- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
«نیمه ماه مارس» تصویرگر حقیقتی بدیهی ست که اذعان می کند که هیچ چیز مثل سیاست ارزش ها و ایده آل ها را لجن مال نمی کند. تاسف برانگیزترین نکته در مورد این تراژدی آمریکایی آن است که در سیاست هرگونه خیانت یا تغییر موضع در صورتی که هدف را توجیه کند قابل قبول و پذیرفتنی ست. داستان و رویدادها آنقدر واقعی و ملموس به نظر می رسند که اگر نماها را به سبک درام نمی ساختند، فیلم به راحتی به یک اثر مستند تبدیل می شد. در واقع مسائل پشت پرده و حقه ها، و زدوبندهای کثیف سیاسی همانطور هست که نشان داده می شوند، نه آن گونه که باید باشند. «نیمه ماه مارس» فیلمی ست به شدت سیاه و بدبینانه که با توسل به همین بدبینی اش سرانجام به کشف حقیقت نائل می شود.

عنوان فیلم به تاریخ قتل ژولیوس سزار و یکی از عناصر تقویم روم باستان اشاره دارد. «نیمه ماه مارس» به یک تاریخ خاص اشاره دارد. در واقع نیمه ماه مارس همان 15 مارس است، تاریخی که قرار است رویدادهای مهمی رقم بخورد. این تاریخ، روز انتخابات درون حزبی ایالت اوهایوست که فرماندار مایک موریس (جورج کلونی) منتظر است با برنده شدن در آن و در ادامه انتخابات درون حزبی سراسری نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری آینده شود.
افرادی که قرار است او را در این راه کمک کنند، مدیر ستاد انتخاباتی اش پل زارا (فیلیپ سیمور هافمن) و مشاور و استراتژیست ارشدش استفان مه یرز (رایان گاسلینگ) هستند. استفان در کار خود شخصیتی محبوب است که آینده ای درخشان در پیش روی دارد، استعدادی درخشان که رئیس ستاد انتخاباتی حریف، تام دافی (پل جیاماتی) آرزوی داشتن او در کنار خود دارد. اما در اینجا همه چیز به برنده شدن در یک رقابت انتخاباتی سالم در اوهایو خلاصه نمی شود بلکه پای مسایل سیاسی دیگری نیز در میان است. به این ترتیب که اگر دو رقیب موفق شوند تائید سناتوری برجسته به اسم سناتور تامسون (جفری رایت) را کسب کنند می توانند در آینده شانس بالایی برای کسب نامزدی حزبشان داشته باشند. تائیدی آنقدر مهم و سرنوشت ساز که رقیب موریس یعنی سناتور پولمن حاضر است برای گرفتن آن هر هزینه ای را متقبل شود. این درست کاری ست که موریس زیر بار آن نمی رود، اما برملا شدن رابطه نامشروع یکی از کارآموزهای جوان ستاد با فرماندار موریس باعث می شود تا استفان پی به رازهای بی شرمانه ای ببرد که در نهایت بر روی تفکرات سیاسی اش نیز تاثیر می گذارد.

کلونی که علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه را هم خودش نوشته، مانند اغلب آمریکایی ها دید مثبتی نسبت به جریان های سیاسی ندارد. با این که شخصیت اش در فیلم فردی پیشرو و لیبرو است ولی نشان می دهد که هدف اش در باطن کسب قدرت است و شعارهای انتخاباتی فقط وسیله ای ست برای رسیدن به آن. در واقع وقتی پای رقابت انتخاباتی به میان می آید، دیگر میان دموکرات ها و جمهوری خواهان تفاوت چندانی به چشم نمی خورد. در بازی کثیف سیاسی حتی اغلب برنده ها نیز بازنده محسوب می شوند. کلونی نیز با همین دیدگاه واقعیت سیاسی آمریکا را بدون اغراق و حاشیه سازی به شیوه ای باورپذیر و کاملاً قابل قبول به تصویر کشیده است.

