کمدی هوشمندانه ی تیم رویایی کوین هارت و دواین جانسون

شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۲۱

  • نویسنده : جاستین چانگ
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : لوس آنجلس تایمز

هرطور حساب کنید «اطلاعات مرکزی» احمقانه به نظر می رسد، اما اندکی هوشمندانه تر از آن چیزی است که انتظارش را دارید. این فیلم دو ژانر ناسازگار اکشن و کمدی را که این روزها در هالیوود رواج دارد، با هم ترکیب کرده است با این وجود همانند ترکیب آب و نفت ناسازگار به نظر نمی رسد بلکه بیشتر شباهت به آب و تینر رنگ دارد. «اطلاعات مرکزی» حس نوستالژی فیلم های ماجرایی دونفره را دارد که یک ماجرای تریلر-جاسوسی غیرقابل کنترل و رابطه ی نزدیک و احمقانه ی دو نفر متضاد با هم را به نمایش می گذارد. فیلم آن گونه که به نظر می رسد از هم گسیخته و آشفته نیست و در هر سه داستانی که تعریف می کند، داستان آن بر اساس کم اعتمادی و احساس ناامنی مردانه شکل می گیرد. اما به جای آن که در این احساسات مردانه و به طبع آن این محتوای ضدزنانه ای که از فیلم برداشت می شود غرق شود، به فیلم جلوه ی شیرین و مطبوعی بخشیده است.


این اتفاق تقریبا ناشی از حضور ستاره های فیلم است، رابطه ی عالی و دوست داشتنی میان کوین هارت و دواین جانسون - مانند این است که یک جوجه تیغی نقش مقابل یک یخچال را بازی کند - ظاهراً بدون نگاه به گذشته و مرور فلاش بک ها، غیرقابل تعریف است. هارت تا کنون تجربه بازی با آیس کیوب، جاش گَد، ویل فرل و باز هم آیس کیوب (که نقش این یکی غیرقابل چشم پوشی است) را داشته است و تا کنون تجربه همکاری با تخته سنگِ کوه مانندی که سابق با نام "راک" شناخته می شد، نداشته.

خوشبختانه نکات بیشتری درباره ی این دو نفر غیر از اختلاف قد 13 اینچی شان در خلال فیلم وجود دارد (شوخی جانسون زمانی که سعی می کند یک دست لباس راحتی در قدوقواره ی کوین هارت را به تن کند بسیار دیدنی است). مطمئناً هر نویسنده ای نمی توانست تضاد شخصیتی بین این دو نفر را به این خوبی به تصویر بکشد، که البته با بازی جذاب بازیگرانش تکمیل شده است. هارت شخصیتی خوش طینت و منطقی دارد در حالی که وظیفه ی جانسون به دوش کشیدن بار کمدی فیلم است. این محصول ایده ی احمقانه ای روی کاغذ دارد که در اجرا به طرز اعجاب آوری هوشمندانه و جذاب از آب درآمده است (نویسندگان فیلمنامه آیک بارینهولتز، دیوید استاسِن و کارگردان فیلم مارشال تربر هستند).



هارت نقش کلوین را بازی می کند. حسابداری که علاقه ای به جشن 20 سالگی ملاقات پس از دبیرستان ندارد. او زمانی زیرک ترین و سرشناس ترین شخص دبیرستان بود و اکنون با همکلاسی سابقش دانیل نیکولِت ازدواج کرده و زندگی خوبی دارد. اما اکنون آن گونه نیست که زمانی همکلاسی هایش لقب "موفق ترین" را به او داده بودند. اما آن موقع اعضای مدرسه با رابی (جانسون) ارتباط خوبی نداشتند. او در آن زمان یک پسربچه ی چاق و گنده بود که از سوی هم مدرسه ای ها طرد شده بود و آخرین بار در باشگاه مدرسه توسط همکلاسی هایش عریان شده بود و خلاصه به سوژه ی خوبی برای دست انداختن تبدیل شده بود. در آن زمان کلوین تنها فردی بود که از رابی حمایت کرد و رابی هیچوقت این حرکت او را از یاد نبرد. بیست سال بعد آنها همدیگر را ملاقات می کنند در حالی که رابی اکنون وزن کم کرده، با حجم زیادی از عضلات و لبخندی بر لب، امیدوار است دوباره بتواند با کلوین رابطه ی دوستی خود را احیا کند.

فیلمنامه گاهی اوقات قابل پیش بینی و به طرز عجیبی شلوغ و شتاب زده می شود. برای مثال اطلاعاتی از این ارائه نمی دهد که چگونه رابی، که اکنون خود را باب نامیده است، تبدیل به یک مامور سرکش و یاغی سازمان سیا شده است و اکنون شدیداً به مهارت های دیوانه وار حسابرسی کلوین نیاز دارد تا به هدفش نزدیک شود یا این که بیننده تعجب می کند که چرا باب، کلوین را به هزارتوی دسیسه و خیانت می کشاند تا جایی که مجبور می شوند از دست سازمان (با رهبری عالی امی رایان، یک شخصیت ظالم و خونسرد) فرار کنند با اتهام این که باب همکار خود را به قتل رسانده است.



