رستگاری کابویِ یاغی

پنج شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۲

  • نویسنده : بیل گودی کونتز
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : آریزونا رپوبلیک

موضوع فرد ضعیف که دست به ایستادگی و مقاومت در برابر سیستم می زند همیشه داستانی خوب و جذاب در هالیوود بوده است، همین امر در مورد یک فرد متعصب که دست به فراگیری درسهای زندگی می زند و کسب مقبولیت می کند نیز صِدق می­ کند. 

این المانها بخشی از «کلوب دالاس بایرز» هستند، اما فیلم ژان مارک والی به واسطه بازی حیرت انگیز ماتیو مک کاناهی در همه چیز خود استاندارد است. این یک پیروزی برای نقش آفرینی دیگری در رشته بازی های قدرتمند از فردی است که برای مدتی شبیه کسی می ­نمود که ممکن بود یادآور کمدی­ های رمانتیک بد و توقیف شدن برای بازی رقص دمبک لختی افریقایی باشد.

این مساله دیری نپایید. او با سنجش محدودیت­ هایش و پس زدن آنها با بی­ خیالی، در این فیلم فوق العاده است، حتی بهتر از آنچه در نقش­های اخیرش در «ماد» (2012) و «مایک جادویی» (2012) بوده است. این بیشتر شبیه بازیگری که خود را پیدا کرده حس می ­شود تا رستاخیز یک پیکار حرفه ­ای.

مک کاناهی نقش ران وودروف را بر اساس زندگی واقعی یک برقکار و و سوارکار نمایشی که در زمان حیاتش در 1985 در تگزاس می­ زیسته بازی می­ کند. وودروف همچنین یک نژاد پرست، ضد هم جنس گرایی و پارتی رو با روابط جنسی محافظت نشده است و هنگامی که فیلم شروع می ­شود، او به طور مخوفی پوست و استخوانی است به همراه سرفه ای  که نمی ­تواند تکان بخورد.

یک حادثه او را به بیمارستان می­ کشاند، آنجا از یک دکتر می­ شنود که نه تنها دارای HIV مثبت است بلکه ایدز هم دارد. وودروف که صریح اخبار را می­ گیرد همانطور که انتظار می­ رود: از طریق نعره زدن بر ضد هم جنس گرایی به دکترهایش تشر می­ زند و تشخیص ­شان را رد می ­کند. آنها به او می­ گویند که شاید 30 روز برای زندگی وقت داشته باشد. او پاسخ می ­دهد که هیچ چیز نمی­ تواند وودروف را در 30 روز بکشد.

این توضیح که هیچ درمان شناخته شده ­ای برای بیماری وجود ندارد در 1985 غیرمنطقی و نامربوط به نظر می­ رسد. اما وودروف خیلی زود شروع به تحقیق درباره ایدز و درمانهایش می­ کند با همان شوقی که سابقا صرف مصرف مواد و روابط محافظت نشده (هر چه طرب انگیزتر) می­ کرد. یعنی در حالی که دوستانش او را با سرکوفت زدن شدید ترک می­ کنند وودروف به یکباره خودش را در می ­یابد.

اهانت و بیرحمی با در نظر گرفتن آنچه که نثار همجنس گرایان می­ شد یک شوک است و صحت آن یک یادآوری دردناک است.

بیمارستانی که در آن مریضی وودروف تشخیص داده شده بود شروع به آزمایشات انسانی با داروی AZT می ­­کند اما او نمی­ تواند دارو دریافت کند. بنابراین او دارو را از یک خدمتکار بیمارستان می­ خرد و با ولع آن را مثل آب نبات مصرف می­ کند. عوارض مسمومیت ظاهر می ­شود و او را دوباره به بیمارستان می­ کشاند. جایی که او رایان (جارد لیتوی خارق­العاده) یک زن تغییر جنسیت داده که او نیز ایدز دارد را ملاقات می ­کند. بر طبق عادت، وودروف با او با اهانت رفتار می­ کند، اما یک روز زن از کارت بازی مقداری پول از او بالا می کشد و وودروف بر خلاف همیشه دهانش را نگه می­دارد.

بیماری در حال از پای در آوردن او است اما دکتر ایو ساکس (جنیفر گارنر) به وودروف می ­گوید که خود درمانی ­اش حتی کار را سریع تر کرده است. وودروفِ یاغی و سرکش رم کرده (او هیچ فایده­ای برای بیمارستان ها ندارد) و راهی مکزیک می­ شود، جایی که یک پزشک بدنام (گریفین دون) که AZTرا محکوم می ­کند، یک ترکیب از داروها به همراه ویتامین ­ها و مکمل­ ها اختراع کرده که ادعا می­ کند اثر خواهد کرد.

وودروف با تمام وجود وارد آن برنامه می ­شود نه تنها رژیم را شروع می­ کند بلکه شروع به فروختن آن به بقیه مبتلایان ایدز می­ کند، البته DEA (آژانس مبارزه با قاچاق داروی سازمان ملل) و IRS (اداره کل مالیاتی آمریکا)، به این نوع چیزها روی خوش نشان نمی ­دهند، بنابراین وودروف کلوپ خریداران را تحت این عنوان ایجاد می­ کند که: شما می­ توانید داروی مجانی بگیرید اما مجبورید ماهیانه حق عضویت پرداخت کنید. رایان به عنوان شریکش با او همراه می­ شود.

والی عملا از فیلمنامه ی کریگ بورتن و ملیسا والاک یک فیلم با کمی مزاح و شوخ طبعی در می­ آورد (ژست وودروف به عنوان یک کشیش زمانی که داروها را از مکزیک قاچاق می ­کند یک اعتراض است) اما هرگز به ما اجازه نمی­ دهد فراموش کنیم که قمارها به طور مهلکی مرگبار هستند همینطور فراموش نمی ­کنیم که مک­ کاناهی، آن وودروفی که به نوعی تبدیل به قهرمان می ­شود به خاطر دستکاری ماهرانه هالیوود در کاراکتر یا تغییر شکل جادویی داستان نیست. علت آن نومیدی است. وودروف می­ خواهد زنده بماند و می­ خواهد کاری انجام دهد، شانسی به دست آورد و با هرکسی که این اتفاق برایش افتاده تقسیم کند. مک کاناهی این حس را تسخیر می­ کند و سپس آنچه که روی می­­ دهد یکی از بهترین بازی ها و نقش آفرینی های سال است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

Sara Art 2
  • Sara Art 2
  • .
  • ۱۳۹۲/۹/۲۸ ساعت ۱۲:۴۲
  •  20
  • |
  •  10
  • |

    ممنون از فیلم نگاه و سمیرا توکلی بابت نقدهای خوبشون روی فیلمهای خوب و کمتر دیده شده سینما.پ

    سمیرا توکلی
    •  13
    • |
    •  14

      ممنون از شما سارا جون که پیگیر هستید.