- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

جدا از رابطه کاپیتان و باکی، «جنگ داخلی» یک عنصر واقعی دیگر را به دنیای «انتقام جویان» اضافه می کند. بدگمانی کشورهای دیگر جهان بیشتر شده و از این گروه ابرقهرمانی می خواهند به کمیسیون جهانی اجازه دهد تا بر اعمالشان نظارت داشته باشد. تعدادی از انتقام جویان مانند مرد آهنی (رابرت داونی جونیور) ، بیوه سیاه (اسکارلت یوهانسون) ، ماشین جنگی (دان چیدل) و ویژن (پال بتانی) با اکراه موافقت می کنند. کاپیتان فالکون / شاهین (آنتونی مکی)، هاوکی (جرمی رنر)، مرد مورچه ای (پاول راد) و اسکارلت حادوگر (الیزابت اولسن) معتقدند که استقلال گروه در خطر است. تازه کارها پلنگ سیاه (چادویک بوسمن) و مرد عنکبوتی (تام هالند) از مرد آهنی هواداری می کنند. این گونه، خطوط جنگی ترسیم می شوند و مناقشات سیاسی در طول جنگ نمود پیدا می کند. اگرچه نتایج به دست آمده به طور ناامیدکننده ای محدود است.

فیلم «بتمن در برابر سوپرمن» (که موفقیت محدودی داشت) تلاش کرد تا خسارت های ناشی از فعالیت های ابرقهرمان ها را نشان دهد که حتی با وجود حاصل شدن مقصود (ازبین بردن تهدیدات یک شرور بزرگ)، مقدار تلفات غیرنظامی غیرقابل قبول بود. «جنگ داخلی» هم مشابه عمل می کند. راهکار نظارت دولت بر اعمال ابرقهرمانان توطئه آمیز به نظر می رسد اما به طرز خوب و موثری در این فیلم استفاده نشده است. به طور کلی، مجموعه فیلم های «مردان ایکس» این کار را بهتر انجام داده اند. اما حداقل این فیلم داستان را به گونه ای تعریف می کند که بیننده ترجیح می دهد آن را دنبال کند.

موفقیت فیلم مدیون برآورده کردن انتظارات تماشاگرانش است که به خوبی تقابل بین ابرقهرمانان را بازگو می کند. در دهه 1970 و 1980 جنگ های بزرگ کامیک بوکی پرطرفدار و پرفروش بودند و این به ترقی و تکامل آنها کمک زیادی کرد. در کتاب های کامیک هیچ چیز "خیلی بدی" رُخ نمی دهد و آدم خوب های داستان در مقابل مسائل جدی فقط غُر می زنند. بنابراین «جنگ داخلی» پر است از له کردن و کتک کاری و ترکاندن و انهدام. (با وجود این که فیلم در حالت کلی شوخ طبعی خود را حفظ می کند). به علاوه، با وجود اتفاقات زیادی که در خلال جنگ بزرگ رُخ می دهد، کارگردانان آنتونی و جو روسو نمی توانند قدرت اکشن فیلم را حفظ کنند. بعضی از شخصیت ها به حال خود رها می شوند و گاه گداری دوربین به آنهاباز می گردد. همین که داستان فیلم تعداد زیادی کاراکتر تعریف می کند و فیلمسازان تلاش می کنند به هر کدام بپردازند، خود یک مشکل است. با پیشرفت داستان، این آشوب داخلی قدرتمندتر، هیجان انگیزتر و متقاعدکننده تر می شود. صحنه های جنگ دراماتیک است و تنها نمایشی نیست.

علاقه مارول به هرچه سریع تر واردکردن مرد عنکبوتی به آنچه که "کهکشان سینمایی مارول" شناخته می شود، با وجود حضور اندک او چندان نتیجه بخش نبوده است. اگرچه مرد عنکبوتی مشارکت ارزشمندی در صحنه جنگ دارد، اما معرفی نامناسب او به کل بدنه فیلم ضربه می زند. تام هالند با فرصتی که کسب کرده می تواند در قالب نقش پیتر پارکر پیشرفت کند اگرچه این آغاز فرخنده برای او نبود. این ورود ناگهانی او فرصت همذات پنداری و درک شرایط را از مخاطب می گیرد. و با وجود این که من ماریسا تومی را تحسین می کنم، اما به نظر من انتخاب او برای نقش عمه مِی عجیب و غریب به نظر می رسد.

