بورن، تحت مدیریت جدید

جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۱


«میراث بورن» داستان مردی ست که به مقداری دارو نیاز دارد و تمام زمان فیلم صرف به دست آوردن این دارو می شود. این دارو به ظاهر داروی خوبی ست. با شروع فیلم او را به شکل برهنه در اعماق یک رودخانه یخزده در آلاسکا می بینیم، او به زیر آب رفته تا یک استوانه مهر و موم شده را از کف رودخانه بیرون آورد. سپس تعدادی قرص آبی و کمی قرص سبز می خورد، در کنار شعله های آتش یک پتوی حرارتی به دور خودش می پیچید، و پس از آن کوله پشتی خود را می بندد و برای عبور از یک رشته کوه مرتفع عازم سفر می شود، و در راه با گله ای از گرگ های گرسنه می جنگد. برخی از صحنه های کوهنوردی شامل صعود از صخره هایی دیوار مانند با شیبی بسیار تند و بدون استفاده از وسایل کوهنوردی، طناب و یا میخ می شود.



آرون کراس یک ابرقهرمان نیست. او هم مثل جیسون بورن یک مامور اطلاعاتی ست که باید برنامه ای را به سرانجام برساند. یک پروژه مخفی اطلاعاتی در آمریکا مربوط به اصلاح و تغییرات ژنتیکی بدن انسان ها در حال اجراست که در طی آن می توان مامورانی با قدرت ذهنی، روحی و جسمانی فوق العاده ساخت که دارای مهارت های ویژه و خلاقیت های بسیار هستند.

نقش کراس را جرمی رنر با همان تمرکز و شجاعتی که در «مهلکه» (کاترین بیگلو-2008) از خود نشان داده بود بازی می کند. از آنجا که تا مدت زیادی از فیلم هیچ اشاره ای به اسم او نمی شود و همچنین از آنجا که همه مدام تکرار می کنند "بورن هنوز زنده است" و چون من هنوز تریلر و آنونس فیلم را ندیده بودم، گمان می کردم که شاید رنر نقش بورن را بازی می کند اما بالاخره و خوشبختانه تصویری از جیسون بورن با قیافه مت دیمون به عنوان یک فرد تحت تعقیب نشان داده می شود که همه چیز را روشن می کند.



زمان قابل توجهی از فیلم در ساختمان مرکز فرماندهی واقع در منهتن که مرکز کنترل و اجرای این برنامه است، می گذرد. اینجا مکانی شلوغ و پر رفت و آمد با تعداد زیادی کامپیوتر و وسایل ارتباطی ست که ظاهرا ساکنین آن می توانند به هر دوربین نظارتی در سراسر دنیا دسترسی داشته باشند. در این اتاق با طراحان کارکشته و نابغه این برنامه آشنا می شویم، کهنه سربازانی بی رحم و ترسناک که نقششان توسط اسکات گلن، آلبرت فینی و استیسی کیچ، و به سرپرستی ادوارد نورتون اجرا می شود. آنها سالهای زیادی را صرف سر و کله زدن و متقاعد کردن چهره های سیاسی و سازمان های عریض و طویل تجاری، و بسط و توسعه سازمان جاسوسی شان کرده اند. و حالا این افراد تصمیم گرفته اند به این برنامه پایان دهند و این کار را با دادن یک قرص مثلثی زرد رنگ به ماموران ویژه شان در سراسر دنیا انجام می دهند. این قرص باعث خونریزی داخلی و مرگ آنها می شود. و جالب اینکه این خونریزی همیشه هم از سوراخِ راستِ بینی قربانی اتفاق می افتد.



