می توان مثال زد که دقیقا همین مشکل را دارند و گرافیک
کامپیوتری به کار رفته در آنها کاملا مشهود است. نبرد با غول سنگی چشمگیر و بسیار
جذاب از کار درآمده اما بیشتر شبیه آن است که از یکی از فیلم های «تغییرشکل
دهندگان» گرفته شده تا اینکه واقعا متعلق به خودِ «هابیت» باشد. از سوی دیگر، برخی
صحنه های فوق العاده ای هم در فیلم وجود دارد، از جمله: صحنه جلسه و شورای
گاندولف، الروند، سارامون و گالادریل، سایه های در تاریکی در غار محل زندگی گالوم
که چنان وضوح و شفافیتی برخوردارند که تا به حال نظیر آن را ندیده اید، و همینطور
توقف مهم و تاثیرگذار پیش پای اُرکِ سفید. جکسون در به تصویر کشید قلمروی زیرزمینی
و مخوف اجنه و دیوها نیز فوق العاده عمل کرده است. صحنه برخورد با ترول هم کاملا
به کتاب وفادار است. ریوندل هم دقیقا شبیه آن چیزی ست که پیش از این در «ارباب
حلقه ها» دیده ایم. تصویر کوتاه و گذرایی که از اسماگ می بینیم آنقدر ما به هیجان
می آورد و تحریکمان می کند که دوست داریم صحنه های بیشتری از او ببینیم.
«هابیت» به لحاظ بصری در چهار فرمت مختلف به نمایش درآمد:
دیجیتالِ دو بُعدی، سه بُعدیِ 24 فریم در ثانیه، سه بُعدیِ فریم در ثانیه و سه
بُعدی آیمکس. من نسخه 48 فریم در ثانیه را دیده ام که می خواهم چند نکته را گوشزد
کنم. اول اینکه، نه دو برابر کردن تعداد فریم در ثانیه و نه تکنیک سه بُعدی،
هیچکدام چیز زیادی به کل فیلم اضافه نمی کنند. هر دوی اینها غیرضروری به نظر می
رسد. تکنیک سه بُعدی یک محیط غنی تر و پرمایه تر ایجاد کند، اگرچه صدمه ای هم به
فیلم وارد نمی کند. 48 فریم در ثانیه هم کمتر آنچه بود که فکرش را می کردم. صحنه
هایی هستند که این تکنیک تصویر را موج دار تر و روشن تر نشان می دهد، اما در عوض
آن لحظاتی که در آن از گرافیک کامپیوتری استفاده شده، باعث به وجود آمدن تصویری
غیرسینمایی می شود. شاید دلیل اینکه بعضی از صحنه های خاص مثل قسمت هایی از یک
بازی ویدئویی به نظر می رسند هم همین باشد. توصیه می کنم که تمام این افزودنی های
بصری را کنار بگذارید و به سراغ همان فرمت دو بُعدی قدیمی بروید. تماشای «ارباب
حلقه ها» نیازی به فرمت 48 فریم در ثانیه و تکنیک سه بُعدی نداشت و ندارد، و هیچ
دلیل قانع کننده ای هم وجود ندارد که «هابیت» باید حتما از این تکنیک ها برخوردار
شود.
فکر می کنم طرفداران دو آتیشه تالکین (و نه دوستداران اصیلِ
تالکین) آنچه فیلم «هابیت» ارائه می دهد را ستایش می کنند. ریتم کند و ناموزون
فیلم آنها را آزار نمی دهد و خسته شان نمی کند و بحث "هرچه بیشتر و طولانی تر
بهتر" باعث پریشانی آنها نمی شود. با این حال مطمئن نیستم «یک سفر غیرمنتظره»
آنقدر قوی و تاثیرگذار باشد که برای کسانی که علاقه یا اعتقادی به مکتب تالکین
ندارند هم خاطره انگیز و به یادماندنی باشد. تقزیبا رایج ترین گله و شکایت در میان
تماشاگران سینما مربوط به مدت زمان طولانی برخی از فیلم هاست. هیچ اشکالی ندارد که
مدت زمان یک فیلم 3 ساعت یا حتی بیشتر باشد اما این زمان طولانی احتیاج به یک
تدوین بهتر و در واقع خلاقانه، و همینطور داستانی حساب شده تر با با چیدمان دقیق
عناصر داستانی دارد؛ چیزی که در این فیلم اتفاق نمی افتد، پس انتقادات زیادی به آن
وارد است. «یک سفر غیرمنتظره» برای یک دسته از مخاطبان پایان ناپذیر به نظر خواهد
رسید.

● بیشتر بخوانید: باشکوه، نیرومند و هیجان انگیز
دیدگاه ها
نقد خیلی خوبی بود. بی صبرانه منتظر نقد قسمت دومش هستم.