جنگ از دریچه ی چشم یک پدر

شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۱۹


راسل کرو در نخستين تجربه‌ی کارگردانی‌اش سعی کرده تا ماجرایی درباره‌ی جنگ، تراژدی، از دست دادن عزيزان، عشق و التيام زخم‌ها تعريف کند. نتيجه‌ی سخت کوشی او از همان ابتدای فيلم معلوم است و محصول نهایی به‌ قدری از پی‌رنگ‌ها و شخصيت‌های فرعی انباشته شده که اغلب احساس می‌شود با نسخه‌ی مدرسه ای و خلاصه شده از رمانی پيچيده روبه‌رو هستيم. در واقع کرو مواد يک مينی‌سريال را در قالب يک فيلم سينمایی فشرده کرده و در نتيجه محصولی شتاب‌زده و دست‌پاچه به‌دست آمده که فضای چندانی برای پرداختن به ظرافت ها و جزئيات ندارد.



می‌گویند در دنيا کمتر چیزی هست که برای پدر يا مادر سخت‌تر از زنده ماندن بعد از فرزندشان باشد؛ کانر (راسل کرو) سه بار مجبور به تحمل اين درد شده است: چهار سال قبل از اين‌که اتفاقات فيلم «میرآب» رُخ دهند، تمام پسران او در يک روز در نبرد گاليپولی ناپديد شده‌اند. کانر با تمرکز روی کارش به‌عنوان کشاورز و میرآب با اين درد کنار آمده، اما همسرش با کشتن خود سعی می‌کند از اين درد خلاص شود. کانر تنها و نااميد تصميم می‌گيرد به ترکيه برود و بقايای پسرانش را برای تدفين و خاکسپاری در کنار مادرشان پس بگيرد، اما آنچه در پايان اين سفر طولانی به آن می‌رسد سرزمينی است که جنگ و درگيری چندپاره‌اش کرده است. در شرايطی که امپراتوری عثمانی به‌حالت احتضار افتاده، به او اجازه نمی‌دهند از مناطق جنگی ديدن کند و سفرش، ظاهراً، با شکست روبه‌رو می‌شود، تا اين‌که عايشه (اولگا کوریلنکو)، صاحب هتلی کوچک که در آن اقامت دارد، برای رسيدن به مقصد راهی نشانش می‌دهد که نيازی به مجوز رسمی ندارد.



بهترين و تاثیرگذارترين صحنه‌های «میرآب» صحنه‌های آغازينِ آن هستند. کرو شخصيت کانر را به‌ صورت مردی استوار و يک‌دنده تصوير می‌کند که، اگرچه اندوهش را پنهان کرده، اما آن اندوه گاهی از درونش به بيرون زبانه می‌کشد. فلاش‌بک‌ها نگاهی اجمالی به زندگی او، قبل از جنگ، و همچنين جزئياتی از آخرين لحظاتی که هر سه پسرش با آتش مسلسل نقش بر زمين می‌شوند به بيننده ارائه می‌دهند. تماشای مرگ جانکاه يکی از پسرانش بسيار دردناک است.

در ترکيه، کانر به عايشه، بيوه‌ای که از استراليایی‌ها متنفر است و پسری دارد که به قلب اين مرد خشن و زمخت راه پيدا کرده، علاقه‌مند می‌شود. اين جنبه از داستان خيلی ناشيانه ارائه می‌شود و اصلاً موثق نيست. اگرچه اين‌ که کانر به‌دنبال فرد جديدی است که بعد از ازدست دادن همه‌ی نزديکانش به او ابراز محبت کند، از نظر عاطفی رضايت‌بخش است، اما هيچ‌چيز قانع کننده ای درباره‌ی رُمانس در فيلم ديده نمی‌شود. این نکته در مورد سفر غيرمحتمل کانر همراه با يک سرگرد ترک (ييلماز اردوغان)، که تصميم به شرکت در جنگ بر ضد يونانی‌های متخاصم گرفته، نيز صِدق می‌کند. در حالی که نيمه‌ی نخست «میرآب» خيلی مطمئن و موثق پيش می‌رود، نيمه‌ی دوم پر است از مايه‌های مصنوعی و غيرواقعی.



موضوعات و بحث و جدل های زيادی روی فيلم سايه انداخته‌اند. ترک‌ها، همزمان با شکست استراليایی‌ها در گاليپولی، مشغول اقدام وحشيانه‌ای، که امروز به "کشتار ارامنه" معروف شده، بودند. در فيلم به اين اتفاق اشاره‌ای نمی‌شود؛ در واقع بستر فيلم اجازه‌ی طرح چنين چيزی را نمی‌دهد. با اين حال، «میرآب» به چوبی دوسَرنجس تبديل شده و بسياری از نقدهای مخالف آن از جانب کسانی مطرح می‌شود که فيلم را نديده‌اند. این درست که نسل‌کشی ارامنه بدترين تراژدی ممکن است، اما این موضوع موردنظر «میرآب» نیست و کرو نبايد بابت نپرداختن به آن محکوم شود (برای افراد علاقه‌مند، فيلم «آرارات» اتوم اگويان محصول 2002 خيلی جدی به اين موضوع پرداخته است).



«میرآب» در واقع به آشفتگی و رخدادهای حول سقوط امپراتوری عثمانی نمی‌پردازد، گرچه خيلی جزئی اشاره‌ای به آن می‌کند تا صحنه‌‌ی خود را بيارايد. فيلم درباره‌ی مردی است که بر درد غيرقابل‌تصور از دست دادن عزيزانش غلبه می‌کند و همواره با اين احساس گناه دست‌به‌گريبان است که چرا مانع از رفتن پسرانش به آغوش مرگ نشده است. اين فيلم درباره‌ی پدران و پسران (مُرده و زنده) است. تصويربرداری فيلم فوق‌العاده است و صحنه‌های نبرد تأثيرگذار هستند، اما حيف که کرو اجازه‌ی تنفس به شخصيت‌ها و شرايطشان نداده است؛ اگر اين‌گونه می‌شد، بهتر می‌توانستيم با اين داستان حماسی همراه شويم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

یحیی گلریز
  •  11
  • |
  •  17
  • |

    اتفاقا صحنه های نبرد و جبهه جنگ زیاد جالب از کار درنیامده. بیشتر جذابیت فیلم بخاطر حضور و کاراکتر خود راسل کرو هست. کارگردانی و بازی همزمان کار سختیه اما راسل کرو هم بازیش خوبه و هم کارگردانیش.

    بیژن شعبان پور
    •  8
    • |
    •  15
    • |

      یک فیلم خوش ساخت اما متوسط از یک ستاره و بازیگر درجه یک و حرفه ای.

      تیرداد شکور
      •  10
      • |
      •  19
      • |

        به عنوان اولین تجربه کارگردانی فیلم خوبی بود. جالب این که راسل کرو بازیش از کارگردانیش خیلی بهتر و مسلط تر هست در طول فیلم.

        تیرداد شکور
        •  11
        • |
        •  17
        • |

          به عنوان اولین تجربه کارگردانی فیلم خوبی بود. جالب این که راسل کرو بازیش از کارگردانیش خیلی بهتر و مسلط تر هست در طول فیلم.