یک ملودرام اشک انگیز با مقادیری موعظه مذهبی

جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۵۰


اساس و بنیادی که فیلم «معجزه هایی از بهشت» بر آن بنا شده است، کلیت خودِ فیلم را زیر سوال می برد. اگر معجزه در تک تکِ لحظات زندگی جاری است چه کسی حاضر است وقت خود را با دیدن این فیلم متوسط تلف کند؟! در ضمن دستکاری های غیرقابل چشم پوشی ای در این فیلم الهام بخشِ بی معنی و البته بی ضرر دیده می شود و ممکن است بینندگان معتقد و مذهبی نسبت به آن اعتراض داشته باشند، آن هم اثری که قرار است خالصانه منظور خود را بیان کند. در عوض بهتر است این عده به تماشای فیلم موفق معنوی «بهشت واقعی است» (2014) بنشینند که یک موفقیت تجاری بزرگ بود و از هر جهت فیلم بهتری است و مثل «معجزه هایی از بهشت» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است. آن فیلم ماجرای کودکی را بیان می کند که مدعی است بهشت را تجربه کرده و به زندگی بازگشته است تا مردم را آگاه کند. «بهشت واقعی است» که در فصل عید پاک مسیحیان اکران شد توانست هم در گیشه موفق باشد و هم نظر تقریباً مساعد منتقدان را به همراه داشته باشد.



این فیلم پاتریشیا ریگن (چندماه پیش فیلم «33 نفر» از او اکران شد) بیشتر برای گروه کُر کلیسا مناسب است، اگرچه گمان نکنم آنها هم حاضر باشند به تماشای چنین فیلمی بنشینند. خیلی عجیب است که «معجزه هایی از بهشت» هیچ ریسکی نمی کند. این فیلم کلیساروهای معتقد را صریحاً تصدیق می کند و بر مقطعی از زندگی زنی تمرکز می کند که بر اثر بیماری نادری که فرزندش را تهدید می کند، ایمانش دچار لغزش شده است. با وجود این که فیلم موعظه کم ندارد اما نمی توان گفت که همه داستان را تشکیل می دهد.

فیلمنامه ی اقتباسی رندی براون بر اساس شرح حال زنی اهل تگزاس به نام کریستی بیم (با بازی جنیفر گارنر) که مادر آنابلا (کایلی راجرز) و دو دختر دیگر است. آنابلا از یک بیماری گوارشی مزمن رنج می برد که به تدریج این بیماری رشد کرده و او را با خطر مرگ مواجه می کند. با این که همسر دامپزشک کریستی یعنی کوین (مارتین هندرسون) و دو دختر دیگرشان – اَبی (برایتون شاربینو) و آدِلاین (کورتنی فانسلر) – تمام تلاش خود را برای سلامتی آنابلا انجام می دهند، اما این کریستی است که برای نجات دخترش خود را به آب و آتش می زند. تا جایی که به صورت موقت به بوستون نقل مکان می کند و بدون قرار ملاقات قبلی دفتر کار دکتر نورکو (یوژِنیو دِربیز) را به هم می ریزد.



تعهد تندخویانه کریستی نسبت به دخترش آنابلا هسته مرکزی فیلم را تشکیل می دهد. و این که بخش عمده مدت زمان آن به دست و پنجه نرم کردن با بیماری آنابلا و ناامیدی مادر و دختر می گذرد، چیزی که به فیلم اعتبار می بخشد. در «بهشت واقعی است» رابطه پدر و پسری را شاهد بودیم اما خوشبختانه در این فیلم رابطه مادر و دختری خوب از آب در آمده و گارنر و راجرز به خوبی وظیفه خود را انجام داده و توانسته اند میزان غم و رنجی که کودکان بیمار وسرپرستان آنها تحمل می کنند را به خوبی به بیننده انتقال دهند. حاصل تلاش ریگن بیشتر شبیه یک فیلم تلویزیونی شده و علی رغم تلاش های او برای جلوه سینمایی بخشیدن به اثرش، در انجام این کار ناتوان مانده است. فیلم بیشتر به یک فیلم ترسناک برای والدین شابهت دارد. وقتی که عوارض زمین گیر شدن آنابلا، کریستی را هم در بر می گیرد، فیلم سوالاتی را در ذهن بیننده بر می انگیزد مانند این که چه بر سر یک دختر بچه ناامید خواهد آمد هنگامی که اراده برای زندگی را از دست می دهد...؟



