در آغوش کویر

یادداشت های جشنواره

سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰


«مادری»، به عنوان نخستین فیلم یک کارگردان زن، روایتگر دنیای زنان امروز و دیروز است. روایتی ساده و ملموس که دور از شعارزدگی و روی آوردن به نماد و فلسفه و باورهای سطحی، سه نسل زنان را در کنار هم قرار داده است. نوا، خواهرش گلنار و دختر او، دوستش مریم، و خاله اش که پس از مرگ پدر و مادر، سرپرستی شان را عهده دار شده، هر کدام به نوعی جلوه ای از عشق را به تصویر کشیده اند. هم عشق مادری و هم عشق میان زن و مرد. عشق هایی که به دلایل گوناگون ناکام می مانند و فقط دختر کوچک گلنار که عاشق مادرانگیِ نواست و علاقه ی کودکانه ای نیز به پسر کوچک همسایه دارد، طعم آن را می چشد.


در روایت «مادری»، هیچکس دردش را فریاد نمی زند و رنج درونی آدم ها، بدون اضافه گویی و بزرگ نمایی قابل فهم است. حتی گریه های نازنین در اوج لحظه های غم بار، آزاردهنده و تکراری نیست و نوعی دست و پا زدن برای ملودراماتیک کردن فضای فیلم به شمار نمی آید. این ویژگی در پرداخت فصل مرگ گلنار نیز ملموس است. فیلمساز بی آن که سراغ شیون و گریه و زاری برود، مرگ را کاملاً مینی مال و بی هیاهو نشان داده است. این نوع پرهیز تا جایی پیش می رود که معشوق گریزپای نازنین را با وجود حضور پررنگش در داستان، حتی یک بار هم نمی بینیم و تنها در آخر فیلم، در حد صدای خارج از کادر حضور دارد.



ویژگی دیگر فیلم، نگاه بی طرفانه و بی قضاوت فیلمساز در روایت داستان فیلم است. فیلم، روایتگر چند عشق ناکام است بی آن که انگشت اتهام را به سویی دراز کند. نه عاشق، نه معشوق، نه شرایط اجتماعی، نه سنت ها و باورهای غلط و نه تقدیر، هیچکدام به تنهایی دلیل این ناکامی ها نیستند، در عین حال تمام شان در این ماجراها نقش دارند. نقشی که یافتن آن به عهده ی مخاطب گذاشته شده است. انتخاب شهر تاریخی یزد نیز بستری بدون جلوه گری ست و قرار نیست صرفاً به کار زیبایی بصری فیلم بیاید و با نگاهی توریستی نمایش داده شود. شاید در نگاه نخست این طور به نظر بیاید که این لوکیشن در روایت داستان، صاحب جایگاه ویژه ای نیست و هر شهر دیگری می توانست جایگزین آن شود. اما اینطور نیست. بین ویژگی های معماری شهر، و ویژگی های شخصیت ها تناسب هایی وجود دارد. عمارت های خشتی یزد، در عین سادگی و قدمتی دیرینه، قدرت و استحکام بالایی دارند. این ویژگی با سادگی و صبوری و متانت شخصیت های داستان هماهنگ است. به عنوان مثال، در سکانسی که نازنین برای مشکل خواهرش دردمندانه در کنج بام خانه نشسته و زار می زند، چشم انداز ساده و گسترده ی بام های هم سطح و بادگیرهای کوچک، سادگی و تنهایی او را پررنگ کرده است. همچنین در جایی دیگر، تقابل حضور اتوموبیل مدرن سعید در کوچه تنگ و گِلیِ مسقف، عدم تناسب و دشواری حرکت را نشان می دهد و کاملاً شبیه خودِ فیلم است؛ تقابل خواسته ها و مسیرهای تنگ و گاه غیرقابل عبور پیش رو.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...