آنها قوی هستند، ولی ما قوی تریم

جمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰


دنباله ی تریلر حادثه ای «المپ سقوط کرده» (آنتوان فوکوآ – 2013)، با همان بازیگران و همان خط داستانی، هیچ چیز اضافه بر آن ندارد، اما یک نکته ی کنجکاوی برانگیز برای ما دارد که کارگردانش ایرانی است. بابک نجفی چهل ساله، در یازده سالگی با خانواده اش به سوئد مهاجرت کرده، بین سالهای 1998 تا 2002 در انستیتوی دراماتیک سوئد درس مستندسازی خوانده و چند فیلم هنری کوتاهش موفقیت هایی در داخل و خارج و سوئد به دست آورده، اما نخستین فیلم بلندش یک تریلر صددرصدی هالیوودی است. البته به عنوان یک دستاورد حرفه ای، ساخت چنین فیلمی در دل جریان اصلی سینمای تجاری آمریکا به عنوان فیلم اول، موفقیت بزرگی برای کارنامه ی فیلمساز می تواند تلقی شود، اما به نظر می رسد که نجفی از این فرصت استفاده ی مناسبی برای محکم کردن جای پایش نکرده است. از سکانس های اکشن فیلم پیداست که نجفی درس های لازم را از سینمای آمریکا گرفته و پرداخت این سکانس ها در سطح بالای اکشن پردازی این سینماست، اما بی توجهی به شخصیت پردازی و جزییات داستان و غنای فیلمنامه باعث شده این فرصت از دست برود و فیلم به علاوه بر فروشی معمولی، در بازتاب های انتقادی هم با اظهارنظرهای منفی روبه رو شده است.



نجفی در «لندن سقوط کرده»، مو به موی الگوی «المپ سقوط کرده» را تکرار کرده. در فیلم آنتوان فوکوآ، فیلمساز پنجاه ساله ی سیاهپوست آمریکایی، تروریست ها به کاخ سفید حمله می کنند و با وجود خسارت ها و تلفات بسیاری که به بار می آید، آمریکایی ها موفق می شوند به مدد یک رییس جمهور شجاع و بزن بهادر، و محافظ رویین تن و جان برکف اش از این مهلکه نجات پیدا کنند. در فیلم بابک نجفی هم هرچند رویدادهایش در لندن می گذرد، اما باز هم قهرمانان فیلم آمریکایی ها – همان رییس جمهور و همان محافظ – هستند. گرچه بر خلاف «المپ سقوط کرده» که کل ماجراهایش در کاخ سفید می گذشت، این بار صحنه ی رویدادها گسترده تر است اما هیچ ظرافتی در این حادثه ها، این آدم ها و روابط شان نیست. همه چیز بر مدار کلیشه های کهنه می چرخد. مایک بنینگ در انتظار تولد فرزندش است که باید به این ماموریت برود و با پخش تلویزیونی گزارش های لندن، همسرش در آمریکا – به قول قیصر – "دل ناگِرون"ش می شود، همین! یا نحوه ی کشته شدن مدیر امنیتی رییس جمهور در سقوط هلیکوپتر. در حالی که در سالهای اخیر تریلرهایی دیده ایم که علاوه بر خوب از کار درآوردن صحنه های اکشن، ظرافت های بسیار در داستان پردازی و پیچش های داستانی و فراز و فرودهای شخصیت ها و تحول روابط آنها هم داشته اند (نمونه ی درخشانش سریال «24»)، اما بابک نجفی در «لندن سقوط کرده»، فقط روی همان ظاهر ماجراها تمرکز کرده است.



فیلم هایی از نوع «المپ سقوط کرده» که حاصل دوران پس از واقعه ی "یازده سپتامبر" است و در زیرمجموعه ی "سینمای فاجعه" است، تلاش می کند ابعاد فاجعه و خطرِ تهدیدگر را هرچه می توانند بزرگ تر کنند که در نهایت، غلبه بر آن دلپذیرتر باشد. در «لندن سقوط کرده»، به درستی نمی دانیم که با وجود آن همه اقدام ها و تدبیرهای امنیتی همه قدرت های غربی، با آن همه امکان و تجهیزات تکنولوژیک و آن همه نیروی امنیتی، چگونه تروریست ها با امکانات به مراتب محدودترشان می توانند چنان عملیات بزرگی را برنامه ریزی و اجرا کنند و تا آستانه ی پیروزی هم برسند. همین جوری کلی باید بپذیریم که آنها خیلی قوی و باهوش و مجهز هستند، تا پیروزی بر آنها لذت بخش تر شود، چون ما قوی تریم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ناصر علیزاده
  •  13
  • |
  •  21
  • |

    فیلم به لحاظ صحنه های اکشن عالی بود. با فیلم هایی که توش می زنن پدر این تروریست ها رو درمی یارن خیلی حال می کنم. تو این فیلم پدرشون درامد اما بدجور پدرشون رو سوزوندن و جروااجرشون کردن.

    اویتسا افشارطوس
    •  15
    • |
    •  19
    • |

      حتما اسم قسمت های بعدی این فیلم هست: برلین سقوط کرده، پاریس سقوط کرده، پکن سقوط کرده و الی آخر.

      Pedram
      • Pedram
      • .
      • ۱۳۹۵/۹/۲۷ ساعت ۵:۲۸
      •  17
      • |
      •  15
      • |

        تنها نکته مثبت فیلم بازی خیلی خوب باتلر و حضور یک کارگردان ایرانی پشت دوربینه. وگرنه هیچ تفاوت آنچنانی با "المپ سقوط کرد" نداره.