«نیمه ماه مارس» از لحاظ فنی درامی ست ماجرایی، ولی بدون حتی یک سکانس که بتوان اسم آن را اکشن گذاشت. شخصیت هر کدام از بازیگران، دغدغه ها و رابطه هایشان در نیمه ابتدایی فیلم و پیش از به وقوع پیوستن رویدادهای کلیدی به خوبی پرداخت شده اند؛ به طوری که در نیمه دوم تنش ها به اوج می رسد، رفتارهایشان به راحتی برای تماشاگران قابل باور است. از آنجایی که در فیلم از عناصر رایج ژانر ماجراجویی استفاده نشده، کارگردان سعی کرده برای جذابیت هرچه بیشتر داستان از تعلیق در پایان آن استفاده کند. نوعی بلاتکلیفی که هوشمندانه تماشاگر را درگیر سرانجام گُنگ و مبهم شخصیت های داستان می کند، و این که نمی داند که آیا این افراد در پایان ماجرا واقعا پیروز هستند یا این که از درون و باطن باخته و افرادی بازنده اند.
وزن و بار فنی فیلم به لحاظ بازیگری بسیار بالاست. ترکیب بازیگران فیلم شگفت انگیز است. از میان شش نفر از بازیگران اصلی فیلم یعنی کلونی، گاسلینگ، هافمن، جیاماتی، تامی و ایوان ریچل وود یازده نامزدی و سه برنده اسکار را می توان بیرون کشید. نقش های مکمل نیز از بهترین "بازیگران شخصیت" حال حاضر ازجمله جفری رایت و جنیفر اِلی استفاده شده است. جمع شدن این تعداد بازیگر موفق و کاربلد در کنار هم نه بخاطر کیفیت بالای تولید بلکه بیشتر به علت محبوبیت بسیار بالای کلونی در هالیوود است.

گاسلینگ به عنوان ستاره ی اول فیلم به نسبت سایرین شخصیت پردازی بهتری دارد. او تقریباً در تمامی سکانس ها حضور دارد، گویی در طول داستان آرام آرام و به تدریج با دیدن واقعیت ها به سوی تاریکی و پوچی گام برمی دارد. البته باید در نظر گرفت که این شخصیت پردازی بی نظیر بدون بازی های درخشان دیگر بازیگران امکان پذیر نبود. کلونی در نقش سیاستمداری صادق و فهمیده، هافمن در نقش فردی کهنه کار و باتجربه که وفاداری از همه چیز برایش مهمتر است، جیاماتی دشمنی ست با رفتاری ماکیاولیستی که تقریباً تمام شرافت و انسانیت اش را در مسیر سیاست از دست داده، تامی در نقش خبرنگار و روزنامه نگاری که تنها آنهایی را "دوست" می نامد که که به او اطلاعاتی جنجالی و به دردبخور بدهند، و ایوان ریچل وود دختر در نقش جوانی که در پشت ایده آل گرایی اهداف دیگری را دنبال می کند. بنابراین حضور این گروه از بازیگران زبده باعث جذابیت هرچه بیشتر داستان فیلم شده است.

«نیمه ماه مارس» یکی از صادقانه ترین فیلم های به نمایش درآمده در مورد سیاست در آمریکاست. در واقع داستان فیلم چیز جدیدی نیست که مردم آمریکا از آن بی خبر باشند، بلکه نکنه غیرمنتظره در رابطه با فیلم توجه فیلمساز مشهور و شناخته شده ای همچون جورج کلونی به این موضوع است. با وجود تمام عناصر لیبرال در فیلم، وقتی که فیلم تمام می شود تماشاگر در تعجب و، بهت و حیرت باقی می ماند که آیا شخصیت های برنده ی داستان واقعاً پیروز شده اند یا نه، واقعیتی که تا پیش از این در کمتر فیلمی نشان داده شده است.
دیدگاه ها
فیلم تلخ اما فوق العاده جذاب و تاثیرگذاری هست. یکی از بهترین فیلمهای با مضمون سیاسی هست که تا به حال دیدم.
یکی از فیلم های محبوب من. یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما در رابطه با سیاست و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا.
این فیلم فوق العاده. بازی های عالی. داستان محشر. یکی از فیلم های مورد علاقه منه.