ماشین کشتارِ آرنولد در مریخ

یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۱۲


ممکن است افرادی بازی آرنولد شوارتزنگر در «یادآوری کامل» را نادیده بگیرند، که البته من هم فکر می کنم او واقعا بازی نمی کند. اما عملکرد و در واقع نقش آفرینی او یکی از دلایل موفقیت و باورپذیر بودن فیلم است. او در این فیلم یک سوپرمن نیست، هرچند که شبیه یکی از آنها می جنگد و مبارزه می کند. او گیج، سردرگم، هراسان و بی گناه است، مردی که خیانت به شکلی ناخواسته در ساختار واقعی اش سازماندهی و برنامه ریزی شده است. او علی رغم آسیب پذیری اش در «یادآوری کامل» بیش از اندازه خشونت به خرج می دهد، البته در پس زمینه ای از جلوه های ویژه تصویری اغراق آمیز و در عین حال چشمگیر.

در فیلم اکشن و خشونت زیادی وجود دارد، و تقریبا در هر نمایی از فیلم انواع مختلفی از جلوه های ویژه به چشم می خورد. اما فیلم بر اساس داستانی از نویسنده بزرگ داستان های علمی – تخیلی فیلیپ کی. دیک با تمرکز بر یک ایده جالب ساخته شده است: اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد اگر شما می توانستید خاطرات خرید و فروش کنید؟ و اگر تمامی گذشته تان، تا این لحظه از زندگی تان همگی در مغزتان با تجربیات شخص دیگری جایگزین شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به نظر می رسد که این درست همان چیزی ست که برای کواید، کاراکتر شوارتزنگر در «یادآوری کامل» اتفاق می افتد، هرچند که در هیچ زمانی از فیلم نمی توان به طور کامل به کواید اطمینان کرد. ما با او در جهان آینده آشنا می شویم جایی که در یک آپارتمان شیک، مدرن و راحت به همراه یک همسر بلوند، بسیار زیبا و دوست داشتنی زندگی می کند، و هرروز به سر کار می رود، آن هم در شغل ساختمان سازی و تاسیسات. زندگی او همسرش از هر جهت عاشقانه به نظر می رسد اما هرشب رویاها و کابوس هایی درباره مریخ به سراغش می آید که سرانجام باعث می شود در یک آژانس مسافرتی عجیب و غریب که خاطره یک مسافرت خیالی را به جای یک مسافرت واقعی به مشتریانش عرضه می کند، ثبت نام کند.

آنچه که آنها انجام می دهند این است که شما را داخل نوعی ماشین یا دستگاه قرار می دهند و سپس خاطراتِ برنامه نویسی شده را درون ذهن تان می تابانند یا پرتوافکنی می کنند، طوری که خاطراتی که به سراغتان می آید کاملا باورپذیر به نظر برسد: اینکه به مریخ رفته اید و یک سِری جاسوس بازی های خطرناک در آنجا انجام داده اید، و در دام یک زن موموشکی با ویژگی های مورد نظرتان افتاده اید (کواید او را ورزشی، شل و وِل، و موقر و متین توصیف می کند). بعد از آن به نظر می رسد که کواید به مریخ می رود، به عنوان مامور مخفی و یک جاسوس کارهایی انجام می دهد، درگیر عملیاتی ویژه و خطرناک می شود، و در ادامه با زنِ مومشکی و جذاب رویاهایش (راشل تیکوتین) دیدار می کند.

اما آیا این یک حافظه بسته بندی شده است یا یک تجربه واقعی؟ فیلم به طور وسوسه انگیز و جذابی در همه زمینه ها شما را به بازی می گیرد، بخصوص در صحنه ای که دکتر قلابی به همراه همسر کواید (شارون استون) به یکباره در رویاهایش پشت درِ اتاق هتل ظاهر میشوند و سعی در تطمیع و بازگرداندن او می کنند. اینجاست که داستان – رویا شکل می گیرد. مریخ در میان جنگی انقلابی میان نیروهای کوهاگِن، یک افسر مزدور و بسیار زبده (روی کاکس) و یکی گروه کوچک از شورشی ها قرار دارد. یک سری اسرار، و راز و رمزهایی نیز وجود دارد، شامل یک راکتور عظیم و غول آسا که ظاهرا یک میلیون سال پیش توسط بیگانگان در مریخ ساخته شده، و همچنین یک معدن اسرارآمیز که در دست استخراج و بهره برداری از سوی کوهاگِن قرار دارد. و در ادامه زن مومشکی به کواید اعتماد می کند حتی با وجود اینکه کواید او را به خاطر نمی آورد که یک زمانی عاشقانه همدیگر را دوست می داشته اند. «یادآوری کامل» مدام میان نسخه ها و سطوح مختلفی از واقعیت به عقب و جلو می رود، در حالی که در همان زمان پرده سینما با جهانِ باشکوه، و خوش آب و رنگی از آینده با تمامیِ جزئیات پر شده است. سیاره مریخ به رنگ سرخ است و به لحاظ بصری باشکوه و تاثیرگذار به نظر می رسد از جمله ایستگاه مریخ که شبیه میدان تایمز شلوغ، و پر رفت و آمد است. مردم، و مخلوقات عجیب و غریب بسیاری در فیلم وجود دارند، از جمله یک زن رقاصه ی سه پستان و عجیب و غریب، و یک گروه مزدور و آدمکش به رهبری ریشتِر (مایکل آیرونساید).

