- نویسنده : دبورا یانگ
- |
- ترجمه : ساناز فرهادپور
- |
- منبع : هالیوود ریپورتر
اصغر فرهادی که پس از میان پرده ی فرانسوی اش در «گذشته» به ایران بازگشته و کندوکاوش در سویه ی تاریک روح آدمی را ادامه می دهد؛ ا استفاده از درونمایه ی تهاجمی مضطرب کننده که عطش مهارناپذیر شوهری جوان به انتقام را برمی انگیزد. فیلم فاقد پیچیدگی اجتماعی حیرت انگیز فیلم اسکاری او، «جدایی نادر از سیمین» است. چرخ دنده های داستان در آن چندان پنهان نیستند و حسی از حساب شده بودنِ درام باعث شده بخش هایی از فیلم خسته کننده باشند. اما ضربه های نهایی فیلم در قالب پایان کوبنده ی آن که مخاطب را در تب و تاب و نفس زنان باقی می گذارد باعث می شود همه ی آن کاستی ها را نادیده بگیریم.

در این نقطه دیگر تردید چندانی باقی نمانده که کار فرهادی، انقلابی در سینمای نوین ایران به پا کرده و آن را از مسیر بارها پیموده شده ی رئالیسم و بازتاب دادن خویشتن که کارگردان هایی مثل عباس کیارستمی و محسن مخملباف پیشگامش بودند جدا کرده و در مسیری تازه و فوق العاده دراماتیک و تئاتری قرار داده است. «فروشنده» این گرایش را به حد غایی اش می رساند و حتی نمایشنامه ای را هم در درون داستانش در باب غرور جریحه دار شده و انتقام می گنجاند. گرچه بار دیگر اختلاف های اجتماعی در ایرانِ مدرن، نقشی حساس در درام و انعکاس های آن در زندگی شخصیت ها ایفا می کند اما آنجا دیگر این عنصر به اندازه ی «جدایی نادر از سیمین» و پیش از آن «چهارشنبه سوری» که تقابل اجتماعی قدرتمندی در آنها میان صاحبکار و خدمتکار در قالب تعامل میان افرادی از طبقه ی بالا و طبقه ی فرودست وجودداشت درگیرکننده و جذاب نیست. در اینجا آنچه بیش از همه در مهلکه قرار می گیرد کاستی های روانی و خلاءِ اخلاقی شخصیت های اصلی است.

صحنه های پایانی فیلم، گروه تازه ای از شخصیت ها را معرفی می کنند که در این میان، فرید سجادی حسینی فراموش نشدنی است. طراحی صحنه ی کیوان مقدم هم در دو آپارتمان، چشمگیر است.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...