مردان ایکس علیه مردان ایکس

شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۱

  • نویسنده : کریس ناشاواتی
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : اینترتینتمنت ویکلی

روی کاغذ، فیلم برایان سینگر «مردان ایکس: آپوکالیپس» به ظاهر درباره ی موجودات فوق جهش یافته ی باستانی است که گناهان بشیریت و نسل جدیدی که در آغوش سرنوشت می روند را پاک می کنند. اما روی پرده، فرنچایزی است که یک قدم بزرگ به عقب برداشته است. بعد از دو نسخه ی سرزنده ی «درجه یک» (2011) و «روزهای گذشته ی آینده» (2014) انتظار بیشتری از این فیلم می رفت. اما «آپوکالیپس» با تعداد زیادِ کاراکترهایش و روایتی که به ضعیف ترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده، بسیار درهم برهم و آشفته بنظر می رسد.


همانطور که طرفداران «مردان ایکس» از بعد «روز های آینده ی گذشته» می دانستند، این بار "بد من" فیلم «آپوکالیپس» خواهد بود- اولین جهش یافته ی دنیا، که همچون خدای نیل بیش از 5000 سال بر مصر باستان حکمرانی کرده است. و این دقیقاً جایی است که فیلم سینگر با تصویری شوم از هرم های قله طلایی، قربانی کردن سنتی آدم ها و خواندن سروده ها و بیان کلمات به سبک جوانی های شرلوک هلمز آغاز می شود. آپوکالیپس که همچون تلفیقی است از دکتر منهتن در «نگهبان» (2009) و شخصیت اسپکتر ( که عکسش روی جعبه خوراکی ها دیده می شد) و هیچ شباهتی هم به بازیگر توانمندی مثل اسکار آیزاک که غرق در گریم شده، ندارد، آگاهی و توانایی های فراوان خود را به بدن قربانی که توسط گروهی شورشی بیهوش شده، منتقل می کند و در سال 1983 بیدار می شود.



وای خدا، دوره ی ریگان. دوره ای که جنگ سرد بین حق و باطل به نسبت قابل تشخیص تر از درگیری های بین گروه های جهانی «مردان ایکس» است. یک سوم ابتدایی فیلم صرف معرفی شخصیت های جدید می شود. جهش یافته هایی مثل تای شریدان در نقش سایکِلاپس، سوفی ترنر در نقش جین گریِ فکرخوان، کُدی اسمیت در نقش تئوتانیکِ شبگرد و اولیویا مان در نقش سایلاک که دست شمشیری درخشان و گل آویزی دارد. بعضی از این کاراکترهای جدید برای حق می جنگند (تیم "اگزاویه") و دیگران برای باطل (تیم "آپوکالیپس")، که برای کسانی که اخیراً به دیدن اثر جنگ جهانیِ جدید مارول، «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» نشسته اند بسیار آشنا به نظر می رسد.



چهره های اشنا نیز همه بازگشته اند اما آخر تا کی باید شخصیت جنیفر لارنس و مایکل فاسبندر از طریق ملالت پنهان صورتشان معرفی شوند.حداقل جیمز مک آووی در نقش اگزاویه، که انگار بدترین سر درد دنیا را تحمل کرده، دستش را از پیشانی اش برمی دارد و چند جمله ا ی را سرسری می گوید. با رسیدن آپوکالیپس، رفقای اگزاویه وارد عمل می شوند تا قبل از این که دیر شود مانع اتفاق افتادن حادثه ای در حد جنگ جهانی بشوند (بله در حد جنگ جهانی! با این حال هیچ حادثه ی خطرناکی احساس نمی شود) به نظر من بخشی از مشکل این است که آپوکالیپس چندان به عنوان دشمن جالب در نیامده است. با پوستی همچون پوست خزندگان، رنگ آبی متمایل به سبز و بالاپوش کبرایی اش در تلاش است تا "مردان ایکس" زیادی را به سمت تاریک وجودی شان بکشاند. او همچون طاعون بی رحم است.



مشکل دیگر این است که سینگر دائماً از یک پیرنگ فرعی به دیگری و از صحنه ای به صحنه ی دیگر کات می کند انگار که قصد دارد مانع درگیر شدن تماشاگران با خط داستانی یا شخصیت ها شود. هیو جکمن در نقش وولورین حضور کوتاهی در یک صحنه دارد و سپس جدا می شود – ظاهراً به این خاطر که ما او را قبل از کار اصلی اش فراموش نکنیم. با بی سلیقگی، آپوکالیپس مَگِنتو را به آشویتز باز می گرداند (مکان مقدسی که داستان تراژدیک وی در کودکی اتفاق افتاده) و واقعاً اشتباه به نظر می رسد. آنقدر بد که وقتی فاسبندر می گوید: "نباید من رو به اینجا می آوردی!!" آدم می خواهد سوت بزند و تشویقش کند.



با این حال فیلم آنقدر هم بد نیست. تعداد لحظات سرگرم کننده ای هم در فیلم وجود دارد، مثل اشاره ی کنایه داری که به نسخه ی ضعیف «مردان ایکس 3» زده می شود. اجرای ترنر در نقش جین گری درست و قابل قبول است و ایوان پیتر هم که هنوز به خاطر ویدئو موزیک “رویاهای شیرین" شناخته شده هست توجه ها را به خود جلب می کند. با همه ی این تفاسیر، «آپوکالیپس» مردان ایکسِ درجه سه ایی است و در دورانی می آید که استودیو ها و کارگردان ها برای عقب نماندن از بازی باید در بهترین حالت خود باشند. ما کلیشه های این ژانر را آنقدر بلد هستیم که نخواهیم به دیدن فیلم متوسط و وقت گیری یرویم. ما تفاوت بین یک اثر کلاسیک و اثری ضعیف را درک می کنیم. «آپوکالیپس» خیلی هم فیلم ضعیفی نیست اما فیلمی است که از هر چیز در آن زیادی دیده می شود به جز نو آوری، خلاقیت و سرگرمی.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

حامد ستاری
  •  4
  • |
  •  6
  • |

    اصلا در حدواندازه فیلم قبلی نیست. من "روزهای گذشته آینده" رو خیلی دوست داشتم.