در فیلم خشونت زیادی وجود دارد که با جلوه های ویژه بر شدت و میزان آن افزوده می شود. حتی در این جهانِ آینده، مردم قادر به استفاده ی بهتر از ماشین و اسلحه نیستند و همچنان اسلحه همان ابزار قتل و کشتار است، هرچند که استفاده از هرنوع سلاح گرم در داخل محفظه و گنبد هوا ممنوع است. در فیلم چند سکانس متوالی و پشت سر هم وجود دارد که کاراکترها به خارج از فضای محفظه و گنبد هوا مکیده می شوند. یک واقعیت انکارناپذیر درباره آدم بدهای این فیلم – مثل خیلی از فیلم های دیگر – در رابطه با مهارت آنها در تیراندازی وجود دارد: گلوله آدم بدها هیچگاه به هدف اصابت نمی کند و هدف گیری شان افتضاح است، و آدم خوب ها هم هرگز مورد هدف و اصابت گلوله قرار نمی گیرند.

علم در سرتاسر فیلم مساله ای مضحک و خنده دار است، به عنوان مثال صحنه ای که در آن کاراکترها بعد از اینکه به خارج از گنبد و محفظه هوا در مریخ پرتاب می شوند، بلافاصله چشم هایشان قلنبه شده و از حدقه بیرون می زند، صورت شان هم شروع به متورم شدن و باد کردن می کند. اما همانگونه که آرتور سی. کلارک در مقاله ای در رابطه با «با اودیسه فضایی 2001» نوشته، "یک انسان حتی در اعماق فضا و در یک حالت خلای کامل نیز منفجر نمی شود".

از آن باور نکردنی تر راکتورهای ساخت بیگانه هاست، اینکه چطور ساخته شده اند، و یا تامین اکسیژن و هوای مورد نیاز مردم مریخ توسط آنها. مسائلی از این دست به اضافه اتفاقاتی که به آنها اشاره شد، تا حدود زیادی بی ربط با «یادآوری کامل» است که بیشتر تلفیقی ست میان ماجراجویی های فضایی و ایده های اصلی داستانِ فیلیپ کی دیک. کارگردان فیلم پل ورهوفن پس از ساخت فیلم پرفروش و موفق «مرد چهارم» (1983) از هلند عازم هالیوود شد و با ساخت «پلیس آهنی» (1987) موفقیتی خیره کننده در سینمای جهان به دست آورد و شهرتی جهانی برای خود دست و پا نمود. او فیلمسازی مجرب و چیره دست است که می تواند به راحتی همذات پنداری تماشاگران را با کاراکترهای فیلمش به دست آورد، حتی با یک داستان اکشن و بسیار خشن شبیه این. شوارتزنگر نقشی اساسی در موفقیت فیلم ایفا می کند. او با غرور و با گام های بلند راه می رود و در طول فیلم نگاهی خشمناک و غضب آلود دارد. او به جای اینکه تنها یک قهرمان سرگرم کننده باشد اجازه داده تا گیج، سردرگم و آسیب پذیز به نظر برسد، که همین مساله باعث قرار گرفتن او در مرکز توجهات، همذات پنداری و همراهی تماشاگران با او در تمام صحنه های فیلم می شود.

در این رابطه بیشتر بخوانید: بررسی تطبیقی نسخه قدیم و جدید «یادآوری کامل» / کالین و آرنولد درباره فرهنگ عامه چه می توانند به ما بگویند؟

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...