یکی از همان فیلم ها

شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۲


فیلم در حقیقت ادای دینی ست به سینمای گنگستری و نشانه بارز آن هم حضور دو تن از بازیگران مشهور این ژانر، دلون و بلموندو است. فیلمنامه «بورسالینو» از دو قسمت تشکیل شده: قسمت اول که تاثیر زیادی هم از فیلم «نیش» (جورج روی هیل - 1973) با بازی پل نیومن و رابرت ردفورد دارد به زندگی دو خلافکار خرده پا می پردازد که طی یک آشناییِ اتفاقی و بعد از یک دعوای کش دار و مضحک ناگهان با هم رفیق می شوند و برای به دست آوردن پول هر کاری می کنند، از شرط بندی روی مسابقه اسب سواری گرفته تا برگزاری مسابقه بوکس و خرابکاری در بازار ماهی فروش ها. در واقع آنها آدم های بی خیالی هستند که ظاهرا دنیا فقط برایشان در زمان حال خلاصه می شود. پول به دست می آورند و بعد هم با آن به خوشگذرانی می پردازند، به هتل می روند یا برای تفریح به خارج از شهر.

تا اینجا آنها دوست داشتنی هستند هرچند بُعد ندارند ولی به هرحال ضدقهرمان هایی هستند که خشونت گنگسترهای فیلم های این ژانر را ندارند و اعمال و رفتارشان لذتی بچه گانه به آدم دست می دهد. موسیقی شاد فیلم هم کمک زیادی به این حس می کند و فضا را تلطیف می کند. اما ناگهان آن دو در مسیر دیگری می افتند و با کشتن یکی از دو تبهکار صاحب نفوذ شهر و خریدن ملک و املاک او و به دست گرفتن کسب و کارش نبدیل به یکی از دو قطب مهم شهر می شوند هرچند در ابتدا تاکید می شود آنها پول چندانی ندارند، مثلا جایی خانم رینالدی به دلون می گوید: "تو پول نداری ولی دنبالش می گردی" و اصلا هم مشخص نیست چگونه آن قدر پول به دست می آورند که پا جای یک گنگستر صاحب نام به اسم پولی می گذارند. کارگردان برای اینکه به زور به ما بفهماند قهرمان هایش تبدیل به آدم های صاحب نامی شده اند چند سکانس را به زور در فیلم جا می دهد، مثلا جایی که آن دو با وکیل از خیابان عبور می کنند بچه ها دور و برشان بالا و پائین می پرند و یا بعد از اینکه اداره پلیس بیرون می آیند خبرنگارها دور و برشان را می گیرند.

قسمت دوم فیلم شبیه دیگر فیلم های این ژانر می شود یعنی کشمکش و جدال بین گروه های مختلف، انتقام و انتقام گیری. شخصیت ها دیگر جذابیت قسمت اول را ندارند هرچند بازی دلون و بلموندو تغییر محسوسی نمی کند. دلون در این قسمت هم مثل قسمت اول فیلم و سایر فیلم های این گونه اش تبهکار خونسردی ست که آرام سیگار می کشد. اما جنس بازی بلموندو هم خیلی شبیه دلون است مثل دو روی سکه. با وجود این بازی های تکراری، روان و یکدست بودنش آن را قابل تحمل می کند.

«بورسالینو» نه فیلمنامه قرص و محکمی با فراز و نشیب و گره های مناسب دارد و نه کارگردانی قابل توجهی. همه چیز در یک سطح معمولی ست و از آن هم بالاتر نمی رود. حتی ادا و اصول هم ندارد که می خواهد نگاهی جامعه شناسانه یا روانشناسانه داشته باشد. خودِ فیلم داد می زند فیلمی ست تجاری به قصد فتح گیشه، و از تمام امکانات تا آنجایی که توانسه برای رسیدن به این هدف استفاده کرده است. به همین دلیل هم در سال 1974 دنباله ای بر این فیلم تحت عنوان «بورسالینو و دوستان» ساخته می شود. با وجود این و حتی با وجود بعضی از نقص های فیلم از جمله بعضی سکانس های طولانی و خسته کننده اش، روانی و یکدست بودن ساختارش آن را قابل تحمل و دیدنی می کند و فیلم روی اعصاب آدم دوی ماراتن نمی دهد گرچه بعد از دیدن فیلم چیزی به دست نمی آوری ولی چیزی هم از دست نمی دهی. در واقع دو ساعت فیلم می بینی و بعد بدون هیچ اتفاق خاصی سالن را ترک می کنی و این بزرگ ترین امتیاز فیلم است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...