اما در نهایت داستان «معجزه هایی از بهشت» به معجزه ی بزرگ خود می رسد: بهبودی خود به خودیِ آنابلا، بدون هیچ دلیل موجه پزشکی، هنگامی که به طرز خطرناکی درون یک گودال عمیق در تنه ی یک درخت (که طراحی آن با طراح تولید دیوید سندیفر بوده) در حیاط پشتی خانه شان سقوط می کند. ناپدید شدن ناگهانی بیماری او همه را شگفت زده می کند، اما این اصرار ملایم خودِ آنابلاست که باعث این مکاشفات و سفر فراجسمی او می شود - که با استفاده از جلوه های ویژه جایی بین اثر پرزرق و برق پیتر جکسون «استخوان های دوست داشتنی» و هنگامی که آنابلا در موزه بوستون محو نقاشی مونه (اسکار-کلود مونه، شاعر و نقاش فرانسوی قرن نوزدهم و بنیانگذار سبک امپرسیونیسم) می شود ، تصویر شده است – هنگامی که ناخودآگاه باعث می شود مادرش کریستی به اعتقادات مذهبی و مسیحی خود پای بندتر شود.



تمامی مصیبت ها وقتی خاتمه می یابد که کریستی با کشیش مهربان، پاستور اسکات (کارول لینچ) در کلیسا دیدار می کند و این نقل قول منتسب به آلبرت انیشتین را می شنود: "تنها دو راه برای گذران زندگی وجود دارد؛ یکی این که باور کنی هیچ چیزی معجزه نیست یا این که باور کنی هر چیزی در زندگی معجزه است". و یک روزنامه نگار بی اعتقاد (وین پیِر) که دخترش هم اتاقی آنابلا در بیمارستان است، هنگام اظهارنظر ناگهانی یکی از دیرباوران اهل آن منطقه و شنیدن دفاعیات کریستی در کلیسا با او هم عقیده می شود. این اتفاقات کافی است تا احساسات تماشاگران برانگیخته شود و مسلماً مخاطبانی که این فیلم را برای دیدن انتخاب کرده اند، به خوبی می دانند که با چه نوع فیلمی مواجه هستند. فیلم برای این که حسن نیت خود را نشان دهد، با نشان دادن تصاویری خوشحال از خانواده واقعی "بیم" در خانه شان خاتمه می یابد. ما چهره های خندانشان را بعد از تماشای تمام آن اتفاقات می بینیم بدون آن که برایمان ثابت شده باشد که واقعاً معجزه ای رُخ داده است یا نه. اما این فیلم می تواند برای مومنان واقعی یک اثر اطمینان بخش و زیبا باشد.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

عاطفه
  •  14
  • |
  •  17
  • |

    بازی دختره خیلی خوب و تاثیرگذاره. جنیفر گارنر هم خوبه اما بقیه شخصیت ها خیلی شعاری رفتار می کنند و هِی حرفای گنده می زنند. برخورد تصنعی شخصیت ها کمی توی ذوق می زنه.

    بردیا زمانی
    •  14
    • |
    •  17
    • |

      وقتی فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده دیگر بحث درباره کلیت یا موضوع فیلم خیلی احمقانه هست. همچین اتفاقی در رابطه با یک خانواده ای در آمریکا با چنین مشخصاتی افتاده. حالا این که ما با معجزه و مسایل مذهبی مشکل داریم دلیل نمیشه که بخوایم به اسم منتقد به جای نقد کردن فیلم و عوامل فیلم رو مسخره کنیم. از همون اولش باید می گفت من از همچین فیلمهایی خوشم نمیاد و خلاص.

      اویتسا افشارطوس
      •  16
      • |
      •  22
      • |

        من آدم مذهبی نیستم اما انصافا فیلم خوش ساخت و جذابی بود. از "بهشت واقعی است" که بهتر بود.

        الهام زرین چنگ
        •  15
        • |
        •  21
        • |

          فیلم گرم و فوق العاده جذابی بود. من فیلم رو خیلی دوست داشتم.