بعد از این که کراس در آلاسکا از یک هواپیمای بدون سرنشینِ مجهز به موشک که مخفیگاه او را مورد هدف قرار داده، فرار می کند بار دیگر با گرگها روبرو می شود و باز هم بر آنها غلبه پیدا می کند. او در ادامه با دکتر مارتا شرینگ (ریچل وایز) که یک دکترای شیمی و دو فوق دکترای پژوهشی دارد تماس می گیرد. این خانم دکتر همه چیز را درباره قرص ها می داند و می تواند هم خودش و هم او را از مخمصه ای که در آن گرفتار شده اند، نجات دهد. یکی از بهترین صحنه های خشن فیلم در محل کار دکتر شرینگ اتفاق می افتد، جایی که یکی از تکنسین های آزمایشگاه با بازی ژیکو ایوانِک نقش مهمی در آن و ایجاد درگیری ایفا می کند. سپس کراس و شرینگ در یک تلاش و جستجوی نومیدانه سر از مانیل پایتخت فیلیپین در می آورند. مانیل جایی ست که لابراتوار اصلی تولید داروها در آنجا قرار دارد. زمان زیادی به کاراکتر ریچل وایز در این فیلم اختصاص داده شده، چرا که معمولاً در فیلم های اکشن این همه به زنها پرداخته نمی شود. جالب این که حتی از جذابیت های جنسیِ او هم استفاده نشده، اما به هرحال بازی قدرتمندانه او در همه حال با اجرای جرمی رنر برابری می کند.

این داروها از ویروسی ساخته شده اند که باعث تغییرات اساسی در ژنِ افراد می شوند. شما می توانید این داروهای نیروزا را به فواصل زمانی معینی مصرف کنید اما با ادامه این روند شما دیگر به مصرف آن معتاد می شوید و این درست همان چیزی ست که کراس به دنبالش است. او به داشتن عضلات و ماهیچه های فوق العاده و همینطور قدرت و آمادگی بالای ذهنی معتاد شده است. می توان مزایای دیگر قرص ها را هم حدس زد؛ طبق برداشت من کراس در طول فیلم نه چیزی می نوشد و نه چیزی می خورد.



«میراث بورن» دائم در لجظه، در جا می زند. مشکل فیلم این است که لحظه های اضافی زیادی دارد که با یک تدوین مجدد می توانست تا اندازه ای حل شود. من به صراحت اعتراف می کنم که حداقل تا 30 دقیقه ابتدایی فیلم هیچ ایده روشنی از اتفاقات فیلم نداشتم. دیالوگ های فیلم کوتاه است، فیلمبرداری بازدارنده است، و داستان فیلم سرهم بندی شده، آشفته و مبهم است.

سه نوع صحنه تعقیب و گریز بزرگ در فیلم وجود دارد: با ماشین، پارکور، و با موتورسیکلت. با پارکور که حتما آشنایی دارید، هنر پریدن و دویدن از دیوار و حرکت از روی سقف خانه ها که ظاهرا به مدد استفاده از قرص ها آن را برای کراس سهل و ساده کرده است. تعقیب و گریز با موتور در مانیل هم بعد از اینکه کراس و شرینگ یک موتوسیکلت می دزدند اتفاق می افتد؛ پلیس به دنبالشان می رود و یک پلیس مخفیِ مصمم با عینک تیره خلبانی بدون هیچ دلیل قانع کننده ای به شکل مصرانه ای به تعقیب آنها می پردازد. از آنجایی که او حتی یک کلمه هم دیالوگ ندارد، غیرممکن است که حدس بزنیم آیا او می دانسته که کراس و شرینگ چه اشخاص مهمی هستند یا نه. اما او درست مثل شخصیت "خرگوش نیروزا" تنها به کار خود ادامه می دهد و به دیگران کاری ندارد.



این صحنه تعقیب و گریز خیلی طولانی ست، آنقدر طولانی که دو بار نزدیک بود خوابم ببرد. این تعقیب و گریز به همه جا کشیده می شود: بالای پله ها، پائین پله ها، در بزرگراه و... و باعث چند تصادف خطرناک می شود. از همه اینها که بگذرید باید به تدوین نا امیدکننده و بدِ آن اشاره کنم. تدوین به شکلی ست که قسمت های اکشن را می بینید اما کل تصویر را ندارید. من در شگفتم که تا کی قرار است اسم "بورن" بر روی این مجموعه باقی بماند. به هرحال بورن هنوز زنده است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

کیومرث تاج
  •  13
  • |
  •  20
  • |

    سکانس تعقیب و گریز در بزرگراه و صحنه دوئل دو موتورسوار در بازارچه فوق العاده ست. اما بقیه فیلم خیلی معمولی و حتی خواب آوره.

    فرهاد بهرامی
    •  11
    • |
    •  16
    • |

      جرمی رنر عالی هست اما هر کاری هم بکنه باز هم به نمی تونه جای بورن رو بگیره.