فقط یک روی سکه ی سلطان سانتیاگو برنابئو

پنج شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۴۵


کریستیانو رونالدو در حال حاضر یکی از دو بازیکن برتر فوتبال در کل دنیا است, اما از طرف دیگر یکی از منفورترین آنها هم هست. شاید این فیلم مستند به اندازه کافی قاطع نباشد, اما قادر است به خوبی پنجره ای به دنیای رونالدو باز کند و توجه را به سمت انسانِ درونی وی معطوف کند و چه بسا قلب ها را به سود وی تسخیر کند.


وقتی رونالدو گل چهارم در بازی پیروزی رئال مادرید در فینال لیگ قهرمانان 2014 را به ثمر رساند, لباس خود را درید و ماهیچه های خود را به نمایش گذاشت همانند یک هالک که حریف خود را از پا در آورده و حریصانه به جان وی افتاده است. این خوشحالی بسیار بی جا می نمود چرا که رئال بازی را قبلاً برده بود و پنالتی رونالدو تنها مثل بزک کردنِ بی خودِ یک پیروزی از قبل به دست آمده می نمود.

وقتی گزارش ها تایید کردند که این خوشحالی پرسروصدا تنها برای یک فیلم بوده - ظاهراً همین فیلم مستند- و او از قبل می دانسته دقیقاً کجا باید برای گرفتن بهترین نما جلوی دوربین قرار گیرد, تنها می توان از بیهودگی حاشیه هایی که این بازیکن بزرگ برای خود ایجاد می کند آهی بلند کشید. با این همه کاری که, فیلم «رونالدو» خوب انجام می دهد این است که اجازه می دهد بیننده وسواس وی را بفهمد, تا به حدی که حتی ممکن است به شخصیت او علاقه مند هم بشود.



در طول این فیلم مستند وی در دقایقی از فیلم در باره ی خود سخن می گوید "مردم می گویند من یک از خودراضی بیشتر نیستم, اما این در واقع قسمتی از موفقیت من است". جایی بین ماشین های اسپورت و گرانقیمت خود و نماهایی از موزه شخصی اش, کاملاً مشخص است که قدرت اصلی رونالدو  همانا تمایل وی به بردن است. کارگردان فیلم آنتونی وانکه و تهیه کننده آصف کاپادیا («ایمی» و «سنا») بیننده را با ظرافت درگیر زندگی فردی و خانوادگی و خودِ شخصیت جذاب رونالدو می کنند.

آدم های دور و بر وی به خوبی پیش زمینه ی وی را توصیف می کنند. ما به الکلی بودن پدر او, نیت مادر وی برای انداختن وی قبل از زایمان, درگیری برادرش با اعتیاد پی می بریم و با خورخه مندز "مدیر برنامه کریستیانو رونالدو" آشنا می شویم. و بعد از همه اینها یک مجرم هم وجود دارد: "مسی". در ابتدا دلخوری و حسرت رونالدو درباره باختن های توپ طلا به مسی کاملاً واضح است, اما این دو پس از دیدار رو در رو چند جوک رد و بدل می کنند و یکدیگر را - در تصویرهایی که پیش از این دیده نشده بود و کاملاً صادقانه به نظر می رسید در آغوش می گیرند.



با توجه به این که رونالدو مردی است که قسمت مشخصات در حساب توئیتر برایش یک حریم  خصوصی محسوب می شود, فیلم «رونالدو» سخاوتمندانه همه چیز را به اشتراک می گذارد, و برای آن زیاده روی در نمایش "فوتبال فلیک" اصلاً مطرح نیست. با وجود این بهترین لحظات فیلم وقتی است که او و پسرش کریستیانو جونیور تنها هستند ("بابا, اون مرد از تو هم گنده تره" -پاسخ رونالدو - "اون فقط قدبلندتره, اما بابا قوی تره"). رونالدو از یک طرف به مشکلاتش با مادرش اشاره ای می کند, و از طرف دیگر چهره ی دلنشینی از خود به عنوان پدر ارائه می دهد که نمی توان آن را دوست نداشت.

آنچه که فیلم فاقد ان است نگاهی عمیق تر به گذشته ی پرتکاپو  و پرتقلای او در زمین فوتبال است. جدا از شکست تیم ملی پرتغال در جام جهانی 2014, هیچ اشاره ای به آن چشمک زدن بدنام رونالدو و ماجرای آن با رونی و سرو صداهای بعد از آن ماجرا نمی شود, به همین ترتیب هیچ ذکری از بهبود سریع و باورنکرنی وی یا داستان قیل و قالش با رئیس باشگاه رئال در کار نیست. به هر حال حتی اگر پیام اصلی فیلم این بود که کریستیانو می خواهد همیشه نفر اول باشد, باز هم بهتر بود که اشاره ای به این نکات می شد. اما به هر حال فیلم به خوبی ما را به دنیای رونالدو جذب می کند. داستان زندگی وی همانند یک موزیک ویویوی بلند دریک - خواننده و آهنگ ساز کانادا یی سبک رپ - است اما به عنوان بیننده به این همه تلاش وی برای رسیدن به آرزوی بزرگ دوران کودکی اش احترام می گذاریم و همین جاست که می توان اندکی خودبینی و تکبر وی را درک کرد. اما سؤال این است که آیا رونالدو واقعاً یک فرد معمولی است؟ جواب این ست که: خیر, هرگز. در واقع همه ی قصد و نیت فیلم هم نشان دادن  همین است. به همین خاطر در انتها شاید بتوان گفت که به او علاقه مند هم شده ایم. 

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...