ساختن فیلمی مجزا برای «مرد مورچه ای» عاقلانه به نظر می آید، چون او بر خلاف مرد عنکبوتی بدون هیچ زمینه ای به متن داستان وارد نمی شود. پل راد نقش اسکات لانگ را مال خود کرده است. و اگرچه مرد عنکبوتی ابرقهرمان شناخته شده تری است (مسلماً شناخته شده ترین ابرقهرمان مارول) اما نمی توان گفت نقش پیتر پارکر در این فیلم خوب و جا افتاده است. می توان گفت مارول با دقت، سعی در تعریف دنیا و شخصیت هایش دارد، در حالی که کمپانی دی سی با چپاندن زوری و عجولانه ی زن شگفت انگیز در فیلم «بتمن در برابر سوپرمن» نشان داد که اشتباه عمل کرده است. لحن «جنگ داخلی» نسبت به دنیای تیره و افسرده ای که زاک اشنایدر در «بتمن در برابر سوپرمن» خلق کرده بود، تازه نفس و متفاوت بوده که هدف آن سرگرم کردن تماشاگران نه افسرده کردن آنها است. دیالوگ های تونی استارک مانند همیشه بدبینانه اما شوخ نوشته شده است. مرد عنکبوتی نیز هنگام مبارزه کردن تیکه پرانی می کند. و این که تمامی صحنه ها در شب یا در باران اتفاق نمی افتد. لحظات تاریک زیادی در فیلم وجود دارد اما با لحظه های امیدبخش و ملایم در تعادل و تناسب است.

فیلم های برگرفته از کامیک بوک ها به نقطه ای رسیده اند که هرکدام از آنها از روایت داستانیِ بهتر و غنی تری برخوردار باشد، نسبت به بقیه فیلم های پیشین موفق تر خواهد بود. «انتقام جویان» تا این لحظه کماکان بهترین فیلمِ تیمیِ ابرقهرمانان است، به طوری که تا کنون رقیبی نتوانسته این عنوان را از آن سلب کند. «ددپول» سرگرم کننده ترین ابرقهرمانی است که از سال 2012 بر پرده سینماها نقش بسته است. «جنگ داخلی» از فیلم های پر ادعای «انتقام جویان 2» و «بتمن در برابر سوپرمن» تاریک و محزون بهتر است، اما به اندازه «سرباز زمستانی» جذاب و محکم نیست. این روزها فیلم های ابرقهرمانی به سمت جنگ های بزرگ تر پیش می روند. این فیلم هم جذاب است اما در حالت کلی بیننده را کاملاً راضی نمی کند. مارول ما را برای "اتفاقات بزرگی که در راهند" مشتاق نگه داشته است. خوشبختانه وقتی این اتفاقات رُخ دهند، انتظاراتی که از این هیجانات به دست آمده را می توانند برآورده کنند.
دیدگاه ها
حضور پیتر پارکر خیلی تبلیغاتی بود و خیلی توی ذوق می زد. کاپیتان آمریکا و آیرون من هم تبدیل به کارکترهای زورگویی شدن و آدم نمی تونه خیلی درکشون کنه.
کاپیتان آمریکا و آیرون عالی ان. مرد عنکبوتی این وسط چی می خواست؟
من با وجودی که از فیلم های ابرقهرمانی خسته شدم و تصمیم داشتم تا یک مدتی این سری فیلم ها که به شدت کشدار و حسته کننده شدن رو نبینم اما از "جنگ داخلی" خوشم امد. یکی از منسجم ترین و ساخته و پرداخته شده ترین فیلم مجموعه انتقام جویان و کاپیتان آمریکا هست.
به نظر من هم بیشتر شبیه "اونجرز"ها بود تا کاپیتان آمریکا. بهترینِ مجکوعه نبود اما از "سرباز زمستانی" بهتر و پخته تر بود.
فوق العاده بود. به نظر من بهترین فیلم انتقام جویان و کاپیتان آمریکا هست تا اینجای کار.