از این مهم تر، داستان را لو نداده ام اگر بگویم باب در اکثر مدت زمان فیلم یک تی شرت زیبا با نقش اسب تک شاخ پوشیده است یا دستگاه جاسوسی پیشرفته ای در کیف کوچک آویزان به کمربندش دارد (تغییر لباس های جذاب او نکته ی قابل اتکای طنز فیلم است). جانسون احتمالاً از این شخصیت کمدی که میان نقشش در مجموعه فیلم های «سریع و خشمگین» ایفا کرده لذت برده است، اما او اینجا نقش کاراکتری غیرمعمول را بازی کرده که حتی احتمال وجود دنباله ای برایش هست. یک ماشین کشتار حرفه ای مخفی که ذاتاً انسانی خجالتی، حساس و دارای آسیب های روحی مربوط به دوران دبیرستان است. مارشال تربر، سازنده ی کمدی «داجبال: داستان واقعی یک تو سری خور» (2004) -داجبال نام نوعی ورزش است- و کمدی نه چندان خنده دار «ما میلرها هستیم» (2013)، در به تصویر درآوردن شخصیت های غیرمعمول و رانده شده موفق عمل کرده است. به نظر می رسد او درک کرده که کنترل هارت آسان است؛ البته نه هنگامی که به طرز دیوانه واری حرف می زند، بلکه هنگامی که کاراکتر او خصوصیاتی زیرکانه دارد. و می داند که می تواند لحظات عصبانیت هارت روی مونولوگ های بداهه ی او حساب کند.


شاید کلیدی ترین نکته ی «اطلاعات مرکزی» شوخی های کلامی کلوین و باب است که به نوعی یک تحسین متقابل به نظر می رسد. این دو نفر واقعاً با هم چفت و جورند و حتی می توان گفت که از شخصیت یکدیگر برای هم بُت ساخته اند. به همین دلیل می توان تعریف های آنها از هم را بیشتر تعارف نامید تا توهین. دیالوگ هایی مانند: "تو مثل جیسون بورن می مونی که شلوارک پوشیده" یا "تو مثل نسخه ی کوچیک شده ی دنزل (واشنگتن) می مونی! ".

این نکات، یک لحن لذت بخش را به این فیلم بخشیده است، و منجر به این شده که حتی صحنه های غیرمنطقی هم خنده دار و سرگرم کننده باشند. استیو (رایان هانسِن) همکار آزاردهنده ای است که در دنیای هشتگ ها سیر می کند. جیسون بیتمن استاد بازی در شخصیت های اجتماع ستیز با آن لبخند خاصش، به عنوان دشمنِ رابی در دبیرستان حضور کوتاهی دارد.



من نمی توانم با خشونت موجود در صحنه ی تیراندازی در محل کار کلوین کنار بیایم؛ به دلایل مشخصی دیدن منظره ی یک دفتر کار که گلوله باران شده و غیرنظامی ها برای پناه گرفتن خود را به آب و آتش می زنند، برای من قابل قبول نیست (حتی اگر هارت، جانسون و کمپانی سازنده مهمات درگیری را به چاقو و قوری قهوه تغییر داده باشند). به علت زمان بندی نادرست یا شاید اشتباهات گروه فیلمسازی، حتی در شرایط ایده آل هم نمی توان بعضی از شیطنت ها و شوخی های سطح پایین «اطلاعات مرکزی» را که جزو نکات منفی آن هم هست، قابل قبول دانست. اما خوشبختانه این لحظات گذرا هستند و صحنه های سرگرم کننده بیشتری وجود دارد. وقتی فیلم "جانسون" و "هارت"ی دارد که به درستی از آنها استفاده می کند، می توان از ضعف های آن چشم پوشی کرد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

Pedram
  • Pedram
  • .
  • ۱۳۹۵/۹/۲۷ ساعت ۵:۲۹
  •  3
  • |
  •  5
  • |

    یکی از چند کمدی خوب و آبرومند امسال بود.

    کیومرث تاج
    •  2
    • |
    •  6
    • |

      نظرم بعد از تماشای فیلم درباره کوین هارت و دواین جانسون تا اندازه ای عوض شد. هارت توی این فیلم کمدین فوق العاده ایه و راک هم نشون داد که استعاد بازیگری داره.

      فرهاد بهرامی
      •  6
      • |
      •  3
      • |

        فیلم خیلی بامزه و سرگرم کننده ای بود. خیلی خندیدم.